کتاب هشت گفتار درباره موسیقی 4 بهقلم دکتر داریوش صفوت، چهارمین مجلد از مجموعهی هشت گفتار درباره موسیقیست که ذیل آن به نظریات و جهتگیریهای این موسیقیدان بزرگ ایرانی دربارهی هنر موسیقی پرداخته شده است. این مجلد بهکوشش دختر ایشان، ستاره صفوت منتشر شده و مطابق با کتابهای پیشین این مجموعه، بیانگر اصولی دربارهی موسیقی و همچنین مرجعی کامل برای اهل این هنر است.
دربارهی کتاب هشت گفتار درباره موسیقی 4
بسیاری از عرفا و شاعران ایرانی، موسیقی را واسط بین جسم و روح یا احساساتی که عینیت بیرونی دارند و آنچه عمیق و درونی است میدانند. درست است که موسیقی از جنس زمان است، اما در عالم بیزمانیست. حقیقت این هنر در رابطههاست و نه در عناصر، در اصلِ ترکیب است و نه در اجزای ترکیب. در انواع موسیقی سنتی یک نظام کلی دیده میشود؛ اینکه الگو و چهارچوبی برای بدیههپردازی وجود دارد و این الگو، در نقش راهنمای هنرمند عمل میکند. بسته به میزان تسلطی که هنرمند دارد، میتواند از این الگوی اولیه فراتر برود و ترکیبات بدیعی را به وجود آورد، یا اینکه با خلاقیت خود در همان الگوی اولیه دخل و تصرف کرده و اثر جدیدی خلق کند. در چهارمین مجلد از مجموعهی ارزشمند هشت گفتار درباره موسیقی، دکتر داریوش صفوت (Dariush Safvat) به بررسی جنبههای تاریخی موسیقی ایران پرداختهاند. اینبار هدف این است که بدانید موسیقیای که امروز در دست ماست از کجا آمده، چه سابقهای دارد و دقیقاً از چه ترکیب شده است. با رسیدن به این دانش و آگاهی است که قادر به ارزیابی موسیقی ایرانی خواهید بود و به ارزش حقیقی آن پی خواهید برد.

به نقل از دکتر داریوش صفوت در کتاب هشت گفتار درباره موسیقی 4، موسیقی ایران یکی از قدیمیترین موسیقیهای دنیاست. همچنین شاید بتوان آن را از اصیلترین موسیقیهای جهان نیز دانست. این موسیقیدان ایرانی ذکر کرده است که در دنیا سه موسیقی از حیث اصالت، همعرض و همدوش یکدیگر هستند؛ موسیقی چین، موسیقی هند و البته موسیقی کشورمان، ایران. اما نکتهای که شاید بسیاری از پژوهشگران در این زمینه از قلم انداخته باشند، این است که قوامیافتهترین و استوارترین موسیقی در سراسر دنیا، بیشک موسیقی ایرانیست. به همین جهت کتاب پیش رو تماماً به آن اختصاص یافته و تا آنجا که مدارک و شواهد تاریخی اجازه دهند، این موشوع در کتاب حاضر بررسی خواهد شد.
در کتاب هشت گفتار درباره موسیقی 4 خواهید خواند که بیش از چند هزار سال از عمر موسیقی ایرانی میگذرد و قدمت بسیار زیادی دارد. با کمی تأمل در تاریخ غنی سرزمینمان، احتمالاً به شواهدی دست خواهید یافت گواه بر اینکه از زمان کوروش کبیر، بین اقوام مختلفی که در ایران زیست میکردهاند و تمدن پیشرفته و همچنین موسیقی بسیار پیشرفتهای داشتهاند، پیوندی ایجاد شد و از ترکیب موسیقیهای مختلفی که در فلات ایران وجود داشت، موسیقی ایرانی به وجود آمد. یک موسیقی که تبدیل به یک هنر قوامیافته و بسیار استوار شد. بنا بر مطالبی که دکتر صفوت در کتاب پیش رو نقل کردهاند، از زمان کوروش کبیر هفت مرحله برای سنجش موسیقی ایران پیش آمد. هفت بوتهی آزمایش، که موسیقی ایران از این هفت بوتهی آزمایش سرافراز بیرون آمد و آنچه به دست ما رسیده، گنجینهای ارزشمند و بهنوعی درسپسداده است. در ادامه و با مطالعهی کتاب پیش رو با این هفت بوتهی آزمایش آشنا خواهید شد.
نشر ارس کتاب هشت گفتار درباره موسیقی 4 را بهقلم داریوش صفوت و بهکوشش ستاره صفوت منتشر کرده و در اختیار علاقهمندان این حوزه قرار داده است.
