سلام. متن کتاب رو که میخوندم یه حس ارامش بهم میداد. فصل یک با اتفاق دردناکی که واسه تاکاکو میافته (شکستی که در رابطه عاشقانهای که البته فقط از نظر تاکاکو عاشقانه هست) شروع میشه که با کمک مادر و داییش تاکاکو رو به کتابفروشی موریساکی میارن که این یه تغییر بزرگ توی زندگی تاکاکو هست و موفق به گذر از این دوران سخت میشه. و فصل دوم با اومدن زن دایی به اسم موموکو شروع میشه که چند سال پیش دایی ساتورو رو ول میکنه و میره و الان بعد پنج سال برگشته
و رابطه دوستی خوبی رو با تاکاکو شروع میکنه و با همدیگه یه سفر چند روزه میرن و تو این سفر زن دایی به تاکاکو میگه که به خاطر مریضی که داشته ساتورو رو ترک میکنه و دوست نداره که ساتورو بفهمه که مریضه بعد از برگشت از سفر بعد از یه مدت موموکو دوباره ساتورو رو ترک میکنه ولی تاکاکو موضوع مریضی موموکو رو بهش میگه و ساتورو رو میفرسته دنبالش و ساتورو موفق میشه موموکو رو پیدا کنه و اونو برگردونه
برای زندگی امروز که زمان همان اسب چموشی است که به سرعت می تازد و ما نیز مثل گاری قریچ قریچ کنان و افتان و خیزان و نالان به دنبال او و هر کار میکنیم و هر چه می دویم و ریتم زندگی را تندتر میکنیم باز هم به گرد آن نمی رسیم. اما انیمیشن ها و داستانهای ژاپنی از حال و هوای دیگری برخوردارند. فضای آرام و روح انگیز و آرامش بخش که انگار با گرد جادویی حرکت زمان را کند میکند و مجالی برای تنفس آرامش به ما میدهد و حرکت آهسته زندگی در این داستانها که بعضی به صورت فیلم و انیمه درآمدند نه تنها کسل کننده نیست بلکه دلپذیر نیز هست. داستان روزها در کتابخانه موریساکی نیز از همین گونه است خواندنش خالی از لطف نیست و ریتم آهسته و آرامش بخش و دلپذیر زندگی نیز در فضای داستان احساس میشود
سلام، داستان کتاب بسیار جذاب است، موضوع داستان با ملایمت و آرامی جلو میره اصن انتطار هیجان یه دریای طوفانی رو نداشته باشید! هر لحظه احساس میکنید که ممکنه کل داستان دنباله رو این اتفاق جلو بره ولی با اتفاقهای جدید شگفت زده خواهید شد، البته خیلی کوتاه به موضوعات میپردازه میتونست داستان و کتاب رو مقداری طولانی تر کنه و بیشتر لذت ببریم، نویسنده از تمثیلهای جذابی با ظرافت استفاده کرده که نشان از ذهن باز نویسنده داره. با خوندنش مهو داستان خواهید شد و نهایتا دو تا سه روز تمومش خواهید کرد حتما پیشنهاد میشه.
این کتاب یک رمان عاشقانه ست در مورد دوست داشتن، عشق ورزیدن و در کنار هم بودن. دوست داشتن به معنای واقعی، بودن در کنار هم در همه شرایط هم شادی و هم سختی است. کمک خواستن و همراه بودن با یکدیگر باعث تحمل شرایط دشوار، رد شدن از آن و رسیدن به هدف می شود. بیان احساسات درونی و مطرح کردن آن ممکن است مشکلی را حل نکند اما باعث افزایش رضایتمندی از خود می شود. موردی که برام جالب بود پناه بردن به کتابفروشی و کتابها برای گذراندن دوران بحران و تنهایی بود. این کتاب را بخوانید و از داستان آن لذت ببرید.
تعریفش رو خیلی شنیده بودم، خوشحالم که بلاخره خریداری کردم و میخوام بخونمش، دختری که سرش توی کتابه.
