تلنگری بود بر روح هر کسی که دلش برای این خاک میتپد، اشارهای بود برای هر کسی که درد وطن و مردم دارد. راوی حق دارد ما انقلاب کردیم تا ستم و تبعیضی جان نگیرد تا حق به حق دار برسد، تا سری پای دار برود ولی بالای دار نرود اما افسوس در هر جامعهای سودجویان و فرصت طلبانی هستند که در هر لباسی باشند به خیانت فکر میکنند و با کارهای ننگینشان به اعتقادات و ایمان مردم ضربه وارد میکنند. راوی داستان خیلی ستم کشید، خیلی مبارزه کرد و از ارزشهای خود دست نکشید اما قدرت ستمگر خائن بیشتر بود و راوی همچنان سنگ زیرین آسیاب ماند، سرگذشت معلم و کارگر در جامعهی بی قانون همینه
کتاب بسیار جذاب و پر محتوایی بود وقتی میخونیدش انگار این شمایید که دارید این زندگی رو تجربه میکنید و پیام کتاب رسا صریح چقد از درد معلمان دلسوز این سرزمین که برای اعتلای فرهنگ و انسان سازی زحمت کشیدند و کسی قدر دان نبوده و ندیدن افسوس خوردم
من هم معلم هستم و از خوندن این کتاب لذت بردم. عدم شایسته سالاری که در اموزش و پرورش ما وجود داره هم در استخدام و هم در مسیر معلمی، برای معلمان در اوره و برای نسلهای آینده که با این اموزش و پرورش رشد پیدا کردند هم فاجعه بار.
تا اندازه ای دور از واقعیت بود و بیشتر شبیه داستان و رمان بود تا خاطرات. روند بیان خاطرات بصورت تکه پاره و نامنظم به گونه ای که گاهی یک سال تحصیلی در چند خط کوتاه خلاصه می شد. به طور کلی جالب نبود