کتابهای کریستی برای دهه ۶۰ و ۷۰ خیلی هیجان انگیز وجالب بودند اما با خواندن این کتاب حسابی خسته شدم و هیچ هیجان وجذابیتی برام نداشت. بعضی از قسمتها مثل کف بینی فالگیر یا شکسته شدن پنجره یا اذبت وآزارها کمی هیجان به داستان تزریق میکنه ولی بقیهاش همش حرف و حوصله سربر هستش این سبک داستان ونگارش دیگه چندان محبوب نیست و نویسندههایی مثل فریدا مک فادن بهترین جنایی ومعماییهای در حال حاضر رو مینویسن
غافلگیری پایان داستان فراموش نشدنی برای خواننده داستان است. از مهمترین نکتههای این اثر، انتظار خواننده از ابتدای خواندن قصه است. از همان نخست که میخوانیم از خانهای که مورد نفرین کولی هاست، میدانیم که قرار است بلایی سر شخصیتها بیاید