نقد، بررسی و نظرات کتاب بادام - وون پیونگ سون

مهدی مجیدی فر
۱۴۰۵/۰۵/۰۲
۱. «بادام» وون پیونگ با روایت پسری به نام یونجه که به دلیل ناتوانی در احساس، خود را هیولایی بیگانه میپندارد، خواننده را به دل تاریکترین پرسشهای هویتی میکشاند. ۲. نویسنده با زبانی ساده اما شاعرانه، مرز میان بیمار روانی و قربانی جامعه را محو میکند و نشان میدهد که خشم و خشونت، گاهی تنها زبانِ دردِ سرکوبشدهاند. ۳. شخصیتپردازی گون (دوست معترض یونجه) بهخوبی تضاد میان دو نوع تنهایی را به تصویر میکشد: یکی خاموش و درونگرا، دیگری پرخاشگر و برونریز. ۴. گرچه پایان کتاب تا حدی شتابزده و کلیشهای به نظر میرسد، اما پیام اصلی آن دربارهٔ قدرتِ دیدهشدن و پذیرش تفاوتها، بهطرز تأثیرگذاری منتقل میشود. ۵. این رمان، فراتر از یک داستان روانشناختی، آیینهای است برای جامعهای که اغلب «ناهنجار» را با «خطرناک» اشتباه میگیرد و به ما میآموزد که عشق، حتی به هیولاها هم شانس تولد دوباره میدهد.
فاطمه زهری
۱۴۰۴/۰۴/۰۷
به نظرم یکی از جالب‌ترین کتابهایی بود که خوندم ارتباط مادر با فرزند بیمارش که به نوعی از یه نوع بیماری نادر رنج میبرد و قبول و پذیرش مادر و هم خود فرزند به بیماریش و چگونگی برخوردش با آدمهای اطرافشون و پیرامون زندگیشون.... از خوندنش لدت بردم و هم این که خیلی چیزها یاد گرفتم
마흐디에
۱۴۰۵/۰۱/۱۴
خیلی رمان قشنگی بود و از خوندش لذت بردم پسری که هیچ احساسی نداشت ولی رفاقت باعث شد که بتونه احساس داشته باشه. و اینکه توضیح همه کلمه هایی که ممکنه برای کسانی نامفهوم باشه در آخرین صفحه کتاب آمده و این خیلی خوبه چون به فهم بیشتر مطالب کمک میکنه.
Yana
۱۴۰۴/۰۴/۲۹
بر خلاف چیزایی که میگفتن رفاقتش باعث شد احساساتش درست شه نه عشق در کل چیز خوبی بود✨
فاطی
۱۴۰۴/۰۹/۱۲
خیلی قشنگ بود فک نمیکردم انقد قشنگ باشه
غزل مرزوقی
۱۴۰۳/۰۸/۱۷
در چند کلمه عالی
وحید سعادت یار
۱۴۰۵/۰۳/۲۳
بهترین و موئثر‌ترین کتابی بود که خوندم
👋 سوالی دارید؟