دربارهی مجموعهی هشت گفتار درباره موسیقی
هشت گفتار دربارهی موسیقی مجموعهای غنی شامل پنج کتاب است. این مجموعه گفتارهایی را در برمیگیرد که دکتر صفوت با استفادهی آگاهانه از فرصتهای مغتنم، ذیل آنها به توجیه پارهای از وجوه بنیادین فلسفهی موسیقی پرداخته است. دربارهی فلسفهی موسیقی تاکنون در زبان فارسی کتاب مستقلی منتشر نشده است، در واقع مجالی هم برای پرداختن به این مقولهی پر رمز و راز وجود نداشته است. این مجموعه گام نخستین در راه پر کردن این خلاء فرهنگی است.
فلسفهی موسیقی از دید داریوش صفوت، نگرش طرز زندگی، شیوهی پرداختن موسیقیدان به موسیقی و تأثیرات موسیقی او بر شنونده است. همچنین از دید وی، فلسفهی موسیقی از حکمت و معنویت وام گرفته. صفوت که بیش از شصت سال از عمر خویش را در تحقیق به فلسفه و عرفان گذرانده و حاصل آن را با موسیقی ممزوج ساخته، در این کتاب همراه با معرفی الحان و برخی استادان موسیقی، ادوار مختلف تاریخ موسیقی ایران و برخی یافتههای خویش را در زمینه نگرش و عمل به موسیقی، بیان میکند.
کتاب هشت گفتار درباره موسیقی 4 برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به کسب اطلاعات دقیق و جامع دربارهی تاریخ موسیقی ایران علاقهمند هستید، پیشنهاد میکنیم مطالعهی این مرجع ارزشمند را از دست ندهید.
در بخشی از کتاب هشت گفتار درباره موسیقی 4 میخوانیم
بوتهی اول
بوتهی اول همان بوتهی درهمآمیزی و اختلاط بین موسیقیهایی بود که در سرزمین پهناور هخامنشیان وجود داشت. کوروش کبیر چنان سعهی صدر و بلندنظری حیرتانگیزی داشت، که به همهی مردم آزادی داده بود. اقوامی که در این سرزمین زندگی میکردند و تا قبل از آن، از نبودن آزادی برای عمل به آداب و آئینهایشان زجر بسیار میکشیدند، همه توانستند دین خودشان را و مراسم و آئینهای خودشان را انجام دهند و حفظ کنند. در نتیجه پایتخت کوروش، شد قبلهی آمال و قطب این دنیای عظیمی که به اسم ایران معروف شد. سرزمینی بسیار پهناور که تحت حکومت مرکزی واحد و تمرکزیافتهی کوروش کبیر اداره میشد. این جریان، ترکیب و امتزاجی شد بین تمام موسیقیهای آن دوره و از درون آنها یک موسیقیِ شستهورفته و منقَّح و پاکیزه به اسم موسیقی ایرانی به وجود آمد. این، اولین بوتهی آزمایش بود و به نظر بنده چون گام آن خوب برداشته شد، خیلی پیروز بود و نتیجهاش موفقیتآمیز.
بوتهی دوم
بوتهی دوم البته بوتهای است که بعدها در زمان اسکندر مقدونی پیش آمد و آن، موقعی بود که اسکندر ایران را فتح کرد و در این دوره، خودش و جانشیان یونانیاش بهعنوان سلسلهی سلوکیان 143 سال در ایران حکومت کردند. البته عدهای کوشیدهاند بگویند یونانیها در عرض این 143 سال، نفوذ غریبی در ایران کردند. ولی بنده چنین اعتقادی ندارم و خدمتتان عرض میکنم که حتی عکس این عقیده هم ثابت شده است. زیرا فرهنگ ایران آنقدر غنی بوده که یونانیان از پیش از دوران اسکندر نیز در قسمتهایی تحت تأثیر آن بودهاند. بهعنوان مثال فیثاغورث، که از پایهگذاران تمدن یونان بهخصوص در موسیقی بوده است، رهسپار مصر و ایران شد، تمدن شرقی را برگرفت و به یونان بازگشت و مکتب خودش را بنا نهاد. برای عدهای کاملاً یقین حاصل است که مطالبی را که فیثاغورث آورد، از بابلیها و ایرانیها اتخاذ کرده بود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که تمدن یونان، در قسمتهایی از پیش از زمان اسکندر، رنگ ایرانی به خود گرفته بود. در نتیجه هنگام حملهی اسکندر به ایران و اختلاط این دو فرهنگ مخصوصاً در موسیقی، مبادی و مسائل متفاوتی وجود نداشته و در آن زمان موسیقی ایرانی موسیقی قوامیافتهتری بوده است.
بله






















