این کتاب متشکل از چندین داستان کوتاه و متوسطه
هدف نویسنده این بوده که انتهای داستان غافلگیری ایجاد کنه
بنظر من اونقد که باید غافلگیر کننده نبودن ولی نثر قشنگ و خوشایندی داشت
جزییاتی که توی قصه تعریف میشد برای منی که همیشه رمان خارجی و ترجمه شده میخوندم خیلی جذاب بود انگاری نفر از وسط زندگی خودمون داره حرف میزنه
انگار قصه داره از زبونی آشنا تعریف میشه و این بیشترین و خوشایندترین چیزیه که تو رمانهای زبان اصلی میشه تجربه کرد
خیلی نوشتار جالبه و منو یه جورایی یاد نوشتار صادق هدایت میندازه…خودمونی بودن متن و تعریف …الان داستان اول رو تموم کردم و جیگرم از حرکت زبیده خاتون حال اومد.. راستی کلبعلی که اسم شوهرش بود به معنای سگ علی هست. برا همین رو به ارزو میگه ولی به اسمش نبرده و وفادار نیست علی جونت
کتاب آش ترخینه با... مجموعی از داستانهای کوتاهه که بنظر من مخاطبش بیشتر بانوان بودن، حرف جدیدی بیشتر از روزمرگیها بیان نمیکرد و در فاصلهی بین مطالعه کنابهای دیگه میشد به عنوان زنگ تفریح برای وقت گذروندن بهش نگاه کرد.
هر کتابی ارزش یک بار خواندن را دارد رمان آش ترخینه هم همین طور این کتاب از جو نا امیدکننده ای برخوردار است گاهی اوقات می گویم کاش می شد از پیش جریان داستان راحدس بزنیم و وارد این گونه فضاها نشویم.
سلام کتاب خوبی بود و خیلی روان وقایع را میگوید و خواننده را بدنبال خود میکشاند البته گاها اصلا به خواننده فکر نمیکند و فقط مینویسد و فکر میکند موقعیت را خواننده پیدا کند.
حقیقتا من رو یاد رمانهای نودوهشتیا انداخت. داستانها قوی نیستن، پایان بندی جذاب نیست، اما نکته مثبت برسی شرایط زندگی برای زنان ایرانی زیر پردههای سیاه قانون و سنت و تکلیف بود.
هدف نویسنده این بوده که انتهای داستان غافلگیری ایجاد کنه
بنظر من اونقد که باید غافلگیر کننده نبودن ولی نثر قشنگ و خوشایندی داشت
جزییاتی که توی قصه تعریف میشد برای منی که همیشه رمان خارجی و ترجمه شده میخوندم خیلی جذاب بود انگاری نفر از وسط زندگی خودمون داره حرف میزنه
انگار قصه داره از زبونی آشنا تعریف میشه و این بیشترین و خوشایندترین چیزیه که تو رمانهای زبان اصلی میشه تجربه کرد