بعد ازین که کتاب رو تموم کردم دارم این نظر رو مینویسم، این کتاب قسمتی از جریان زندگی را در گوشهای از این جهان پهناور نشان میدهد که تک تک اتفاقاتش و آنچه در قلب داستان آورده شده به شما لحظاتی ناب از امید، خشم، غم و شادی را نشان میدهد.
موموکو بهم یاد دادی تصمیم آدما چقدر مهمه و اینکه بر روی اون ثابت قدم بمونم و ممنون از تاکاکو گاهی از دیگران کمک گرفتن بد نیست.
فصل یک کتاب خیلی جالب بود و انتظارم از فصل دو کتاب این بود که یه اتفاق واقعا هیجان انگیز رخ بدهد ولی اینطور نشد و در کل کتاب دارد یه زندگی عادی از مردمان عادی را روایت می کند. این جمله کتاب را خیلی دوست داشتم: "مهمه که گاهی بی حرکت بمونی. فکر کن یه استراحت کوتاه توی سفر طولانی زندگیته. اینجا بندرگاه توئه و قایقت برای مدت کوتاهی لنگر می ندازه. بعد از اینکه خوب استراحت کردی هم می تونی دوباره راه بیفتی و بری. "در کل کتاب خوبی است و ارزش یک بار خواندن را داشت.
رمان خیلی خیلی جالب و دوست داشتنیای بود. همه توی زندگیشون به چنین کتابخونه و چنین دایی و زنداییای نیاز دارن. وقتی خودم رو شخصیت اصلی این رمان تصور میکنم که دارم توی کتابخونهی موریساکی زندگیمو میگذرونم حس خوبی بهم دست میده و ارزو میکنم توی عمرم چنین ماجرای مشابهای رو تجربه کنم. البته رفتار موموکو خودخواهانه بود که بدون حرف زدن و چند تا جمله کوتاه روی یه کاغذ ول میکرد و میرفت و اینکه خود تاکاکو هم اوایل رمان خیلی در حق خودش نامردی کرد.
کتابی مملو از حس خوب، این که یک نویسنده این قدر زیبا آدم هارو تشویق به کتاب خواندن میکنه و از نویسندگان و شعرای ژاپنی در اثرش اسم میبره بدون اینکه خوانندرو خسته کنه بسیار عالیه، پشتیبانی دایی تاکاکو برای من خیلی خوب بود، این که حرفاتونو حتما بزنید بدون این که بی احترامی کنید، باعث میشه روانی آرام داشته باشید، مترجم هم خیلی خوب و روان ترجمه کرده، پیشنهاد میدهم حتما این کتابو مطالعه کنید.
درود از خوندن این کتاب لذت بردم توصیفات و روند آروم داستان باعث میشد خیلی آرامشبخش باشه طرح داستان با وجود سادگی ولی خیلی قشنگ بود و همین باعث میشد خسته کننده نباشه و آدم رو ترغیب میکرد سریع همهی کتاب رو در یک روز به پایان برسونه نویسنده درمورد تاثیر کتاب در زندگی و همچنین لذت بردن از چیزهای کوچیک حرف میزنه
در کل یک داستان ژاپنی لذتبخشه
کتاب خوب و آروم و شیرینی بود که نباید انتظار هیجان و اتفاقات غیرمنتظره ازش داشته باشید، ریتم داستان آرومه ولی کاری میکنه که به خوبی با همه شخصیتها انس بگیرید و اونهارو بپذیرید. این که همه اونها نقصهایی داشتند و درگیر زندگی بودند بنظر من خیلی خوب بود که باعث درک شدن میشد. با قلم زیبای نویسنده، شما احساس خستگی نمیکردید و داستان رو پیش میبردید و از جزئیات کوچک لذت میبرید.
