کتاب پایتون یک رمان ایرانی در سبک ادبیات علمی تخیلی به قلم سعید تواضع است. در آیندهای نهچنداندور، یک ویروس شرور اینترنتی به تمامی کتابهای جهان حمله میکند و تکتک آنها را از بین میبرد. از آن بدتر این که هر لحظه ممکن است دست این ویروس نابهکار به شاهکارهای بزرگ و ماندگار ادبی برسد و آنها را برای همیشه از صحنهی روزگار محو کند. در چنین شرایطی، چه کسی حاضر میشود یکتنه در برابر این ویروس قدرتمند قد علم کند؟!
دربارهی کتاب پایتون
جهانی را تصور کنید که در آن دیگر هیچ خبری از کتاب نباشد. یک ویروس خرابکار به جان تمامی کتابهای اینترنتی بیفتد و همهی آنها را نابود کند تا دیگر اثری از آنها در دنیا باقی نماند. این تصویر خیالی اما ترسناک، طرح کلی یک داستان فراواقعی و علمی تخیلی به قلم نویسندهی ایرانی، سعید تواضع است. در جهان داستانی کتاب پایتون، ویروسی تازه پدید آمده که دشمن اصلی کتابهای موجود در اینترنت است. با گسترش این ویروس هر روز تعداد کتابهای فراموششده بیشتر از روز قبل میشود و طولی نخواهد کشید که کتابها برای همیشه به خاطرات جمعی بشر میپیوندند. اما در این بین یک نکتهی سهمگینتر نیز وجود دارد. این ویروس تازه، دیر یا زود به سراغ آثار قدیمی و ماندگار ادبیات نیز خواهد رفت. با از بین رفتن کتابهایی همچون شاهنامهی فردوسی، فرهنگ و هنر با افول بزرگی روبهرو خواهد شد و جهان به سمت یک تاریکی جبرانناپذیر خواهد رفت. ماجرای کتاب پایتون، برای ادامه یافتن به یک قهرمان شجاع نیاز دارد؛ کسی که در برابر این خطر بزرگ بایستند و جلوی نابودی کتابها را بگیرد. باید دید چه کسی تاب و توان ایستادن در برابر این ویروس شرور و سیاهدل را خواهد داشت؟
داستان کتاب پایتون یک ماجرای علمی تخیلی و داستانی در سبک ادبیات پادآرمانشهری است. در ادبیات پادآرمانشهری، نویسنده به خلق جهانی خیالی میپردازد که در آن بشر به سرازیریِ افول و انحطاط افتاده. جهان پادآرمانشهری اغلب در آینده تصویر میشود؛ آیندهای که انتظار میرود با توسعه و پیشرفت و گشایش همراه باشد اما درعوض به سمت تاریکی و نابودی حرکت میکند. داستان کتاب پایتون نیز شمایلی این چنینی دارد. تکنولوژی در جهان این داستان علیه فرهنگ و هنر بشریت قد علم کرده و قصد دارد تا انسانها را به یک فراموشی عظیم گرفتار کند. داستان رمان پایتون از این نظر، جلوهای استعاری نیز به خود میگیرد. فراموش کردن و نابودی فرهنگ و هنر، همان مصیبیتی است که بشر امروز کموبیش به آن گرفتار شده و نویسندهی این داستان خواندنی سعی دارد تا در فضایی علمی و تخیلی، این حقیقت ترسناک را به خوانندگان خود یادآوری کند. درنهایت داستان کتاب پایتون را میتوان از نمونههای قابلتوجه ادبیات فراواقعی ایرانی در سالهای اخیر دانست؛ کتابی که میتواند خوانندگان بسیاری را تا صفحهی آخر، با خطر روایی متفاوت و پرکشش خود همراه کند. این کتاب با تلاشهای نشر محتوای الکترونیک صاد به خوانندگان دنیای ادبیات تقدیم میشود
کتاب پایتون برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این داستان جذاب را به علاقهمندان رمانهای ایرانی و داستانهای علمی و تخیلی پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب پایتون میخوانیم
در طبقه بیستوچندم برج سنگی، دکتر فروزان و زکریا با اضطراب زیادی منتظر صدای هشدار دستگاهی بودند که هیچ ضمانتی برای درستکار کردنش وجود نداشت. دکتر فروزان در آینه دستشویی صورت خودش را برانداز میکرد. این یکساعت تأثیر روانی بسیار زیادی بر رویش گذاشته بود و زمان در آهستهترین حالت ممکن پیش میرفت. عینکش را درآورد و آبی به صورتش زد. از دستشویی خارج شد و آهسته قدم برمیداشت که دیرتر به مبل برسد و دوباره روی آن بنشیند. جاوا مشغول آمادهسازی دستگاه بود. هنگامی که دکتر فروزان روی مبل نشست، جاوا برایش حوله سفید و تمیزی را آورد که بتواند صورتش را خشک کند. دکتر فروزان حوله را گرفت و با لبخندی از او تشکر کرد. جاوا از اینکه دکترفروزان از او قدردانی میکند لذت میبرد. البته اگر رباتها لذت ببرند!
جاوا تمام کابلها و ولتاژ برق و اتصالات دستگاه و هرآنچه ممکن بود باعث ایجاد یک فاجعه بشود را بررسی میکرد. در طرف دیگر هم زکریا پشت کامپیوترش نشسته بود و بهصورت مداوم مشغول پاکسازی خطوط داستانی متفاوتی بود که در شاهنامه ایجاد میشدند: «خطوط داستانی خیلی به آرومی دارن از خط اصلی جدا میشن.»
دکتر فروزان که متوجه حرف زکریا نشده بود، به او نگاه کرد. زکریا ادامه داد: «این تغییر داستانی طبیعیه. یعنی اینکه آریا هیچ تغییر محسوسی توی شاهنامه بهوجود نیاورده و این خیلی عجیبه!!!»
بله
















