همیشه فکرمیکردم به جز داستانهای اگاتا کریستی وسیدنی شلدون به هیچ رمانی نتونم پنج امتیاز بدم تا این داستان فوق مهیج، پررمز وراز وترسناک رو خوندم. باور کنید هنوز دستانم از ترس میلرزه و قلبم میکوبه. یه داستان خانوادگی که با ریتیمی کند و معمولی شروع میشه و
شما فکر میکنید با یه سوژه خانوادگی کسالت بار سرو کار دارید ولی با ورود دختر خوانده ریچارد، کلوئی اینقدر گیج میشید که نمیتونید خوب وبد رو تشخیص بدید. از باغبان و خدمتکار مشکوک میشید وهر لحظه در حال سکته هستید و منتظرید یه اتفاق بد بیفته. اخر داستان که باز تموم میشه و نتیجه به عهده خواننده است به قدری دلهره اور تموم میشه که ممکنه مدتها از سایه خودتون هم بترسید. این رمان ارزش خواندن بسیار بالایی داره و از معدود رمانهای دلهره است که پایانی متفاوت و پردازشی قوی و سوژهای جالب داره. اگر خوندید ودوست دلشتید کتاب خانه کج اگاتا کریستی هم توصیه میکنم بخونید
در کل کتاب بدی نبود. ترجمه ی کتاب خوب بود اما ویراستاری یه جاهایی مشکل داشت. چیزی که به نظرم اومد و یه جورایی خیلی تو ذوق می زد؛ این بود که نویسنده الکی هی سعی می کرد به کتاب هیجان و ترس بده و این تا آخر ادامه داشت. حتی وقتی فکر کردی که کتاب تموم شده و ماجرا بسته شده، این ترس و هیجان کاذب دوباره به کتاب، تزریق می شد. جوری که انگار نویسنده فقط می خواست هیجان و آدرنالین به خواننده تزریق کنه حالا به هر طریقی که شده... یه جاهایی از کتابم بی منطق بود و با اینکه زوج کتاب سن و سالشون زیاد بود اما رفتارهاشون تینیجری بود و مثل بچه های ۱۶_۱۷ ساله بود! در کل از خوندنش پشیمون نیستم و برام بد نبود اما اگه نمی خوندمش هم، چیزی از دست نمی دادم. امیدوارم اگه خوندین، دوسش داشته باشید.
سلام بنظرم کتاب جالب و هیجان انگیزی بود، اینکه تا آخرین صفحه کتاب نمی دونی حقیقت کدام هست جزو نقطه قوت این سبک نوشته ست و البته که در طول داستان مدام به همه چیز شک میکنی. شاید اول داستان روند کندی داشته باشه ولی اصلا کسل کننده نیست و آخر کتاب هم با پایان بازش به هیجان کتاب اضافه میکنه و ذهن خواننده رو همچنان بعد از تمام شدن داستان درگیر میکنه.. من از خوندنش لذت بردم و برخلاف نظر بعضی از دوستان که تمام نوشته های مک فادن رو بهتر از این نویسنده دونستن و مقایسه کرده بودن من فکرمیکنم اتفاقا این کتاب جالب تر از بعضی داستان های مک فادن بود (البته بعضی از کتابهاش نه همه ش) به هرحال امیدوارم شما هم بخوانید و لذتشو ببرید☺️
این داستان، یک کتاب جنایی با پررنگ کردن موضوع «اعتماد» هست. داستان دربارهٔ زنیه که بعد از ورود دخترِ همسرش به خانه، بهتدریج احساس میکنه حضور این دختر آرامش زندگیش رو تهدید میکنه. از همان ابتدای داستان، خواننده مدام میان دو احتماله: آیا این دختر واقعاً خطرناکه یا راوی بیش از حد بدبینه؟
نقاط قوت: تعلیق تدریجی داستان و روایت اول شخص که باعث شده خواننده دائماً در حال حدس زدن انگیزهها و حقیقت ماجرا باشد.
