پست مدرنیسم در تقابل با مدرنیسم و دیدگاههای مدرنیته نسبت به خرد و عقلگرایی تعریف میشود و نگاه جدیدی به چیستی حقیقت و واقعیت میاندازد. استیون آر. سی. هیکس در کتاب تبیین پست مدرنیسم، همین رویه را برای شرح پست مدرنیسم اتخاذ کرده است. این پژوهش که در گروه کتابهای فلسفه طبقهبندی میشود، با شک به خرد روشنگری آغاز میکند و نظریات فیلسوفان را از روسو گرفته تا فوکو بیان میکند تا نگاه پست مدرنیسم را به حقیقت شرح داده و تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن را توضیح دهد.
دربارهی کتاب تبیین پست مدرنیسم
پست مدرنیسم یک جنبش فلسفی و فرهنگی است که به شک و تردید نسبت به مفاهیم حقیقت، واقعیت و اصالت میپردازد. این جنبش با نقد عقلگرایی و دستاوردهای علمی و تکنولوژیکی مدرنیته، تلاش میکند تا مفاهیم جدید و بدیع برای فهم واقعیت ارائه دهد. میشل فوکو، ژاک دریدا و لیوتار از پیشگامان و نظریهپردازان پست مدرن هستند که جهان فکری پست مدرنیسم را تبیین میکنند. آنها باور دارند واقعیت نه یک مفهوم ثابت و مطلق، بلکه یک سازهی اجتماعی و فرهنگی است که بر اساس مفاهیم قدرت و زبان شکل میگیرد. در اصل پست مدرنیسم با نشاندن برساختهای اجتماعی- زبانی بهجای واقعیت، بر ذهنی بودن، قراردادی بودن و قیاسپذیری آنها تأکید میکند. فهم آنچه این جنبش هست و آنچه نیست، در گروی آن است که این اصطلاح را در تقابل و قیاس با مدرنیسم، روشنگری و خرد و عقلانیت مدرنیسم قرار دهیم. این کاری است که استیون آر. سی. هیکس (Stephen R.C. Hicks) در کتاب تبیین پست مدرنیسم (Explaining Postmodernism) انجام میدهد.
نویسنده پس از شرح دربارهی چیستی پست مدرنیسم، به خرد روشنگری میپردازد. او تاریخچهی پیدایش دورهی مدرن و روشنگری را در اروپا شرح میدهد و به ریشههای شکلگیری جریانهای ضد روشنگری اشاره میکند. سپس بیان میکند که چگونه نقدها و اتهامها علیه خرد روشنگری بهمرور شکل گرفت تا در نهایت به بازتعریف فلسفهی کسانی چون روسو، کانت و هگل انجامید. استیون آر. سی. هیکس در کتاب تبیین پست مدرنیسم به اندیشههای این فیلسوفان نگاه میاندازد و خوانش جدیدی از آنها در زمینههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مطرح میکند.

استیون آر. سی. هیکس در این کتاب به تحلیل تأثیرات پستمدرنیسم بر سیاستهای سوسیالیستی نیز میپردازد. او بررسی میکند که چگونه پسامدرنیسم با نقد نهادهای قدرت و ساختارهای اجتماعی، به نقد سیستمهای سوسیالیستی و تلاش برای ایجاد تغییرات اجتماعی پرداخته است. هیکس همچنین به بررسی تأثیرات پسامدرنیسم بر هنر و فرهنگ میپردازد. وی نشان میدهد که چگونه پسامدرنیسم به بازتعریف مفهوم هنر و فرهنگ پرداخته و با نقد معیارهای زیباییشناسی مدرن، تلاش کرده است تا اشکال هنری جدید و متنوعی را معرفی کند.
در مجموع، استیون آر. سی. هیکس در کتاب تبیین پست مدرنیسم نشان میدهد که چگونه متفکران مکتب پست مدرن به نقد عقلگرایی و دستاوردهای عملی مدرنیته پرداختند، با شک و تردید به مفاهیم حقیقت و واقعیت نگریستند و در عوض به تحلیل ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و زبانی دست زدند.
این کتاب را انتشارات ققنوس با ترجمهی حسن پورسفیر منتشر کرده است.
کتاب تبیین پست مدرنیسم برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای علاقهمندان به فلسفه، علوم سیاسی یا فعالان اجتماعی و فرهنگی، بهویژه کسانی که در زمینهی پست مدرنیسم و تأثیرات آن بر عرصههای سیاست، جامعه و فرهنگ مطالعه میکنند، مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب تبیین پست مدرنیسم: شک گرایی و سوسیالیسم از روسو تا فوکو میخوانیم
نخستین حمله مستقیم بزرگ به روشنگرى کار روسو (1712-1778) بود. روسو به شایستگى به پسر نااهل فلسفه فرانسه قرن هجدهم مشهور است. در بستر فرهنگ روشنفکرى روشنگرى، روسو یک صداى مخالف عمده بود. وى ستایشگر تمام چیزهاى اسپارتى بود اسپارتِ جماعتگرایى، نظامىگرایانه و فئودالى و خوارشمارنده تمام چیزهاىآتنى آتنِ باستانىِ تجارت، جهانوطنگرایى و هنرهاى والا.
به نظر روسو، تمدن نه فقط نظام ظالمانه فئودالى فرانسه قرن هجدهم با اشرافسالارى منحط و انگلوارش، بلکه جایگزین روشنگرانه آن نیز با تمجیدش از خرد، مالکیت، هنرها و علوم یکسره تباهکننده است. هر ویژگى عمدهاى از روشنگرى را که نام ببرید، روسو ضد آن بود.
روسو در کتابش تحت عنوان گفتار در باب منشأ نابرابرى، حملهاش را به بنیان طرح روشنگرى، یعنى خرد، آغاز کرد. فیلوزوفها کاملاً درست مىگفتند که خرد پایه و اساس تمدن است. با این حال، پیشرفت عقلانى تمدن هر چیزى است غیر از پیشرفت، زیرا تمدن به بهاى مرگ اخلاقیت به دست مىآید. رابطه معکوسى میان پیشرفت فرهنگى و پیشرفت اخلاقى وجود دارد: فرهنگ دانش، تجمل و فرهیختگى زیادى به وجود مىآورد، اما دانش، تجمل و فرهیختگى همگى موجب انحطاط اخلاقىاند.
ریشه انحطاط اخلاقى ما خرد، همان گناه اولیه بشر، است. پیش از آنکه خرد انسانها بیدار شود، آنها موجودات سادهاى بودند، بیشترشان تنها مىزیستند و نیازهایشان را بهسادگى از محیط اطرافشان تأمین مىکردند. این وضعیتِ شادمانى ایدئال بود: «صاحب این قلم باید بگوید وضع طبیعى از آنجا که وضعى است که در آن دغدغه صیانت نفسمان کوچکترین منافاتى با دغدغه صیانت نفس دیگران ندارد، براى صلح مناسبتر بوده و تناسب بیشترى با نوع بشر داشته است.»
بله

















