باید اعتراف کنم ابتدا با دیدن طرح جلد مایل به خوندن کتاب شدم! بعد متوجه شدم کیگو هیگاشینو چه فرد خفن و پر از آثار پرطرفداره! داستان از دل یک روز عادی میاد و به یک ماجرا غیرعادی ختم میشه. دروغ نیست اگر بگم متنهایی از کتاب رو در پیجم هایلایت کردم، در کاغذکهای کوچیکی گوشه اتاقم چسباندم و از خوندن بارها و بارهای اون کلمات لذت بردم. درسهایی عمیق از زندگی اونجا نهفتست. یک جا از کتاب نوشته شد: پسر از اینکه پدرش به سی نامهای که برای اون نوشته شده بود و سوالات مسخرهای چون: چطوری میتونم با گلابیها دوست بشم و … را جواب داده بود نیشخند میزد و میگفت پدر جان تو عقلت رو از دست دادهای!! اما پدر گفت اینکه اون وقت گذاشته و سی نامه برای من نوشته یعنی منتظر جواب نامه ست و من باید جواب او را بدهم. به اعتقاد پدر در قلب آدما حفرههای عمیقی ست که به شکلهای مختلف خود را بروز میدهند. واقعا زیباست و توصیه میکنم بخونید و به عزیزانتون هدیه بدین. با تشکر از کتابراه و محمد نوروزی مترجم عزیز این اثر
مثل اکثر رمانهای ژاپنی داستان مسیر آرامی رو طی میکنه و روایت گر زندگی آدمهایی هست که در یک دوره زندگی میکنن و ارتباطی با هم ندارن و وجه اشتراکشون یک پرورشگاه هست داستان آرام و پر از سوال شروع میشه و مثل جریان رود آرامی میمونه که کم کم به رودخونه میرسه در کل داستان دلنشینی داره که خوندنش توصیه میشه
توی این مدتی که با کتابراه آشنا شدم و کتاب هایی که در اصطلاح بهش ادبیات التیام بخش میگن رو می خونم واقعا راضیم و برام لذت بخش بوده، حتما این نوع کتابهارو بخونید، باعث آرامش زیادی میشه.
کتاب جذابی بود، عجب ذهنی داشته نویسنده، اصلاً شبیه کتابهایی که تا حالا خوندم نبود، توش غرق شدم حقیقتاً، ای کاش واقعا این مغازه وجود داشت منم میتونستم ازش سوال بپرسم، حتماً توصیه به خوندنش دارم