سلام وعرض ادب قلم نویسنده را خیلی دوست داشتم راههای مواجه با مشگلات را بسیار منطقی در قالب داستان میآموخت البته ژاپنیها از ما ظاهرا بسیار آرامتر وصبورتر هستند ونویسنده لطافت صبوری وانعطاف پذیری درحال زندگی کردن هدفمند بودن ازچیزهای کوچک لذت بردن را بسیار زیبا نشان داده درکل بسیار لذت بردم از کل تیم کتابراه برای این لحظات دوست داشتنی ممنونم
بادرود ازخواندن این کتاب خیلی لذت بردم. کتابیه که به انسان آرامش میبخشه وانگیزه میدهد، ویاداوری میکنه هرشکستی درزندگی نباید آدم را ازادامه دادن باز بدارد. واینکه دردها وزخمها که ازجانب دیگران بهت واردمیشود نباید درخودت بریزی. بایدباکسی که محرم دلته وراهنمای خوبیه درمیان گذاشته بشه واز تجربه اش استفاده کرد. باتشکر ازکتابراه ومترجم کتاب خانم رنجبر
واقعا کتاب قشنگی بود و محتوای جالبی داشت دوستی بین دایی و خواهرزاده که کم کم در طی روزها شکل گرفته بود یا حمایت دایی تاکاکو و دوستان خوبی که در مسیر جدید زندگیش پیدا کرده بود و راههای موثری که تونست پیدا کنه تا حال درونیاش رو خوب کنه همه و همه جذابیت داستان رو چند برابر کرده من بسیار راضی هستم از خوندن و مطالعه این کتاب پر محتوا
پناه بردن به کتاب توی لحظات سخت رو خیلی خوب درک میکنم. و اینکه چطور مثل یه نور امید راهی باز میکنه تا دوباره کم کم به زندگی برگردیم. کتاب خوبی بود، با اینکه داستان به آرومی پیش میره اما نویسنده تصور خوبی از فضا به آدم میده و داستان آدم رو با خودش تا انتها میکشه. شخصیت پردازی عمیق هم یکی دیگه از ویژگی های خوب این کتاب بود
کتاب دوست داشتنی با ریتم اروم هست و نکات جالبی توش داره، از جمله این که به خودمون احترام بزاریم و حرفمونو بزنیم حتی اگه چندان به مذاق طرف مثابل خوش نیاد و این ک چطور تو بحرانها خودمونو اروم کنیم و راه حلی پیدا کنیم. شامل چند بخش به هم مرتبطه و به طور کلی کتاب کوتاه، ارامش بخش و مفیدیه برای لحظاتی که استرس داریم
کتابی که باعث شروع کتاب خوندن من شد، پر از حس و حال خوب، داستان آرومی که حالتو خوب میکنه، میخندی و یه خورده ناراحت میشی و انگار با این کتاب زندگی میکنی ریتم آرومی داره ولی انگار از ته چاه سیاه درت میاره و میتونی نور رو ببینی؛ اگه دنبال کتابی هستی که با هر صفحه حالتو خوب کنه این کتاب متعلق به توعه امیدوارم لذت ببری
داستان روند سادهای داشت و پیچیدگی خاصی نداشت. اما از دل همین سادگی میشه درسهای خوبی گرفت. به علاوه، فضاسازی داستان بسیار عالی و فوق العاده بود. من ارتباط خیلی خوبی باهاش گرفتم به نحوی که دلم میخواست در دنیای واقعی هم در اون کتابفروشی و در اون کافه و اون خیابان قدم بزنم. سپاس از کتابراه
کتاب اتفاقات و رویدادهای را نشان میدهد که آدمی میتواند بعد از یک دلشکستگی با آن مواجه شود. دختری که به یک کنج کتابفروشی عمویش پناه میآورد و فکر میکند که زندگیاش به یکنواختی تبدیل میشود اما همه چیز مخالف آن است و زندگی با قدرت بهش نشان میدهد که همیشه با شور و پر حرارت در جریان است
فصل اول کتاب عالی بود. ترجیح میدادم همینجا تموم بشه. فصل دوم احتمالا سانسور زیادی داشت. بیشتر شبیه یه فیلم داستانی سانسورشده بود که صحنه هایش و باید خودمون حدس میزدیم. اگه فیلم بود و سانسور نداشت، شاید چیز خوبی از آب در میومد. اما همه خاطرات خوش فصل اول رو پاک کرد متاسفانه.
کتاب شدیدا جذابی بود. من اصلا دوست ندارم رو گوشی کتاب متنی بخونم. یه روز که داشتم سفر طولانیای میرفتم تو اتوبوس نصفشو خوندم اونقدر که سرگیجه گرفتم و گذاشتم کنار. نصف دیگه شو هم موقع برگشت خوندم. جذابیت خیلی زیادی داره همش میگی این فصل هم میخونم بعد به چشمم استراحت میدم.
