در کتاب تاریخ ادبیات در ایران - جلد دوم، مرحوم ذبیحالله صفا وضعیت تاریخی، اجتماعی، دینی، علمی و ادبی سرزمین ایران را از زمان مرگ امیر مسعود غزنوی تا آغاز حملهی سپاهیان مغول تشریح میکند. او در این جلد شاعران و نویسندگان این دوره را با ذکری از آثارشان به خوانندگان میشناساند.
دربارهی کتاب تاریخ ادبیات در ایران - جلد دوم
در هنگام تألیف کتابی مرتبط با تاریخ ادبیات ایران، دو اشکال عمده به وجود میآید. اول اینکه تا مدتی طولانی متفکران و دانشمندان ایرانی به زبانی جز زبان فارسی آثار خود را تألیف میکردند؛ زیرا میخواستند طیف وسیعتری از افراد با کتابهای آنان آشنا باشند. در حقیقت پس از سلطهی اسلام در سرزمین ایران، زبان عربی به زبان علم و ادب بدل شد و تا مدتها، اثری رسمی به زبان پارسی پدید نمیآمد. چنین پدیدهای که مرحوم عبدالحسین زرینکوب به آن «دو قرن سکوت» میگوید، تاریخادبیاتنگاران را دچار مشکل میکند. آیا آثاری که در این دوره به زبان عربی پدید آمدهاند، جزئی از تاریخ ادبیات ایران هستند یا نه؟ از نظر مؤلف کتاب تاریخ ادبیات در ایران – جلد دوم، هر اثری که از نویسنده یا شاعری ایرانی به وجود آمده باشد، چه به زبان فارسی و چه به زبان عربی، حاصل تفکر و اندیشهی ایرانیان است و منظومهی فکری مردم این سرزمین کهن را نشان میدهد. در نتیجه مرحوم ذبیحالله صفا (Zabihollah Safa)، چنین آثاری را نیز در کتاب خود معرفی میکند و دربارهی آنها توضیح میدهد.

اما اشکال دوم در این است که زمانی قلمرو زبان پارسی به ایران امروزی محدود نمیشد و در افغانستان، فرارود، آسیای صغیر، آذربایجان و شبهقارهی هند آثاری به این زبان تولید میشد. پس از اینکه چند تن از استادان بر عنوان کتاب تاریخ ادبیات در ایران ایراداتی وارد کردند، ذبیحالله صفا نام کتاب را به تاریخ ادبیات در ایران و در قلمرو زبان پارسی تغییر داد. انتشارات فردوس نیز تاکنون کتاب را با همین عنوان منتشر کرده است.
در این جلد مرحوم صفا به رسم مألوف، در ابتدا شمهای از وضعیت تاریخی و اجتماعی ایران در میان سالهای 431 تا 628 هجری قمری میگوید؛ یعنی از شروع دومین دورهی حکومت غزنوی پس از مرگ امیر مسعود تا زمان حملهی مغول و سقوط سلسلهی خوارزمشاهیان. سپس به وضعیت دینی و علمی در آن دوران میپردازد و در آخرین فصل، به سراغ وضعیت ادبی ایران از اواسط قرن پنجم تا اوایل قرن هفتم هجری قمری میرود. ذبیحالله صفا در این قسمت از کتاب تاریخ ادبیات در ایران – جلد دوم، شاعران و نویسندگانی که نامشان در تذکرهها آمده است، معرفی میکند و بخشی از آثار آنان را میآورد. وی گوشهچشمی به شاعران ایرانی دارد که به زبان عربی شعر میگفتهاند.
