کتاب الفبای ناب یک شیوهی تفکر را برای موفقیت در هر نوع کسبوکاری ارائه میدهد. رابرت مارتیچنکو با ارائهی ابزارهای ناب، به مخاطبان کمک میکند تا عیوب کار خود را شناسایی و با شیوهای متفاوت اقدام به حل آنها کنند تا بیشترین بازدهی و سود را برای تجارت کوچک و بزرگ خود به ارمغان بیاورند.
دربارهی کتاب الفبای ناب
درک تولید و تفکر ناب برای خیلیها سخت است. نه چون ناب یک دانش پیچیده است، بلکه به این خاطر که ناب با عادتهای کاری و فکری ما تفاوت دارد؛ هرچند کاملاً مطابق با چیزی است که ما به آن ذات یا فطرت بشر میگوییم. ناب، یعنی بهبود پیوستهی همهچیز از طریق شناسایی و حل ریشهای اتلاف به نحوی که بتوان محصولی هرچه بهتر را با قیمتی هرچه رقابتیتر در اختیار مشتری قرار داد، در حالی که همه راضی باشند؛ مشتریان، مالکان، کارکنان، تأمینکنندگان و جامعه. کتاب الفبای ناب (Everything I Know About Lean I Learned in First Grade) این شیوهی تفکر را برای بهبود سازمانها و مشاغل مختلف و حتی بهبود کیفیت زندگی پیشنهاد میدهد.
ناب میتواند بهرهوری شما را به نحو شگفتانگیزی تا چند برابر افزایش دهد، عیوب نهایی را به صفر برساند و محصولی را در اختیار مشتری قرار دهد که رضایت کامل او را فراهم آورد و به این ترتیب، شرکت شما را به یک شرکت تولید ثروت، رفاه و رضایت همگانی مبدل کند. رابرت مارتیچنکو (Robert O. Martichenko) این کار را با روشهایی بسیار ساده انجام میدهد. اما این روشها نهتنها با عادتهای کاری ما مغایرند، بلکه دائماً با هر نوع عادتی مبارزه میکند. مبارزه با عادتها رمز بهبود مستمر است. همه باید ناب را یاد بگیرند و این کتاب دقیقاً برای همه است؛ برای هر کسی که میخواهد کار و زندگی خود را بهتر کند.

مهمترین گام آغازین در سیر و سلوک ناب هر کسب و کاری، آن است که به تمام افراد سازمان، مبانی تفکر ناب آموزش داده شود. هدف کتاب الفبای ناب همین است. این کتاب یک ارائهی ساده و جذاب از مفاهیم و ابزارهای کلیدی به دست میدهد که یک شرکت را در مسیر ناب شدن به پیش خواهد برد. در واقع یک سیر و سلوک ناب موفق فقط وقتی ممکن خواهد شد که سازمانها درک کنند که پیچیدگی ناب در سادگی آن است: یک برنامه داشته باش، آن برنامه را انجام بده، آن اجرا را بررسی کن و برنامه را اصلاح کن تا به نتیجه برسی. حالا سؤالی که مطرح میشود این است: پس چرا درک اصول ناب و پیادهسازی موفق آن اینقدر برای سازمانها سخت است؟
بر اساس تجربه، رابرت مارتیچنکو به این نتیجه رسیده که تنها راه مهم دستیابی به موفقیتهای ناب پایدار و یک عملیات درخشان، درک این واقعیت است که ناب یک شیوهی تفکر است و نه فقط یک ابزار. وقتی اصول و ارزشی که در پشت یک ابزار است بهدرستی درک نشود، چگونه یک ابزار به تنهایی میتواند مؤثر واقع شود؟ ابزارهای ناب به این خاطر به وجود آمدهاند که مشکلات شرکتها را حل کنند. ولی بسیاری از شرکتها سعی میکنند ابزارهای ناب را پیاده کنند بدون اینکه اصلاً بدانند میخواهند چه مشکلاتی را حل کنند. در واقع، قبل از هر چیز باید بپرسیم که چرا میخواهیم مشکلات را حل کنیم و پاسخ درست این است: برای قویتر کردن سازمان، برای حذف عیوب و اشتباهات، برای سرویسدهی بهتر به مشتری، برای افزایش درآمد و کاهش هزینهها.
کتاب الفبای ناب راه و طریقت ناب را به مخاطب آموزش میدهد؛ بهطور دقیقتر این کتاب میآموزد که دربارهی شیوه کار خود فکر کنید، ایدههای جدید را بیازمایید و از این تجربهها یاد بگیرید. پس از آن رابرت مارتیچنکو ابزارهای متناسب را در اختیارتان میگذارد تا این تفکر را عملی سازید.
این کتاب به کوشش انتشارات ناب اندیشان و با ترجمهی کاظم موتابیان و مریم دربندی روانهی بازار شده است.
کتاب الفبای ناب برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به همهی انسانها، اعماز مدیران کارخانجات، رئیسهای مراکز دولتی و خصوصی، مسئولین مراکز آموزشی، دانشآوزان و دانشجویان، خانمهای خانهدار و... پیشنهاد میشود تا زندگی بهتر و کسبوکاری موفقتر داشته باشند.
در بخشی از کتاب الفبای ناب: آنچه درباره ناب میدانم، از کلاس اول دبستان آموختم میخوانیم
فرآیند دستشویی رفتن بچهها ناگهان متوقف میشود. متوجه میشوم که حرکت پیوسته در گروه آخر، یعنی نیمکت 6 با مشکل مواجه شده و متوقف شده است. پس تابهحال، پنج گروه از شش گروه ما برنامهی خود را با موفقیت متحقق کردهاند. اما حالا دو تا بچهی کوچک با استرس به هم نگاه میکنند و به نظر میرسد که هرکدام باور دارند که نوبت شستن دستهای ایشان است. خانم یانگ، درست بهموقع برای حل مسئله در محل حاضر میشود.
خانم یانگ نهتنها از لیزا و برین، دو بچهای که از قرار معلوم با هم مشاجره میکنند، بلکه از هر چهار دانشآموز نیمکت 6 میپرسد: ”اینجا چه خبر است؟“ هر دو بچه با هم شروع میکنند به طرح مشکل خود. آنها همزمان حرف میزنند و نه به حرفهای هم گوش میدهند و نه به حرفهای خانم یانگ. من که از این بلبشو چیزی نمیفهمم.
فکر میکنم حالا است که داد خانم یانگ بلند شود، اما او محترمانه از همه میخواهد که آرام باشند و میگوید: ”خیلی خوب، ما نمیتوانیم مشکل را حل کنیم مگر این که همه آرام باشیم و آماده باشیم که گوش کنیم. حالا همه چند نفس عمیق میکشیم و شانههای خود را رها میکنیم.“
خانم یانگ به دانشآموزان نشان میدهد که چگونه یک نفس عمیق بکشند و از همهی کلاس میخواهد یک نفس عمیق بکشند.
خانم یانگ میگوید: ”از کلاس میخواهم برای برگزاری یک جلسهی کوتاه روی فرش به ما ملحق شوند تا بتوانیم یک فرآیند حل مسئله را با هم انجام دهیم.“ دانشآموزان روی فرش جلوی کلاس، دایرهوار مینشینند، خانم یانگ هم بین برین و لیزا مینشیند که البته دست از سروصدا برداشتهاند، اما هنوز آشکارا عصبانی هستند.
بله




