با درود بیکران پیشنهاد میکنم حتما این کتاب رو بخونید. آدمو آروم میکنه و حس قشنگی توش داره. تصور زندگی وسط اون همه کتاب با داشتن یه دایی مهربون و بی ریا و آدمهای خیلی خوب داستان، واقعا حال آدمو خوب میکنه. ولی کاش داستان طولانی تری داشت. با تشکر فراوان از کتابراه
سلام حال و هوای کتاب رو خیلی دوست داشتم، حس و حال آرومی رو به خواننده القا میکرد. توصیف صحنههای کتاب به شیوهای بود که حس همزاد پنداری با شخصیت اول داستان به راحتی شکل میگرفت. برای من نقطه اوج داستان رویارویی شخصیت اول با زخم کهنه و خلاص شدن از حس سنگین اون اتفاق بود.
هیجان تعلیق نداره اما از خوندنش لذت بردم. اگر از جملات پایین خوشتان اومد خوندن کتاب را پیشنهاد میکنم. نترس از اینکه عاشق کسی بشیوقتی عاشق میشی، دلم میخواد سرتاپا عاشق بشی. حتی اگه آخرش با دلشکستگی تموم بشه، لطفاً زندگیت رو تنها و بدون عشق نگذرون.
این کتاب به معنای واقعی کلمه در زمان درست خوانده شد. زمانی که نا امید بودم که زندگی تغییر نمیکنه. دقیقاً مثل شخصیت اصلی کتاب در کارم به مشکل خوردم، در رابطه عاشقانه شکست خوردم. ولی با خوندن این کتاب فهمیدم نگرش اگر تغییر کنه، زندگی تغییر میکنه.
واقعا جای تعجب داره این همه تعریف و تمجید ازین کتاب، داستان خیلی کسل کننده بدون هیچ نکته خاصی، هی منتظر بودم یه اتفاق خاص بیفته، ولی دیدم هیچی به هیچی انگار داستان رو یه دختربچه ۱۵ ساله نوشته، واقعا ارزش وقت گذاشتن نداشت. دیگه هیچ وقت نباید به نظرات داخل کتابراه توجه کنم
بخش زیادی از داستان به زندگی شخص دیگهای مربوط میشد و به خوبی نشون میداد که باید صبر کرد تا انتها تا متوجه بشیم خیر در همون چیزیه که واقع میشه، اگرچه داستان در ژاپن اتفاق میفتاد ولی ماجراهای پیش امده کتاب به خوبی قابل لمس بود.
خیلی شیرین و دلچسب بود. کتابی بدون پیچیدگی و ساده که مثل یه لیوان آب خنک بعد از گرما یا یه بالش و پتوی نرم بعد از خستگی یه روز پر مشغله، بدون به چالش کشیدن ذهن خیلی نرم و روان پیش میره و خستگی رو از ذهن میگیره.
مدتی هست به ادبیات ژاپن با کتابهای هاروکی موراکامی آشنا و علاقمند شدم و این اولین اثر از یک نویسنده دیگر ژاپنی هست که مطالعه میکنم، این کتاب نثر روان و غیر پیچیدهای داره و تا حدودی با داستان خودسازی میپردازه.
داستانی ساده ولی بسیار گیرا، نویسنده با اتفاقات روزمره و بدون هیچگونه اتفاق فراتر از تصوری واقعا با هنرش خواننده رو مشتاق به ادامه دادن میکنه. اگر طرفدار این سبک هستین، خوندنش رو پیشنهاد میکنم چون حس خوبی داره..
پیام مهمی که از این کتاب میشد دریافت کرد، این بود که؛ سعی کنید راجع به احساسات، افکار وتصمیمهای مهم زندگیتون با اطرافیانتون صحبت کنید تا از رخ دادن اتفاقهای ناخوشایند جلوگیری بشه.
