کتاب خوبی بود ولی به نظر من خیلی کشش بدای خواننده ایجاد نمیکرد. فیلمی که الفرد هیچکاک ساخته بود از روی همین کتاب با در نظر گرفتن شرایط فیلم برداری در ان زمان خیلی بهتر از کتاب ساخته شده بود، رابرت بلاک در کتاب روانی دقیقابه شرایط انسانی که دچار گسستگی شخصیت شده و خود را دو موجود جداگانه میپندارد میپردازد. قسمت جالب داستان این است خواننده در فکر روانی بودن شخصیت اصلی نیست و جالب است که انسانهای دچار مشکلات روانی میتوانند بسیار سالم تلقی شوند به گونه ای که در مورد انها نمیتوان مشکلات روحی و روانی را تشخیص داد. مسلما نویسنده در مورد چنین مشکلات روحی و روانی بررسی های دقیقی انجام داده و توانسته شخصیت مورد نظر خود را در کتاب پرورش دهد. کتاب بسیار ساده و روان نوشته و ترجمه شده بود. ممنون از کتابراه.
اونقدی که ازش تعریف شده خوب نیس، اصلا بنظرم ژانر وحشت نیست، یه جنایی معمولیه تقریبا صرفا چون بیماری روانی رو قاطیش کرده میگن ژانر وحشته. انتظار خیلی بیشتری داشتم بخاطر اسمشم که شده نیاز بود قوی تر باشه، ولی خب شخصیت نورمن و بیماریش جای بحث داره و جالب بود. بقیش معمولی تر از معمولی بود
❌صفحات اخر یه عکس ترسناک داره، اگه تو شب میخونید حواستون باشه❌
دلیل محبوبیت بالای مجموعه رمانهای ترسناک، حس ترس و دلهرۀ کم نظیری است که این کتابها برای خواننده پدید میآورد. مخاطبینِ بهترین کتابهای ترسناک، در پی تجربه کردن هیجانی جذاب هستند که با کمتر فعالیت دیگری میتوان به آن دست پیدا کرد. اگر میخواهید ترس و هیجان واقعی را تجربه کنید، این کتاب برای شما مناسب است
فیلم روانی هیچکاک را سالها پیش دیده بودم بمراتب مجذوب کننده در خلق هراس بمراتب موفق تر بود. هر چند انتظار و دریافتی که از نسخه سینمائی یک رمان بدست میآید بواقع نمیتواند درحد وسعت امکانات و توان نشان دادن تفکرات نویسند ومتن کتاب باشد ولی در این اثر مورد بحث شخصاً انطور که از فیلم لذت بردم ازکتاب نه.
اول که میخواستم این داستان رو بخونم خیلی هیجان داشتم اولین قتل انجتم شده خیلی خوب و اثر گذار تعریف شده بود ولی از اونجای داستان به بعد دیگه چنگی به دل نزد. کتاب در مورد قتلهای قبل از ماری چیزی نگفته بود درحالی که گفته بود قاتل سریالی. کلا کتاب بدی نیست ولی برای من جذابیت زیادی نداشت.
رمان جالب و واقعی بود و در مورد جنون جوانی و آسیبهایی که در کودکی باعث مشکلات زیادی در بزرگسالی میشه پرداخته بود همینطور که باعث خشم و ترس در خواننده میشد اما در اخر حس دلسوزی خواننده رو برانگیخته میکنه امیدوارم همه کودکی خوبی پشت سر بزارن و فقط این مطالب رو در کتابها بخونیم
داستان کلاسیک جنایی که در حد متوسطی بود و بر عکس تبلیغاتش اصلا این کتاب رو نمیشه در ژانر وحشت حساب کرد داستان در مورد یک مرد روانی که صاحب یک متلی هست و مرتکب دو قتل میشه داستان این جذابیت و کشش رو داره که خواننده رو تا به آخر دنبال خودش بکشونه نقطه قوت داستان در این بود که حاشیه پردازی اضافه نداشت و در آخر خواننده رو غافلگیر میکنه
خطر اسپویل تقریبا از همان اول کتاب مشخص بود که شخصیت اول دچار بیماری چند شخصیتی بوده و بنابراین واضح بود که مادر زنده نیست و این جسد اوست که توسط پسر نگهداری میشود. در کل به دلیل بعد روانشناسی کتاب، خواندن آن خالی از لطف نبود اما غافلگیری خاصی هم در آن دیده نمیشد.
کتاب جالب توجهی بود که نشون میداد سختگیریهای بیجا و افراطی پدر یا مادر چه به روز فرزندان آنها میاره و اگر کسی در فرزندش رفتار نامعقول دید بهتره تا کوچک هستن اونها رو معالجه کنن فیلمش روهم دیده بودم و تشکر از کتابراه که فرصت خوندن کتابش رو فراهم کرد
واقعا هیجان خاصی توش نداره و تعداد کاراکترها کمه و اینکه از اول داستان برای خواننده مشخصه دیگه هیجانش از دست میره
در کل واقعا دوستش نداشتم
از وقتی کتابای فریدا مک فادن رو خوندم بقیه کتابا برام خیلی سطحی شدن
بنظر من چندان ارزش خوندن نداره
با تشکر از نویسنده عزیز و کتابراه.. داستان جنایی و ترسناکی بود. اگر میخواهید ترس و دلهره رو تجربه کنید این کتاب رو پیشنهاد میکنم. اضافه گویی نداره به حاشیه نمیره. یک هتل با صاحب روانی که اتفاقات وحشتناکی در خود داره.
اواسط کتاب برام پایانش قابل حدس بود چرا که یه پیرزن توانایی جسمی انجام دادن این قتل هارو نداشت و اینکه فیلمهایی شبیه این داستان دیده بودم اما در کل خوندنش خالی از لطف نیست و داستان افت نداشت و خوب پایانشم دوست داشتم... در کل خوب بود
فیلمی که از اقتباس از این کتاب رو دیدم بسیار ضعیف تر از اصل داستان بود. واقعیت هارو که نیازه مثل پازل بچینی کنار هم تو فیلم کم داشت. و این که بسیار جالب نشون میده فرد مبتلا به چند شخصیتی یا سوویچ شخصیت از پسر به مادر
زندگی در ذهن یک کاراکتر چند شخصیتی رو بخوبی نشون داد. اگر با پرونده ادوارد گین آشنا باشید بیشتر میتونید با نورمن بیتس و مشکل مامی ایشوز و اختلالات روانیش ارتباط بگیرید.
من از این سبک داستان سرایی که سوم شخص با عجله و بدون نکته سنجی همه ماجرا رو تعریف میکن خوشم نمیاد و در ضمن توضیحات خود کتابراه داستان رو اسپیول کرده بود