نکوداشتهای کتاب تاریخ ادبیات در ایران - جلد دوم
- کتاب تاریخ ادبیات در ایران شایستهترین، مهمترین و پایدارترین تألیف مرحوم صفاست. کتابی که آوازهی جهانی گرفته و صفا بر سر تدوین آن شیرهی جان را مصروف کرده است. اگر او چنین کتابی را عرضه نکرده بود، دانشجویان و دانشپژوهان از مراجعه به کتابهای اته، براون و ریپکا ناگزیر بودند. (مرحوم ایرج افشار، نسخهشناس و ادبپژوه)
- تاریخادبیات استاد صفا که عنوانش را هوشیارانه، تاریخ ادبیات در ایران نهاده بود، هنوز در نوع خود بهترین اثر دربارهی تاریخ ادبیات به حساب میآید و در نوع خود، جایگزینی در پژوهشهای فارسی ندارد. (نصرالله امامی، استاد دانشگاه شهید چمران اهواز)
- مهمترین و بزرگترین تاریخادبیات ایران، اثر ذبیحالله صفا موسوم به کتاب تاریخ ادبیات در ایران است که یک دورهی تاریخ علم و ادب فرهنگ ایران نیز محسوب میشود. (سید محمدصادق سجادی، عضو شورای علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)
- در دوران تحصیلم هیچ استادی را درستکارتر، امینتر و بهتر از مرحوم ذبیحالله صفا ندیدم. او یکی از مشاهیر ادبیات، تاریخ و فرهنگ ایرانزمین است و کتاب تاریخ ادبیات در ایران او، همانند ندارد. (سید محمد ترابی، استاد پیشین ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی)
- بیاغراق، تاکنون دربارهی تاریخادبیات ایران چه به زبانهای خارجی و چه به زبان فارسی کتابی به این جامعیت و دقت تألیف نشده است. (مرحوم احمد مهدوی دامغانی، استاد پیشین ادبیات دانشگاه تهران)
کتاب تاریخ ادبیات در ایران - جلد دوم برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب تاریخ ادبیات ایران از مرحوم ذبیحالله صفا، یکی از مهمترین منابع کنکورهای کارشناسی ارشد و دکتری رشتهی زبان و ادبیات فارسی است. مخاطبان اصلی این کتاب دانشجویان، استادان و پژوهشگران این رشته هستند.
در بخشی از کتاب تاریخ ادبیات در ایران - جلد دوم: از میانه قرن پنجم تا آغاز قرن هفتم هجری میخوانیم
هر طالب علم را در مدرسهاى که به درس اشتغال داشت حجره و غرفهاى خاص بود و مشاهرهاى معین داشت. فرش و مایحتاج حجره را نیز تا آن جا که از حد اعتدال نگذرد، در بسیارى از مدارس به محصلان مىدادند و در برخى از مدارس مانند مدرسهی مستنصریه چنان که گذشت انبارى براى حفظ این گونه اشیاء وجود داشت تا اگر یکى از حجرات را به چیزهاى لازم احتیاج افتد از آن جاى داده شود. از این مراتب گذشته در بعضى از مدارس حتى غذاى روزانه طلاب هم به آنان داده مىشد و در برخى از مدارس مانند نظامیه و مستنصریه دار الشفا براى طالبان علم ترتیب مىیافت. مهمترین امرى که در مدارس بدان باز مىخوریم وجود کتابخانه است که خازنان و خادمان خاص داشت. مدرس هنگام تدریس بر کرسى مىنشست و ردایى سیاه شبیه به طیلسان و موسوم به «طرحه» مىپوشید و عمامه بر سر مىنهاد و با سکینه و وقار شروع به تدریس مىکرد و دو مُعید در طرفین او مىایستادند و سخنانى را که املاء مىکرد تکرار مىنمودند و این از آن جهت بود که شاگردان بسیار بودند و گفتار مدرس به همه نمىرسید. مستمعین نیز معمولاً پاى کرسى قرار مىگرفتند و به سخنان مدرس و دو مُعید گوش مىدادند. مواد تدریس در این مدارس عبارت بود از فقه و حدیث و تفسیر و علوم ادبى و علم حساب و طب. هر یک از مدارس معمولاً به یکى از مذاهب مهم اختصاص داشت.
چنان که گفتیم در مدارس این عهد جز علوم ادبى و دینى و مقدماتى از علم حساب که در فقه مورد حاجت بود تدریس نمىکردند و احیانا ممکن بود در بعضى مدارس تدریس طب نیز امکان پذیرد.
بله





