نقطه ضعف: قابلپیشبینی بودن برخی پیچشهای داستانی، سرعت زیاد داستان در بخشهای پایانی، شخصیت پردازی ضعیف به خصوص در کارکترهای فرعی
بنظرم کتاب خوبی بود ولی کتاب های فریدا مک فادن قطعا یچیز دیگن و بهتون پیشنهاد میکنم که حتما کتاب های بخش دی و خدمتکار و همکار و هیچوقت دروغ نگو و در قفل شده و یکی پس از دیگری رو بخوانید ولی خب این هم کتاب بدی نبود و پایان شگفت انگیزی داشت هرچند اگر که کتاب های مک فادن رو خوانده باشید کاملا قابل پیش بینی میشه این براتون ولی کتاب های مک فادن اصلا قابل پیش بینی نیستن
داستان ژانر معمایی جنایی، اول داستان به نوعی مجرم معرفی میشه بعد نویسنده داستان رو توضیح میدهد در مورد چگونگی وقایعی که اتفاق افتاده که فکر خواننده رو در گیر خودش میکنه هرچند که خواننده انتظار داره داستان سریعتر پیش بره اما شاید این جزئیات بیان میشه که ذهن خواننده بیشتر در گیر ماجرا بشه ودر آخر زمانی میرسه که خواننده فکر میکنه کلا اشتباه کرده ودچاره یک نوع سردرگمی میشه وبعد میبینه داستان هنوز ادامه داره
اصلا دوستش نداشتم چقدرکشش دادنویسنده چیزهیجان انگیزوشوکه کننده برای ارائه نداشت درسته پایان یکم متفاوت بودولی برای منی که جنایی زیادمیخونم جذبش نشدم یک کتاب خیلی معمولی باریت کندحوصله سربر البته این نظرمنه که کتاب زیادمیخونم ترجیحم کتابهایی هست باجوایزمهم بین المللی ولی خوب توکتاب راه نظرات بقیه رومیخونم توانتخاب کتاب وخوب اینجاهم سلیقه هامتفاوته
جالب وعجیب، دختر ریچاردوارد زندگی جوآن وریچارد میشود و از همان ابتدا بنای ناسازگاری را میگذارد، ایجاد ترس میکند، آیا او آمده تا مشکلی بین آنها بوجود آورد؟. داستان التهاب داشت، ترس داشت، اما بیشتر یک رمان روانشناسی بود تا رمانی که درآن کارآگاهی دنبال جانی وقاتلی بگردد، آخرش هم باید منتظر جنایات بیشتری باشیم اگر اجازه دهد او بماند.
کتاب رو خیلی دوست داشتم، برای من به شخصه هم سیر پر کششی داشت طوریکه نمیشد کتاب رو زمین بذازی و هم غافلگیری خوبی داشت آخر داستان و نحوه پایان بندی رو خیلی خیلی دوست داشتم، انگار یه جورایی اون حس ترس و نگرانی با خواننده باقی میمونه. خوندن کتاب رو به تمام کسایی که به ژانر جنایی، معمایی علاقه دارن پیشنهاد میکنم.
اولین کار از این نویسنده بود که خوندم و خیلی خوشم اومد. از اینکه کش نداده بود. واقعا همش منتظر بودی اتفاقی بیفته. خیلی خوب بود تنها ایراد اینه که از لحاظ منطقی جور در نمیاد چون کسی که سنش ۵۰ ساله نباید اینقدر بچگانه و احساسی رفتار کنه و خوب پدر باشی شاید فرق میکنه. ولی در کل عالیه
رمان خوبی بود بهتون پیشنهاد میکنم بخونید، فقط تنها مشکلش کند بودن روندشه یعنی توی بیش از نصف کل کتاب ما شاهد دعوای جوآن و کلوعی هستیم و باید خیلی بخونی تا به اصل داستان برسی ولی داستان خوب و هیجان انگیزی داره و تقریبا میتونم بگم با خوندنش موهای بدنم سیخ شد و ترجمش هم عالیه و روانه
کتابی است که از نیمه ی دوم آن تعلیق ها و غافل گیری ها شروع می شود و به عنوان خواننده مانند شخصیت اصلی نمی دانی چه کسی دروغ می گوید و چه کسی راست می گوید و این که اگر تو بودی در شرایط حساس، به کی اعتماد می کردی بر هیجان داستان اضافه می کند. رمان، کشش لازم برای تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی را دارد.
از تعداد کم کامنتهای این کتاب متعجب شدم. بسیار قلم حرفهای و چرخشهای هیجان انگیز و خاصی در روایت داستان داشت. به صورتی که تا پایان داستان چندین بار غافل گیر میشید. این لذت رو ژانر خوانهای داستان معمایی از دست ندن. میشه از این داستان، فیلم نامهی درخشانی دراورد
کتاب هیجان و کشش خاصی داشت اما به نظرم غافلگیریای نداشت و کاملا قابل حدس بود تا آخر داستان خوندم شاید حدسم اشتباه باشه اما دیدم نه البته داستانش آدم رو روانی میکرداما حقیقتا غیرقابل پیش بینی نبودمعمای پیش پا افتاده و خیلی خیلی سادهکه از سادگی زیاد آدم فکر میکرد اشتباه حدس زده
درود، خیلی خوب بود بعضی موقعها ازاسترس گوشی از دستم میافتاد، عالی، چجوری بعضی نویسندهها اینقدر ذهن خلاق دارن؟! واقعا لذت بردم، تو زندگی روزمره خیلی ازاین داستان هارو ازنزدیک شاهد بودم، فقط یه چیزی برام سوال آسیب روانی درمان نشده چقدر وحشتناک
با تشکر از نویسنده عزیز و کتابراه … کتاب معمایی جنایی جالبی بود، متن روان و سادهای داشت. هیجان داستان بالا بود ولی دعواهای کلوئی و جوان زیاد کش داده شده بود. ذهن آدم درگیر موضوع داستان میشه و حتی با تموم شدن کتاب باز هم درگیر است چون اون مانده هنوز!!!!!!
