هبذول» چهارمین کتاب از سری معروف «هفت جن» امید کوره چی س. داستانِ یه پسر یتیم و طردشده ست به اسم هبذول که می ره تو یه کویر ترسناک پر از هیولاهای عجیب (مثل «مرهوت ها» و «طهطیل ها») تا با یه جادوی خطرناک («چشم تاریک»)، مرگ یه نفر رو که تقصیر خودشه، برگردونه. این سفر هم سخت ه هم پررمزوراز، و در اصل نشون دهندهٔ جنگ درونی خود آدم ها برای پیدا کردن آرامشه کتاب دنیاسازی قشنگی داره و مفاهیم عمیقی مثل امید و رحمت خدا رو وسط تاریکی ها بیان می کنه، اما شروعش یه کم کند و طولانیه و بعضی جاها به جای عمق، زیادی روی ترسناک نویسی رفته. گرچه به نظر می رسه کتاب منقطع از سری قبلی هست اما یک جورایی کتاب سرگذشت کاراکترهای متصل به هم رو باز نگاهی عمیقتر بیان می کنه هم کتاب به کتابهای قبل وبعد متصله و هم خوندنش بدون اونها هم خالی از لطف و فایده نیست
از ابتدای کتاب تا اواسطش بیشتر از معمول برای خوندن طول کشید و یه مدت اصلا دست و دلم ب خواندنش نمیرفت اما یک سوم پایانی بسیار جذاب و ب سبکِ باقی کتبِ نویسنده بود جوری ک بی وقفه تا پایان رو خوندم
البته ناگفته نماند چون شخصیت راوی موجودی متاخر و کند ذهن بود طبیعی بود و با تبدیل موجود به موجودی بهتر داستان هم رنگ و بویی دیگر گرفت
تشکر از نویسندهی کاربلد
مجموعه رمانهای میرانا کتابهایی هستند که در آنها در یک پوشش داستانی مفاهیم عمیقی گنجانده شده است علاوه بر مفاهیم عمیقی که کمتر در روزمره به گوش مان خورده، داستان در هر جلد از نظر روایی بسیار زیبا و گیرا است و منحصر به فرد است و در عین حال زنجیر وار بهم پیوسته است
تا اواسط کتاب فقط سردرد داشتم حتی یک مدت رهاش کردم و نخوندم. اما یکدفعه ادامه دادم و واقعاً نتونستم تا آخرش چشم ازش بردارم. انگار خودم بودم که بارها خودم رو ناامید و بی ارزش کردم و آخرم نمیدونم باید به کی یا چی توکل کنم
کتاب عمیقی بود نمیشه سرسری بخونیم و بریم و بگیم خوشمون نمیاد برای فهم و درکش باید حتما کتاب های قبلی رو خونده باشید. در کل قلم آقای کوره چی بسیار قشنگه و من همه کتاب های مجموعه میرانا که همون هفت جلد هست رو دوست دارم
کلا دونستن راجع به دنیاهای دیگه تو دنیای خودمون خیلی هیجان انگیزه. ولی همراه شدن با شخصیت اصلی این کتاب باعث میشه خیلی عمیق به زندگی و درونیات خودتون فکر کنید...