نقد، بررسی و نظرات کتاب کا30یا - امید کوره چی
محمود توتونچی
۱۴۰۵/۰۲/۲۷
00
از نظر من این کتاب مثل این می مونه که آدم با یه کلیدِ دست سازِ عجیب و غریب، درِ اتاقِ مخفیِ ذهنِ خودش رو باز کنه. توی این داستان، «کاثیا» اون چیزِ مرموز و غریبی نیست که از بیرون میاد، بلکه همون صدای بلندِ ناخودآگاه خودته که باهاش درگیر میشی. جالبیش اینه که نویسنده کاری می کنه که دیگه ندونی کجای این ماجرا خوابه و کجای بیداری. راستش یه جاهایی کتاب انقدر درست و حسابی شما رو توی اون دنیای غیب غرق می کنه که ممکنه آدم عادی حس کنه داره محو میشه. اما برای من، اونجایی که کتاب واقعاً حال وهوای خوبی پیدا می کنه، دقیقاً همون جاییه که بهت یادآوری می کنه این قصه ها برای این نیست که جای فکر و انتخاب خودت رو بگیری؛ وگرنه به جای راهِ روشنایی، ممکنه توی تلهِ وسوسه ی یه موجودِ مرموز بیفتی.
مثل ظسمتهای قبلی جذاب و گیرا و عالی از کار دراومده بود و خیلی جالب تر اینکه برای هر شخصیتی داستان روز سرخ شدن آسمان شهر آسمانی رو جداگانه تعریف میکنه و از نظر اون شخصیت منظره رو توصیف میکنه.... یعنی یک منظره و چند نگاه مختلف که خیلی قشنگ از کار دراومده بود و حالا میرم سراغ قسمت ششم ( (عآلین) ) با تشکر از نویسنده و سایت کتابراه