وای که چقدر عالی بود، ممنونم از کتابراه بابت این کتاب. یکی دیگه از بهترین رمان هایی بود که خوندم، سرتاسر هیجان، علی الخصوص چند فصل اخر داستان. پیسنهاد میکنم حتما بخونید. منکه تو که پنج ساعت تمومش کردم عالی بود عالی.....
کتاب واقعا جذابی بود ولی نظر شخصیم این بود که پایانش باز هم میتونست به اندازه یک فصل ادامه پیدا کنه یا حتی میتونه جلد دوم هم نوشته بشه براش... اگه کتابهای فریدا مک فادن رو دوست داشته باشین این کتاب هم براتون جالبه پیشنهاد میکنم بخونین
درود برکتابراه و همراهان همیشگی کتاب تعلیق جالبی داشت با توجه به اینکه علاقهی من مطالعه کتابای معمایی و جنایی هست کمتر کتابی رو میخونم که تا صفحهی آخر داستان همچنان نتونی تشخیص بدی چه خبره! حتما حتما بهتون پیشنهاد میدم
کتاب خوبی بود ولی انتهای مزخرفی داشت. به هرحال قلم نویسنده خوب بود و خواننده رو همراهش میکشید طوری که دوست نداشتی کتاب رو زمین بزاری و دلت میخواست زودتر نتیجه بده. اون حس سردرگمی و غافلگیری خواننده هم خیلی خوب بیان شده بود.
کتاب خوبی بود، یکسری از قسمتها با خوندن هر خط دچار ترس و هیجان خواهید شد و خودتون رو در اتفاقات داستان تصور میکنید.
من اکثر کتابهای فریدا مک فادن رو خودندم، میتونم بگم با یک سری از کتابهای مک فادن هم رده بود.
کتاب بدی نبود. ارزش یکبار خوندن رو داره. اگر مثل من عاشق داستانهای جنایی معمایی هستید این کتاب راضیتون نمیکنه ولی اگر میخوایم کتابهای جنایی رو تازه شروع کنید این کتاب انتخاب خوبیه.
اولین کتابی بود که از این نویسنده میخوندم، کتاب بدی نبود اما آنقدر هم خوب و جذاب نبود، و کتابی بود که پایان نداشت اما پایان باز هم نمیتونم بگم بود در کل بد نبود.
نویسنده ذهن مارو به خوبی به چالش میکشه در حالی که فکر میکنیم اتفاق جالبی در انتظار شخصیتهای کتاب نیست اما پایان فوق العادهای داشت یک پایان باز دور از چشم خواننده
فوق العاده تر از فوق العاده بود 2 روزه تموم شد هیجانش عالیه، کشش بالاست توضیح اضافه و حوصله سربر نداره واقعا حس می کنی داری جای شخصیت اصلی اتفاقات رو تجربه می کنی
کتاب عالی بود. داستان بسیار جالب و پرکشش بود پر از تعلیق و حدس و گمان. از خواندن این داستان بسیار لذت بردم. امیدوارم بتونم کتابهای دیگه این نویسنده رو هم بخونم.
شما فکر میکنید با یه سوژه خانوادگی کسالت بار سرو کار دارید ولی با ورود دختر خوانده ریچارد، کلوئی اینقدر گیج میشید که نمیتونید خوب وبد رو تشخیص بدید. از باغبان و خدمتکار مشکوک میشید وهر لحظه در حال سکته هستید و منتظرید یه اتفاق بد بیفته. اخر داستان که باز تموم میشه و نتیجه به عهده خواننده است به قدری دلهره اور تموم میشه که ممکنه مدتها از سایه خودتون هم بترسید. این رمان ارزش خواندن بسیار بالایی داره و از معدود رمانهای دلهره است که پایانی متفاوت و پردازشی قوی و سوژهای جالب داره. اگر خوندید ودوست دلشتید کتاب خانه کج اگاتا کریستی هم توصیه میکنم بخونید