کتاب تجربه گرایان نوشتهی لورنس کارلین، اطلاعاتی روشن و جامع در زمینهی شناخت اندیشمندان تأثیرگذاری ارائه میدهد که در تاریخ فلسفه نقش مهمی در توسعهی مفهوم محوری تجربهگرایی کلاسیک ایفا کردهاند. این کتاب علاوهبر شرح نظریات بنیادین این متفکران، مسائل فلسفی درون این نظریات را نیز میکاود. به این ترتیب راهنمای ایدهآلی را برای درک عمیق یکی از مفاهیم کلیدی تاریخ فلسفه فراهم میآورد.
دربارهی کتاب تجربه گرایان
لورنس کارلین (Laurence Carlin) کتاب تجربه گرایان (The Empiricists) را با هدف معرفی و بیان اندیشههای فلسفی تجربهگرایان مدرن نخستین به رشتهی تحریر درآورده است و مسیر رشد و نقطهی اوج اندیشهی آنها را همچون یک داستان شرح میدهد. او این اثر را به قصد ارائهی راهنمایی برای سرگشتگان تألیف کرده است و ادعا میکند با نگارش این کتاب دو هدف مهم را پیگیری میکند؛ اول اینکه در تلاش است تا نظریات فیلسوفان تجربهگرای قرن هفدهم و هجدهم را با تمرکز بر زمینهی فکری و اجتماعی آنها بیان کند و دیگر اینکه این نظریات و استدلالهای وابسته به آن را به گونهای ارائه دهد که باعث درکی عمیق در مخاطب شود.

نویسندهی این کتاب که خود استاد فلسفهی دانشگاه UWO در آمریکاست، سعی دارد به کمک اثرش، فیلسوفان شاخص دورهای را که تحت عنوان تجربهگرایی کلاسیک، نخستین، اولیه و یا سنتی شناخته میشود، به مخاطبان خود معرفی کند و به این پرسش پاسخ دهد که چرا در طی تاریخ فلسفه، تجربهگرایی مدرن به عنوان دورهای برجسته شناخته میشود.
از اینرو، محتوای این اثر بر مفاهیم اصلی تفکرات تجربهگرایان کلاسیک متمرکز است، یعنی جهانبینی هستیشناختی آنها را که دربردارندهی پرسشهایی مثل «چه نوع چیزهایی در جهان هستی وجود دارد؟ یا اینکه موجودات چرا و چگونه به این صورت رفتار میکنند؟» بررسی میکند و نظرگاههای این اندیشمندان دربارهی معرفت و روش را که سؤالاتی مثل «چه چیزی باعث شکلگیری معرفت در موجودات میشود؟ و ما آن را چگونه به دست میآوریم؟» را دربردارد، مورد کنکاش قرار میدهد.
لورنس کارلین در ابتدا تجربهگرایان و زمینهی فکری آنها را معرفی میکند، سپس در هر فصل دیدگاه و تحلیلهای آنها را به تفصیل و در عین حال با بیانی ساده و قابل درک ارائه میدهد. با اینکه نویسندهی کتاب تجربه گرایان، بر جان لاک، جرج بارکلی و دیوید هیوم بهعنوان چهرههای سرشناس جنبش تجربهگرایی تمرکز دارد اما از بررسی تأثیر و مشارکت شخصیتهای متفکر مهم دیگری مثل فرانسیس بیکن، توماس هابز، رابرت بویل، اسحاق نیوتون و پیر گاسندی نیز غافل نمانده است.
لورنس کارلین با نگرشی همهجانبه سعی خود را بر این متمرکز کرده تا تمامی مخاطبان اهل اندیشه که شناخت اندکی نسبت تجربهگرایی مدرن نخستین دارند و یا حتی شناختی ندارند، بتوانند به سادگی از مفاهیم ارائه شده در این کتاب بهره ببرند. درحقیقت کتاب تجربهگرایان از این حیث حائز اهمیت است که تفاسیر خود را با اتکا بر منابع دست اول تجربهگرایان اولیه به نگارش درآورده است و همچنین، با توضیحاتی روشن، اهمِ اندیشههای این متفکران را به شرح و بحث میگذارد.
