تئاتر مدرن به شیوهی اروپاییان از قرن نوزدهم میلادی وارد ایران شد. با وجود این، هنرهای نمایشی به شکلهای ابتدایی در ایران سابقه دارد و سابقهی آن به دوران باستان میرسد. کتاب تاریخ تئاتر در ایران نوشتهی ویلم فلور پیشینهی انواع هنرهای نمایشی را در ایران، از نمایشهای بداهه گرفته تا نمایشهای عروسکی، مذهبی و تئاتر مدرن معرفی میکند.
دربارهی کتاب تاریخ تئاتر در ایران
اگرچه بیشتر مردم جهان، ایران را با تئاتر نمیشناسند، اما بیان دراماتیک همیشه پای ثابت فرهنگ ایرانی بوده است. حدود 2500 سال پیش پادشاهان و رعایا با نمایش کمدی در فرمهای رقص و پانتومیم در ارتباط بودند. رقاصان معمولاً ماسکهایی میپوشیدند که ردپایی از عصری قدیمیتر را در خود داشت؛ دورانی که این قبیل رقصها بهعنوان مناسک مذهبی در آن اجرا میشدند. همچنین درام کمیک شکلی بیسابقه به خود گرفت که در آن، موقعیتهای اجتماعی هجو میشد و مردم به واسطهی تقلید لهجهها و رفتارشان به تمسخر گرفته میشدند. ویلم فلور (Willem Floor) در کتاب تاریخ تئاتر در ایران (The History of Theater in Iran) انواع هنرهای نمایشی را که از دوران پیش از اسلام در سرزمین ایران سابقه دارد، معرفی میکند و پس از آن، به ترتیب به دوران اسلامی، نمایشهای مذهبی و ورود تئاتر مدرن اروپایی در قرن نوزدهم میپردازد.
در کتاب تاریخ تئاتر در ایران، مؤلف نشان میدهد نمایشهای شادیآور فیالبداهه یکی از انواع نمایش در ایران است که بیش از آنکه بر متن مکتوب استوار باشد، بر پایهی سخنان بداههی هنرمندان است. هنر نمایشی قدیمی دیگر، عروسکبازی است که خیلی زودتر از آنچه ذکر شده، حدود سال 1000 میلادی وجود داشته است. در ایران فقط عروسکهای دستپوش و نخی محبوبیت داشتند و سایهبازی به چنین محبوبیتی نرسید. همچنین درام روایی مانند رقص و میمِ کمیک از مناسک مذهبی سرچشمه میگیرد.
با گذشت زمان، هنرهای شفاهی شعر، نقالی، مرثیهخوانی و تعزیهخوانی که اغلب با موسیقی همراه بودند، رونق مییابد. در دوران اسلامی، این هنر تداوم مییابد و با مرثیهخوانی و نقلهای عمومی درمورد دلاوریهای پادشاهان باستان، انگیزهای برای این شکل هنری میشود. علاوه بر این، ایران تنها شکل نمایش حماسی مذهبی اسلامی (تعزیه خوانی) را تولید کرده که شهادت امام حسین را بازسازی میکند.

در تئاتر سنتی ایران، تفاوت چندانی بین فرهنگ بالا و پایین وجود نداشت؛ هرچند هنرمندانی که به دربار سلطنتی وابسته بودند و توسط ثروتمندان حمایت میشدند، نسبت به کسانی که برای عموم اجرا میکردند، شایستگی بیشتری داشتند. در این زمان، به استثنای درام مذهبی و روایی، از متون مکتوب بهندرت استفاده میشد و نقالان و قصهخوانان بیشتر بر حافظهی خود متکی بودند. ضمن آنکه هنرمندان، چه کمدین، لالباز، عروسکباز، مرثیهسرا (مرثیهخوان) یا نقال هم در محافل عمومی و هم در محافل خصوصی اجرا میکردند.