کتاب خوبی بود قلم نویسنده روان و جذاب جزئیات رو نمایش گذاشته بود و داستان خوبی رو از یک شکست عشقی و نامید شدن از زندگی تا دوباره امیدوار شدن به زندگی و مسیر پر پیچ خمش شرح داده. تشکر از کتاب راه
داستان ریتم آرامی رو دنبال میکنه، روال آرام یک زندگی عادی و این چیزی هست که باعث میشه خواننده با داستان همراه بشه و ارتباط برقرار کنه برای من این داستان شبیه یک قطعه موسیقی ملایم و لذت بخش پیانو بود
کتابی بود که بسیار متن روان و سادهای داشت اشخاصی که به تازگی میخوان کتاب و شروع کنند و واقعا پیشنهاد میکنم با این کتاب که منظور و مفهوم و روشن و بدون پیچیدگی خاصی بیان میکنه شروع کنند
بعد از مدتها خوندن کتابهایی با داستانهای هیجان انگیز یا سری کتابهای آگاتا کریستی، این کتاب برام لذت بخش بود. یک داستان آرام. خوندن این کتاب رو در یک روز آرام آفتابی پیشنهاد میکنم.
کتاب سرگرم کنندهای بود و نکتش هم این بود خیلی وقتها توی زندگی کوچکترین و کم اهمیتترین چیزها باعث میشن مسیر زندگیتو پیدا کنی اونم چیزی مثل کتاب خوندن که به نظرم آرامشبخشترین چیز توی زندگی آدمهاست
جدا کتاب خوبی بود. اغلب ما گاهی افسردگی و روزمرگی بی هدف و سردرگممون میکنه. این کتاب نشونمون داد که حتی با کارهای کوچیک هم میتونیم دوباره انگیزه مونو به دست بیاریم.
کتاب بسیار زیبا و روانی هست. مفهوم زندگی با بیان چند داستان به زیبایی به تصویر کشیده میشه. مفاهیمی مثل عشق، افسردگی، دل شکستن، رازداری و... از اون کتابای حال خوب کنه. بخونیدش
کتاب کاملا جذاب و گیراست و میشه قشنگ با داستانش همراه شد همچنین محتوا انگیزه بخش و تاثیر گذاری داره در حین حال حوصله سر بر نیست و هرچی مطالعه میکنی مشتاق تر برای ادامه داستان میشی
خوب بود. داستان در مورد دختری است که با ناامیدی و غم به کناب فروشی که توسط داییاش اداره میشه میرود. اگر دوست دارید بدانید کتابفروشی و دایی چه تاثیری روی او دارند کتاب را بخوانید
کتاب جالبی بود، خواندنش آرامش بخش بود اما من خیلی نتونستم با فضاش ارتباط برقرار کنم شاید بخاطر تفاوت فرهنگی زیاد باشه. اما به هر حال ارزش یک بار خوندن رو داره
کتاب لطیف و قشنگی بود. چیزی که تو این کتاب دوست داشتم این بود که با لطافت نشون داد چقدر اهمیت دادن به آدمها مهمه و همیشه هم نباید آدمها رو به حال خودشون گذاشت
کتاب خوبی بود با موضوع جالب. ای کاش همه کسانی که به نوعی گم شدهاند یا در ناامیدی به سر میبرند، بتونند خودشون رو پیدا کنند و تسکین بدند. با تشکر از کتابراه
خیلی لذت میبرید از خواندنش. دومین رمان ژاپنیه که میخونم. انگار فرهنگشون با ما عجینه. و فضاسازیها و دیالوگهاش کمکتون میکنه با من واقعی خودتون مرتبط شین.
و رابطه دوستی خوبی رو با تاکاکو شروع میکنه و با همدیگه یه سفر چند روزه میرن و تو این سفر زن دایی به تاکاکو میگه که به خاطر مریضی که داشته ساتورو رو ترک میکنه و دوست نداره که ساتورو بفهمه که مریضه بعد از برگشت از سفر بعد از یه مدت موموکو دوباره ساتورو رو ترک میکنه ولی تاکاکو موضوع مریضی موموکو رو بهش میگه و ساتورو رو میفرسته دنبالش و ساتورو موفق میشه موموکو رو پیدا کنه و اونو برگردونه