چنین روشی نه تنها نقاط قوت این اندیشهها را برجسته میکند بلکه باعث میشود نقاط ضعف آن نیز دور از چشم نماند. بنابراین میتوان اذعان کرد مطالعهی چنین اثری به خوبی میتواند تصویری دقیق از دیدگاه متفکران و نتایج منطقی حاصل از این نظریات را در اختیار مخاطب قرار دهد. ناگفته نماند که این اثر ارزشمند، تأمل برانگیز و پرنکته با ترجمهی رحمان شریفزاده به فارسی ترجمه شده و انتشارات علمی و فرهنگی، آن را در دسترس اندیشهورزان فلسفهدوست قرار داده است.
کتاب تجربه گرایان برای چه کسانی مناسب است؟
دانشجویان رشتهی فلسفه و تمامی علاقهمندان به این حوزه، به خصوص کسانی که برای شناخت و درک دیدگاههای نظریهپردازان جنبش تجربهگرایی کلاسیک اشتیاق دارند، مطالعهی این کتاب نقاط تاریک بسیاری را برایشان روشن خواهد کرد.
در بخشی از کتاب تجربه گرایان میخوانیم
گاهی ادعا میشود که لاک نخستین تجربهگرای کلاسیک است. ادعا این است که وی بهتنهایی نخستین کسی بود که براساس مبانی تجربی علیه ارسطوگرایی استدلال کرد. به نظرم، این ادعا به وضوح غلط است؛ چون همانطور که تا به حال دیدهایم، بیکن، هابز، گاسندی و بویل دیدگاههای تجربهگرایانهای پیش از جستار لاک منتشر کردند.
با اینهمه، اولینبار لاک کارهای خاصی را برای جنبش تجربهگرایی انجام داد. او شالودهای معرفتشناختی برای علم و تجربهگرایی جدید، به طور کلی، مهیا کرد. در فصلهای پیشین دیدیم که هم مکانیسم و هم آزمایشورزی (در اکثر موارد) مؤلفههای مهم طرز فکر تجربهگرایی بودند. جستار لاک در پی توجیه مکانیسم و آزمایشورزی بود. دربارۀ مورد نخست، بحث مفصل وی درباب کیفیات اولیه و ثانویه وی را برآن داشت تا مدعی شود کیفیاتِ ذرهای شایان کاوش و بررسیاند.
درمورد فلسفۀ جدید آزمایشورزی، لاک درصدد بود نشان دهد که چگونه یادگیری و کسب معرفت بهتنهایی از مشاهدات حسی برمیآیند؛ ادعایی معرفتشناختی که بسیار همساز با علم جدیدی بود که هموطنان لاک ارائه کرده بودند. لاک درکل نخستین کسی بود که نظریۀ معرفت تجربی تمامعیاری عرضه کرد که بهمثابۀ پشتیبان توجیهی این جنبش بود.
این به معنای آن نیست که لاک مسائل فلسفی بغرنجی را ایجاد نکرده است؛ برای مثال، به نظر میرسد شماری از عناصر معرفتشناسی لاک به شکاکیت میانجامند. وی بهصراحت اعتقاد داشت که ما فقط به محتوای ذهنی (ایدهها) دسترسی داریم و هیچگاه دستمان به خود اشیا نمیرسد. از این گذشته، برخی از این ایدهها شبیه به اشیا نیستند و وقتی نوبت به ارتباطهای علّی میان اشیا و محتواهای حسی ما یعنی ارتباط میان کیفیات اولیه و ایدههای ما از کیفیات ثانویه میرسد، هیچ سرنخی [برای کشف چگونگی این ارتباط] در اختیار نداریم.
بله


