ویلم فلور در کتاب تاریخ تئاتر در ایران یک روند خطی و زمانی را طی میکند تا اینکه به دورهی معاصر میرسد. تئاتر اروپا با تکیه بر متن مکتوب و بازی غیربداهه، در سال 1878 وارد ایران میشود. تئاتر مدرن در ایران در اوایل قرن بیستم از روزهای اوج و شکوفایی برخوردار بود؛ اما از آن زمان تاکنون فرازونشیبهای زیادی را تجربه کرده است. امروزه این نوع از تئاتر، بار دیگر از محبوبیت زیادی برخوردار است. نویسنده اظهار میکند که همزمان، تئاتر سنتی در حال کشف مجدد است و نمایشنامهنویسان از برخی از اشکال آن برای توسعهی تئاتر مدرن بومی ایران استفاده میکنند؛ یعنی تلفیقی از گذشتهای دور و پربار و حال پویا.
ویلم فلور که خلأ کتابی را دربارهی تاریخ تئاتر در ایران به زبان انگلیسی احساس کرده این کتاب را به همراه تصاویر آرشیوی و جدولهایی شامل آمارهای مربوطه به انگلیسی نگاشته است. انتشارات افراز این کتاب را با ترجمهی امیر نجفی، سروش زاغیان و علی دلاوریمقدم منتشر کرده است.
کتاب تاریخ تئاتر در ایران برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای دانشجویان، پژوهشگران و متخصصان هنر تئاتر و تمام کسانی که علاقهمند هستند دربارهی پیشینهی هنرهای نمایشی در ایران بدانند، مناسب است.
در بخشی از کتاب تاریخ تئاتر در ایران میخوانیم
سه نوع نمایش عروسکی در ایران وجود داشته است. در اولی عروسک به وسیلهی یک دستکش حرکت داده میشد. در نوع دوم عروسک ها با نخ تکان داده میشدند (خیمه شب بازی). در نوع سوم سایهی دو بُعدیِ عروسک روی پرده نمایش داده می-شد (سایه بازی).
منشأ نمایش عروسکی در ایران به درستی معلوم نیست. ممکن است از کشورهای همسایه به ایران وارد شده و یا به طور مستقل در خود ایران توسعه پیدا کرده باشد. با این وجود تا قبل از قرن 17 هیچ اطلاعاتی در مورد نمایش عروسکی در ایران نداریم. نمایش عروسکیای که امروزه میشناسیم در 421 قبل میلاد شناخته شده بود.
تاریخ گزنفون یک مهمانی شام را توصیف میکند که در آن هنرمندی از اهالی سیراکوس برای سرگرم کردن مهمانها نمایش عروسکی اجرا میکرده و وقتی از سقراط پرسید که چرا به اینکه از نظر همه احمق و نادان شمرده میشود افتخار میکند؟ گفت: همان طور که این عروسکهای خیمه شب بازی وسیله امرار معاش تو را فراهم میکند، آن افتخار هم وسیله امرار معاش من است. اظهارات او نشان میدهد که این نمایش سرگرم کننده جزو سرگرمیهای رایج آن روزگار بوده است. این نکته نشان میدهد که عروسکها در آن زمان از ابزار سرگرمی بودند. در دورهی دیونیزوس، آتنیان مردم آتن را برای اینکه از نمایش عروسکی پتیموس بیشتر از اوریپید لذت میبردند، سرزنش میکردند.
مارکوس آرلیوس به عروسکها اشاره کرده است (دیگر مانند عروسکها با نخی به این طرف و آن طرف کشیده نمیشویم). او همانند هوراس اختیار انسان را به نخهای عروسکهای نخی تشبیه میکند. جالبتر اینکه در نمایش عروسکهای نخی ایرانی و ترکی از ویژگیهای سنتی تئاتر کلاسیک ارمنستان استفاده میکند. «استفاده از نماد آرالز (فرشتهای در هیئت سگی که از آسمان پایین آمده و زخمهای قهرمانان مرده را میلیسد و آنها آرام میگیرند)، فالوس و کلاه مخروطی گیسان، ریشهی نمایش عروسکی در یونان و غرب آسیا را تبیین میکند.»
بله
















