نوشتن درباره انسانهای بزرگ و عمیق، جرأت و جسارت و از سوی دیگر تلاش و همت بالایی طلب میکند. چرا که احاطه به همه ابعاد وجودی این بزرگان کار آسانی نیست. شاید به همین دلیل لست که برای تألیف این کتاب، دو نویسنده تلاش کردند با کمک هم از عهده ادای حق شناخت تولستوی برآیند. نمیدانم هر کدام چه نقشی در پدید آکردن این کتاب داشتند شاید یکی محقق و تاریخ شناس یا فیلسوف تاریخ باشد و اسناد تاریخی را جمع آوری کرده و دیگری که قلم خوبی داشته آن را به رشته تحریر در آورده. اما نکته قوت دیگر این کتاب مکان نگارش آن است که در خود روسیه انجام گرفته است و این نزدیک بودن به محیط زندگی تولستوی، بخشی از خلأ نبود امکان نزدیک شدن به شرایط زمانی حیات وی را جبران میکند.
خوشحالم که نویسندگان ایرانی در حوزه ادبیات کلاسیک جهان کارهای فاخر انجام میدهند.
اما باید توجه داشت که این بزرگان، فراتر از ادیان و مذاهب رایج هستند. لذا مصادره کردن تولستوی و ربط دادنش به اسلام را یک حرکت بر مبنای ذائقه رایج در داخل ایران و رویکردی هوشمندانه برای گرفتن مجوز و جذب مخاطب میدانم.
گویی این نویسندگان کتاب نیستند که با کفشهای تولستوی راه رفتهاند بلکه تولستوی را واداشتهاند که با کفشهای دین و فرهنگ ایران راه برود!
با تشکر از کتابراه
مهم ترین درس های کتاب برای زندگی امروز اگر بخواهم کتاب را به زبان ساده و کاربردی خلاصه کنم، چند پیام اصلی دارد: ۱. موفقیت با خوشبختی یکی نیست ممکن است پول، شهرت و موقعیت داشته باشیم اما همچنان احساس پوچی کنیم. ۲. انسان باید خودش را مرتباً بررسی کند تولستوی بارها باورهای خودش را زیر سؤال برد. ۳. تغییر عقیده الزاماً ضعف نیستگاهی رشد یعنی قبول کنیم که دیدگاه قبلی ما کامل نبوده است. ۴. اخلاق باید در عمل دیده شود مهربانی فقط حرف نیست. ۵. انسان ها را قبل از قضاوت، باید فهمید این همان معنای عمیق عنوان کتاب است. ۶. مرگ می تواند انسان را به فکر زندگی بیندازد تولستوی با فکر کردن به مرگ، به دنبال فهمیدن معنای زندگی رفت. ۷. زندگی ساده تر می تواند انسان را به خودش نزدیک کند تولستوی در سال های پایانی به ساده زیستی و زندگی اخلاقی علاقه بیشتری پیدا کرد در سال های پایانی زندگی، اختلاف او با خانواده اش شدت گرفت. سرانجام در سال ۱۹۱۰، در ۸۲سالگی، خانه را ترک کرد. در جریان این سفر بیمار شد و در ایستگاه راه آهن آستاپوو درگذشت. این پایان بسیار نمادین است: مردی که تمام عمر دربارهٔ زندگی، مرگ، حقیقت و معنای وجود انسان فکر کرده بود، در حالی که در سفر بود، زندگی اش پایان یافت. این کتاب تلاش می کند نشان دهد تولستوی چگونه از زندگی یک اشراف زادهٔ جوان به انسانی تبدیل شد که تمام دغدغه اش فهمیدن معنای زندگی، ایمان، اخلاق، عشق، مرگ و مسئولیت انسان در برابر دیگران شد. و نکته جالب تر این است که تولستوی خودش هم یک انسان کاملاً سازگار و بی تناقض نبود؛ بین آنچه می اندیشید و آنچه در زندگی انجام می داد، گاهی فاصله زیادی وجود داشت. همین تضادهاست که شخصیت او را انسانی و قابل تأمل می کند.
