کتاب روایت زندگی دوشیزه والنسی مطیع و مبادی ادب که با فرا رسیدن تولد ۲۹ سالگی و نداشتن حتی یک خواستگار ناگهان به پوچی زندگی خود پی میبرد در ارزوی لحظه پایان زندگی خودش است و بعد از بررسی وضعیت سلامتی شروع به تغییر در شیوه زندگی گذشتهاش میکند. این سرپیچی از قوانین خانوادگی باعث ایجاد مسیری جدید و امیدوار کننده در زندگی او میشود. بنظر میاید قلم طنز و صریح نویسنده باعث جذابیت بیشتر سرگذشت والنسی هست و در اواسط داستان به نحوی خواننده را ترغیب به افزایش سرعت تا رسیدن به انتهای شیرین خود میکند.
شخصیت اصلی این کتاب بسیار دوست داشتنی است. شکستن سنتها و تلاش برای زندگی کردن در شرایطی که او بزرگ شده است بسیار شجاعانه است. البته او کاملا دلیل قانع کنندهای برای اینکار داشت. بطور کل کتاب قصر آبی میتواند شما را مدت زیادی سرگرم کند و حتی بخنداند.
کتاب خوبی بود، رمان قوی نبود، و بیشتر این رمان خوشبختی بود و کمتر شخصیتهای این رمان با مشکلی دست و پنجه نرم میکردند، این کتاب درباره زنی بود که با سنتهای قدیمی مخالفت کرد و نترسید و زندگیاش را از جهنمی که در ان بود به رویای ذهنش (قصر آبی) تغییر داد