استانداردسازی کشورها، توجه شما رو به استانداردسازی قوم و خودمون جلب میکنم: قوم ما که استانداردسازی شده میگه دخترا تا دوره ابتدایی یا نهایتش دیپلم درس بخونن و خانه داری و آشپزی یاد بگیرن و بعدشم ازدواج کنن و شوهر داری کنن بچه بیارن پول برای آینده پسراشون پس انداز کنن و دختراشون رو مثل خودشون بار بیارن و....
حالا در این راه اگر کسی دنبال رضایت درونی خودش بره یا همون کامیابی؛ همه از راه تمسخر و کنایه در میان یا حتی تا جایی که بتونن میخوان جلوت رو بگیرن و تو رو هم سر به راه کنن که البته همون اوایل همینطوره اگه فرد موفق بشه همه طرفدارش میشن و اگه شکست بخوره همه از راه سرزنش و ترحم وارد میشن که بهت که گفته بودیم.
و اگه اون دختر در زندگی مشترکش مشکلات زیادی داشته باشه اگه بچه داشته باشه باید بسوزه و بسازه و خودش رو فدا کنه اگه طلاق هم بگیره حق اینکه بچه رو با خودش بیاره نداره یعنی بچه با مادرش باشه خلاف قوانین استانداردسازی اینجاست.
من نمیخوام فمنیست بازی در بیارم فقط چندتا از استانداردسازیهایی که اینجا همجنسهای خودم درگیرش هستن رو گفتم
کتاب "اسب سیاه" و "افسانه کارآفرینی"، هر دو کتابهای فوق العادهای هستن ولی دقیقا در ضدیت با هم. افسانه کارآفرینی بالاترین کشف قرن حاضر در دنیای کسب و کار رو استانداردسازی بدون قید و شرط میدونه و اسب سیاه همین روش رو بدترین و خطرناکترین شیوه تجارت معرفی میکنه، شیوهای که فردیت انسانها رو نابود میکنه. و جالب اینکه هر دو کتاب مصداقهایی رو معرفی میکنند که هر کدامشان در دنیای واقعی باعث دگرگونی زندگی انسانها شدن. به نظر من هر دو کتاب عالیه و خوندن اون برای صاحبین کسب و کار بسیار راهگشا میتونه باشه
بسیار عالی و خوبه، برای کسانی که میخوان تو زندگی هم به شغل مورد علاقه شون برسن هم به پول زیاد برسن و حالشون خوب باشه مفیده، نمونه ها و مثالهای زیادی داره، چند تا هدیه از مترجم هم این نسخه داره که به نظرم حتما این نسخه رو بخرین و در هدیه ها مفهوم و هدف و راهکارهای کتاب رو درقالب ویدیو براتون توضیح دادن و بسیار انسان شریفی هستند
اصلا نتونستم با این کتاب ارتباط برقرار کنم اول کتاب رو خیلی ساده با داستانهای موفقیت افراد شروع کرده بود ولی از اواسط کتاب شروع به بررسی نظامهای استاندارد کرده بودو کلا این کتاب به نظر من هر نوع کار گروهی رو انکار میکنه اکر قرار باشه هرکسی یک اسب سباه باشه که هیچ گروهی تشکیل نمیشه و هرکسی ساز خودش رو میزنه حالم بد شد از بابت وقتی که برای این کتاب گذاشتم
محتوا خیلی ارزشمند و عالیه ولی مثالها خیلی زیاده که خب ترجمه است، نویسنده اذعان داره مسیر موفقیت خطی و یکسان نیست و موفقیت را نه در کسی شدن بلکه در زندگی کردن در لحظه با شجاعت و شروع مسیری که عاشقش هستیم و حتی تغییر مسیر با همه ی چالشها میدونه و نمونه های عینی جالبی بیان کرده
کتاب اسب سیاه بهتون این جرعت رو میده که مسیر اصلی زندگیتون رو پیدا کنید و توش گام بردارید میخواد بگه که خیلیا به موفقیت رسیدن ولی همه اونا به کامیابی نرسیدن یا از مسیرشون راضی نیستن اگه برای چیزی که بهش علاقه ندارید تلاش میکنید حتما راهو اشتباه اومدید
این کتاب رو چند سلبریتی معرفی کردن ولی من نتونستم زیاد ارتباط برقرار کنم شاید دو فصلش رو خوندم برای کسی که کار افرین هست مناسبتره پیشنهاد میکنم قبل از خرید حتما مطالعه داشته باشین در موردش
هر چه قدر خوانده شود باز هم کم است من که یک بار کامل تا آخر کلمه به کلمه خوندم و باز هم دوباره میخونم و به همه توصیه میکنم بخونید حیف است که نخوانده از این کتاب بی نظیر خوانده نشود
دوستان اینکه کتاب در مورد کامیابی و شادمانی هستش نه موفقیت شغلی و مالی. اینکه در مورد این هستش که شما کارهایی رو انجام بدید که شما رو خوشحال کند. چون از نظر نویسنده خوشبختی مهمتر از ثروتمند شدن هستش
حالا در این راه اگر کسی دنبال رضایت درونی خودش بره یا همون کامیابی؛ همه از راه تمسخر و کنایه در میان یا حتی تا جایی که بتونن میخوان جلوت رو بگیرن و تو رو هم سر به راه کنن که البته همون اوایل همینطوره اگه فرد موفق بشه همه طرفدارش میشن و اگه شکست بخوره همه از راه سرزنش و ترحم وارد میشن که بهت که گفته بودیم.
و اگه اون دختر در زندگی مشترکش مشکلات زیادی داشته باشه اگه بچه داشته باشه باید بسوزه و بسازه و خودش رو فدا کنه اگه طلاق هم بگیره حق اینکه بچه رو با خودش بیاره نداره یعنی بچه با مادرش باشه خلاف قوانین استانداردسازی اینجاست.
من نمیخوام فمنیست بازی در بیارم فقط چندتا از استانداردسازیهایی که اینجا همجنسهای خودم درگیرش هستن رو گفتم