در این کتاب کوشش شده به معنویت گرایی تولستوی بیش از زوایای دیگر شخصیت او توجه شود. همچنین تلاش شده از منابع روسی بیشتر بهره گرفته و تصویر برخی نامهها و اسناد موجود نیز در حد امکان گردآوری و ارائه شود. فصل اول این کتاب از تولد تا مرگ وی را دربرمی گیرد. روایتی از زندگی او به تفصیل پرداخته شده است. فصل دوم به اندیشه و رویکرد تولستوی اختصاص دارد. تولستوی همواره به فلسفه زندگی میاندیشیده است.. مسائلی چون عدالت، نیکی و ایمان از مهمترین موضوعاتی هستند که تولستوی مخاطب را به تأمل در آنها وامی دارد و اهمیت وجود ایمان را در زندگی انسان حائز اهمیت میداند. در ادامه این فصل نویسندگان به دیدگاههای اعتقادی مصلحانه و انتقادی تولستوی توجه دارند. او در مسیر مطالعاتش برای یافتن مفهوم زندگی، مسیر را در پناه بردن به دین و آموزههای آن جستجو کرد،. در ادامه این بخش، رویکرد سیاسی تولستوی که تحت تأثیر افکار فلسفی و دینی وی قرار داشته بیان میشود. فصل سوم کتاب به تولستوی؛ اسلام و ایران اختصاص دارد. آشنایی او با دنیای شرق که به دوران کودکی و شنیدن داستانهای هزار و یک شب برمی گردد و در ادامه زندگی، تأثیرات بسیاری که از فلسفه باستان، حماسه آسیا و آفریقا، ادبیات و هنر، فولکلور و همه چیزهایی که او «حکمت شرق» مینامید، توضیح داده میشوند. اما اسلام و قرآن در او تأثیری شگرف داشت. «موضوع تأثیر قرآن کریم بر ذهن و اندیشههای تولستوی و درک او از معنای ژرف این کتاب آسمانی همچنین احادیث پیامبر بزرگ اسلام است. فصل چهارم به نامهها تعلق دارد. نامههایی که از نقاط مختلف و از افراد مطرح آن زمان به دست تولستوی میرسیدهاند. مکاتبات او با مهاتما گاندی، ماکسیم گورکی، الکساندر سوم؛ امپراطور روسیه، تورگینف و...
فرزانه شفیعی و ابوذر ابراهیمی ترکمان، کتابراه رفتن با کفشهای تولستوی را با نام زیبا و با مسمایی آغاز کردهاند ولی نگارش و جمله بندی کتاب سنگین و ثقیل است و گویی بی ارتباط مقاله جمع آوری شده است. کتاب تخصصی است نه علمی و برای همگان نوشته نشده است و مخاطب علاقمند به ادبیات روسیه و تاریخ روس نوشته شده است. کتاب بیشتر به مذهب و تفکرات مذهبی و شریعت تولستوی پرداخته است و باورهای دینی و معنوی او بیشتر در کتاب پررنگ است. از نام بردن و توضیح آثار ادبی تولستوی تقریبا هرجا سخن به میان آمده است برای کاوش اعتقادات ایشان به منظور بوده است. در بخش انتهایی کتاب راه رفتن با کفشهای تولستوی که از شرق و اسلام و ایران و نامهها صحبت شده است، کمی متفاوت ار دیگر بخشها و جنبههای زیستی تولستوی فیلسوف سخن گفته شده است.
این کتاب ورای یک معرفی ساده از زندگی تولستوی هست درحقیقت توضیحات پیرامون هر مطلب که در رابطه با تولستوی هم هست در کتاب وجود دارد گرچه این دقت نویسنده در تلاش برای فهم مخاطب است، ولی خوانندهای که بیشتر به دنبال زندگینامه هست در این رویه خسته میشود. درحقیقت این کتاب بیشتر مناسب کسانی است که به دنبال نقد و تحلیل گفتمان آثار تولستوی هستند و نیاز به شناخت شخصیت نویسنده دارند. مثلا در کتاب"شما که غریبه نیستید" از هوشنگ مرادی کرمانی زندگی نامه خودنوشته و جذابی از نویسنده مشاهده میکنیم که جنبه داستانی دارد ولی اینجا ما با مطالب فلسفی و علمی دیگری نیز مواجهیم که میتواند از حوصله برخی مخاطبان دور باشد. ارائه تصاویر پایان کتاب جذاب بود.
وقتی رمانی را می خوانی، در کنار اندیشیدن به شخصیت های رمان و رخدادهای آن، ناخودآگاه به محیط جغرافیایی که پدیده های داستان در آن رخ داده است نیز می اندیشی و هر کس به مقتضای جولانگاه ذهنی اش، بستر جغرافیایی داستان را نیز در ذهن خود ترسیم می کند. خواندن آثار لئو تولستوی نویسنده مشهور روس نیز همین حس را در خواننده ایجاد می کند؛ اسب، جنگل، یخ وسرما، برف، پالتو وکلاه پوست، ابر های خاکستری، سورتمه، سگ، نان و سوپ داغ از واژگانی است که همیشه در داستان های تولستوی از جایگاه ویژه ای بر خوردار است وسبب می شود تا خواننده تصویری از محیطی که داستان در آن رخ داده در ذهن خود بپروراند.
