ابتدا که این کتاب را شروع کردم، سابقا می دانستم که قرار است با کتابی عالی روبرو شوم؛ چون تاکنون کتابی از دکتر اروین یالوم مطالعه نکرده ام که عالی نباشد اما این اثر پا را فراتر گذاشته و نه تنها مهارت های روانشناختی اروین یالوم را به نمایش می گذارد بلکه ایشان را به عنوان یک نویسنده و رمان نویس چیره دست معرفی می کند. هرچند در سایر آثار آروین یالوم هم این ذوق هنری و مهارت نویسندگی دیده می شود اما نوشتن درباره ی شخصیت تاریخی و بزرگی مثل اسپینوزا و هماهنگ کردن تراوشات ذهنی با رخداد های تاریخی به جامانده در مورد شخصیت به مراتب سخت تر از ساختن و پرداختن درباره ی یک شخصیت برآمده از ذهن خود نویسنده آن چنان که در سایر آثار اروین یالوم می بینیم است. در این کتاب شما با دو داستان موازی در دو دوره ی زمانی مختلف روبرو می شوید. در یک داستان اسپینوزا شخصیت اصلی است. اسپینوزا با تکیه بر عقل سعی در فهم طبیعت خدای اسپینوزایی دارد. رفته رفته این عقاید کامل تر می شود تا جایی که در بخش پایانی از زندگی او در صحبت هایش با فرانکو (تنها یادگار دوران پیش از تکفیر اسپینوزا) اوج نبوغ اسپینوزا به نمایش گذاشته می شود. در داستان دیگر آلفرت روزنبرگ نقش محوری را دارد که بر اصل " نژاد برتر آریایی " و نابودی یهودیان پافشاری کرده و با کمک هیتلر حزب نازی را شکل می دهد. و اما نقطه ی طلاقی این دو داستان به طور ماهرانه ای طراحی شده است، جایی که روزنبرگ علی رغم یهودستیزی متعصبانه اش، استاد خود گوته ی بزرگ را مجذوب و شیفته ی اسپینوزا می یابد و...
کتاب خوبی که با نویسندگی یالوم بخوبی توانست فلسفه و روانکاوی خوب به تصویر بکشه فلسفه اسپینوزا (خدا، جبر وآزادی انسانی و از اون سمت با تم روانکاوی پارادوکس اسپینوزا و روزنبرگ تقابل آگاهی و جهل بخوبی به نمایش بزاره در ادامه به خوبی به پارادوکس وجودی شخص میرسه و با تشکیل یه شخصیت خیالی فرانکو به سراغ خود شخص (اسپینوزا) میرود که در مسیر در مواجه با افکار و چالشهای خودش قرار میگیره، این پارادوکسهای انسانی که بسته به زمان و مکان منتهی میشود و واقعیت اینه در زندگی اجتماعی انسانها بشدت به چشم میآید کسی که طرد و تکفیر میشود و در آینده بعد از گذشت چند صد سال همون آدماها از همون قوم به اسم قهرمان و اسطوره ازش نام میبرند،
این دومین کتابی بود که از الوین یالوم خوندم، بسیار پرمحتوا، هم برای زندگی شخصی، هم جامعهدر واقع چند مورد آموزش وجود داره در کتابش، روانشاسی، فلسفه، زندگی فردی و اجتماعی... و چون من به شخصه به فلسفه بسیار علاقمند هستم جذابیت خاصی برام داره، و متن های فلسفی و روانشناسی رو چندین بار میخونم تا بهتر و بهتر بفهمم، توصیه می کنم حتما مطالعه بشه، انسان ها باید عمق فکری و تفکر و اندیشه داشته باشن.
از نوشته های اروین د. یالوم نمیشه غیر از این انتظار داشت. بشدت جالب بود و آموزنده، در این مورد شکی نیست. اما در مورد کتاب باید بگم که علاوه بر "مسئله اسپینوزا "، داستان بصورت موازی در قرن هفدهم و بیستم درجریان هست! فصل ها یک در میان بین قرن ها روایت میشوند.
بندیکت اسپینوزا نامی شد که برای خواندن آثارش آنرا به خاطر بسپارم
و البته آنچه که من رو بیش از همه به فکر فرو برد شباهتهای معنا دار در ادیان بود باید آثارش را بخوانم تا ببینم تا چه حد تفکراتش احتمال صحت داشتن دارد.
این چهارمین اثر این نویسنده اس که میخونم. محشره. جوری که فلسفه و روانشناسی رو پیاده میکنه بین شخصیت ها بی نهایت لذت بخش گفت و گو هاشون و این کتابی که شاید نیاز همه بخونن تا دید بهتری پیدا کنن
کتاب جالبی بود؛ هم از زندگی اسپینوزا چیز یاد گرفتم، هم از فضای فکری نازیها وحشت کردم! بعضی جاها کند پیش میرفت، اما ارزشش رو داشت. اگر به فلسفه و روانشناسی علاقه دارین، حتماً بخونینش.
کتاب خیلی خوبیه... البته برای کسی که قسمتی از راه رو رفته باشه.... در شکستن بعضی از تابوها بهمون کمک میکنه... تا عمیق تر فکر کنیم... پیام اصلی که اصل دین انسانیت است در این کتاب به وضوح مشخص است.
هر دو صفحه یک جمله خیلی خوب داشت و خیلی مطلب رو کش میداد. به خاطر همون چند جمله هر چند صفحه ارزش خوندن داره ولی جا داشت که اینقدر کشش نده و حوصله خواننده روسر نبره
اگر به فلسفه و موضوعات فلسفی علاقمندید خواندن این کتاب رو توصیه میکنم، من از طرفداران یالوم هستم، ولی به نظرم این کتاب دارای نقاط قوت بیشتری نسبت به سایر کتابهای اوست.