کتاب داستان یک خانواده مهاجر کرهای را حکایت میکند که به لطف یک عمه پولدار صاحب رستورانی شدهاند و باکمک هم آنرا اداره میکنند. تاکید داستان بیشتر بر روابط جوانان و خواستههای آنها در این محل جدید است، نویسنده با شرح جزئیات ازحالات افراد و رفتار آنان تصویر روشنتری را برای خواننده به وجود میآورد و مترجم نیز به روانی ترجمه آنرا به انجام رساندهاند. کتاب سرگرم کننده ایست ولی محتوای چندانی ندارد و در آخر هم تا حدودی ناقص به اتمام میرسد.
از معدود کتابهای که با وجود مشغله زیاد ولی در دو روز خوندم
به شدت روان و آموزنده بود و قدرت تصمیم گیری رو خیلی خوب شرح داده بود
به تمام نوجوانها و جوانها و کسانی که هنوز نتونستن با ظاهر خودشون کنار بیان این کتاب و پیشنهاد میکنم تا عمیق بخونن
کتابی بسیار آمرزنده بود مخصوصا برای افرادی که در رده نوجوانی هستند و نسبت به خود احساس کمبود میکنند در این کتاب یاد میگیرند که هرجوری که هستند خودشان را دوست داشته باشند منکه عاشق این کتاب شدم و نثر ساده ی هم داشت.
راستش این کتاب خیلی حوصله سربر بود. خواندنش حوصله ی زیادی میخواد به علاقه مندان کتاب توحین نمیکنم. این کتاب برای کسانی که به داستان های روزمره علاقه دارن خوب و مناسبه. من به شخصه خیلی نپسندیدم.