کتاب درباره زندگی نامه تولستوی و مرور و بررسی نظرات و دیدگاه های او و همینطور که عنوان کتاب اورده، راه رفتن با کفش های اوست و بنظرم اگاهی از زندگی و دیدگاه های نویسنده کتابهای معروف لازمه برای فهم درست کتاب هاشون... هرچند که کتاب نوعی سوگیری خاصی داشت نسبت به دیدگاه و علاقه تولستوی به دین اسلام اما باز هم کتاب خوبی بود و تونسته که شناخت خوبی رو ایجاد کنه و تصاویرش و نامه هاشون هم جالب بود که در بخش های اخر کتاب اومده بود در کل کتاب ارزش خوندن داره مخصوصا اگر که قصد خوندن کتابهاش رو داشته باشین با تشکر از کتابراه
این کتاب بیشتر از اینکه یک زندگی نامهی معمولی باشه، تلاش میکنه وارد ذهن تولستوی در سالهای آخر عمرش بشه. برای من بخشهایی که به رابطهی تولستوی با دین و کلیسا میپردازه، از بقیه جذاب تر بود. کتاب حالت قضاوت نداره بلکه روایتگری میکنه، که این به نظرم نقطهی قوتشه. البته بعضی جاها متن کمی سنگین میشه و تمرکز بیشتری میخواد، اگر کسی به زندگی نویسندهها و بحرانهای فکریشون علاقه داشته باشه، این کتاب ارزش وقت گذاشتن رو داره.
این کتاب واقعاً جذابه! نویسندهها با نثر ساده و دلنشینشون، ما رو به دنیای تولستوی میبرن و از زندگی و آثارش حرف میزنن. احساس میکنید که انگار خودتون هم دارید با تولستوی قدم میزنید و از تجربیاتش بهرهمند میشید. این کتاب نه تنها اطلاعات خوبی درباره تولستوی میده، بلکه به شما انگیزه میده که به زندگی و آثارش بیشتر فکر کنید. اگر به ادبیات و نویسندههای بزرگ علاقه دارید، این کتاب رو از دست ندید!
کتاب بسیار جالبی بود و حاوی نکات خواندنی در مورد زندگی تولستوی که دیدگاه خود من رو در مورد شخصیت تولستوی تغییر داد؛ البته بنظرم بعضی از موارد ذکر شده در مورد تولستوی لازم به تخقیق بیشتر دارد؛
البته واجبه از شما بخاطر بارگذاری این فرم کتابها تشکر کنم و خواهش کنم در صورت امکان قابلیت دسترسی بیشتر به این شکل از کتابها رو بصورت رایگان فراهم کنید
با عرض سلام. 🌹
این کتاب برای علاقهمندان به آثار تولستوی، تاریخ ادبیات روسیه، و مطالعات معنوی و فلسفی مناسب است.
این کتاب دربارهٔ زندگی معنوی لف نیکولایویچ تولستوی، نویسنده بزرگ روس، و تأثیر اندیشهها و تغییرات شخصیتی او بر آثارش است. در این کتاب به جنبههای مختلف شخصیت تولستوی با تأکید بر معنویتگرایی او پرداخته شده است.
کتاب راه رفتن با کفشهای تولستوی" اثری ارزشمند و خواندنی است که به علاقهمندان به تاریخ، ادبیات و مطالعات مذهبی توصیه میشود.
این کتاب تصویری جامع و منسجم از دهه پایانی زندگی یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ارائه میدهد و تحولات روحی و فکری او را به طور دقیق و عالمانه تحلیل میکند.
کتاب راه رفتن با کفشهای تولستوی اثر فرزانه شفیعی و ابوذر ابراهیمی ترکمان یک اثر بسیار ارزشمندی است که توانسته به نوبه خود نویسنده وشخصیت بزرگی چون تولستوی را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهد و چه به صورت یک زندگینامه و چه از لحاظ آثار شخصیت تولستوی به خوبی توانسته او را و نگاه و دید و تفکرش را برای خواننده بشناسد
سلام خدا قوت نقاط ضعف کتاب 1. ابهام در ساختار 2. تکیه بر پیش فرضهای ادبی 3. کندی روایت راه رفتن با کفشهای تولستوی کتابی است برای علاقه مندان به ادبیات متعهد و فلسفه زندگی. اگرچه ممکن است برای کسانی که دنبال روایت خطی هستند جذاب نباشد، اما تأملات عمیق آن درباره انسان معاصر ارزش خواندن دارد. با تشکر
با نام و یاد خدای مهربون
سلام و درود به شما دوستان کتابخون.
از چند قاعده کتاب خوندن مهمترین اینه که خواننده کتاب باید خودش رو با موضوع کتاب درگیر کنه، البته قدرت نگارش و قلم مولف و نویسنده هم بسیار هاز اهمیت هست، که خوشبختانه در این باره ما با یکی از نویسندگان بنام جهان طرف هستیم و داستان کشش و جاذبه بازارو داره.
با خوندن این کتاب اطلاعات خوبی از زندگی و بینش تولستوی پیدا میکنید. با کتابها و علت نوشتن و شکل گیری موضوع برخی از آثار او آشنا میشید. تولستوی که یکی از بهترین نویسندگان روس بود و تک تک کتابهاش از محتوای ساده اما عمیق درباره انسانیت زندگی و خانواده سخن گفته برخورداره.
سلام، نوشتن در مورد عارف بزرگی چون تولستوی واقعا کار سختیه، نویسندگان این کتاب به خوبی این کار رو انجام دادن، هر چند در بعضی از جاها دوباره گویی و زیاده گویی شده ولی به نظر من زیباترین بخش کتاب جوابیه تولستوی برای حکم کلیسا بود،
اینطور که بشه گفت کتاب فوق العادهای هست بنظرم نبود ولی بد هم نبود درکل چون بعد از مطالعه کتاب خیلی چیزی دستگیر آدم نشه خیلی بده بنظرم اما خب من همیشه میگم مطالعه بهتر از گردش الکی توی فضای مجازی هست چون حداقل فایدش تقویت مهارت مطالعه تونه
تولستوی قوانین الهی و شناخت خدا را خیلی شفاف و ساده بیان کرده و اگر این قوانین توسط حکام رعایت میشد دنیا به کلی تغییر میکرد و این همه جنگ و گشتار مخلوقات الهی بوجود نمیآمد.
کتاب فوق العاده ارزشمندی است
کتاب برای یک بار خوندن واشنایی با این نویسنده خوب هست و متن کتاب روان هست به همه توصیه نمیکنم که بخوننش چون این سبک کتابها که راجب مسیر فکری و زندگی یک شخص هست امکان داره برای همه جالب نباشه
سلام من یه نظر گذاشت قبلا الان اون نظرو تصحیح میکنم هنوزم میگم متوجه این کتاب نمیشم ولی با نقد مثبت چون فکر میکنم روح این نویسنده و هر کسی نمیتونه درک کنه افکار عمیق داره نویسنده
کتاب سرگرم کننده و بسیار جالب که خواننده جذب خودش میکنه....
قلم نویسنده شفاف و گویا و ملیحه....
باکتاب ارتباط برقرار میکنی و بسیار پیشنهادش میکنم از خوندنش لذت ببرین...
خواندن زندگی نامه بزرگان ادبیات همیشه قابل تامل و جذاب و دوست داشتنی است. حال آنکه این شخصیت تولستوی عزیز باشد. کسی که کتاب هایش دنیایی بی انتها و زیبا را نشان می دهند.
خواندن هیچ کتابی خالی از لطف نیست روایتی از زندگی و تغییرات فکری معنوی در اواخر زندگی تولستوی. برای من دریچهای جدید در ذهنم بازشد که جور دیگری هم میشود دید ودرک کرد
کتاب توانسته بود به خوبی بخشی از زندگی تولستوی را بازگو کنه و در چند فصل درباره تولستوی و ایران و اسلام نیز گفته بود و خوب بود که به این بخش هم پرداخته بود.
این کتاب بیشتر از خود تولستوی زندگی فلسفی و معنوی این شخصیته و افرادی که ادبیات روس رو دوست دارن بنظرم شناخت شخصیت تولستوی هم براشون خوب باشه و این کتاب خوبه
کتاب راه رفتن با... با توجه به ژانرخودش عالی و بی نظیر بود هر کسی که به این نوع ژانر علاقه داشته باشه پیشنهاد میکنم حتما استفاده کنه با تشکر از مجموعه کتابراه
خوشحالم که نویسندگان ایرانی در حوزه ادبیات کلاسیک جهان کارهای فاخر انجام میدهند.
اما باید توجه داشت که این بزرگان، فراتر از ادیان و مذاهب رایج هستند. لذا مصادره کردن تولستوی و ربط دادنش به اسلام را یک حرکت بر مبنای ذائقه رایج در داخل ایران و رویکردی هوشمندانه برای گرفتن مجوز و جذب مخاطب میدانم.
گویی این نویسندگان کتاب نیستند که با کفشهای تولستوی راه رفتهاند بلکه تولستوی را واداشتهاند که با کفشهای دین و فرهنگ ایران راه برود!
با تشکر از کتابراه