



برای خواندن کتاب لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم
اگر شما هم جزو آن دستهای هستید که از عکسهای دوران نوجوانیتان متنفرید یا حتی خاطرات آن دوران، افکارتان را آزرده میکند، احتمالاً با رینا تلگمایر، نویسنده و تصویرگر کتاب لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم، همذاتپنداری خواهید کرد. تلگمایر برای همدردی با نوجوانی خودش، شروع به نوشتن خاطرات آن دوران کرد و با این کار یکی از پرفروشترین زندگینامههای مصور نیویورک تایمز را به تحریر درآورد.
دربارهی کتاب لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم
نوجوانی دورهی عجیبی در زندگی است، کوچکترین اتفاقی در این دوران میتواند تا مدت زیادی، ذهن و قلب ما را به خود مشغول کند و ما را آزار دهد. رینا تلگمایر (Raina Telgemeier) در کتاب لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم (Smile)، یکی از همین خاطرات ناراحتکنندهاش را برای خوانندگان تعریف میکند. داستان از جایی شروع میشود که رینا در کلاس ششم دبستان به خاطر اتفاقی که برای دندانهایش میافتد مجبور به ارتودنسی دندانهایش میشود. امان از ارتودنسی! یکی از زشتترین و درعینحال کاربردیترین اختراعات بشریت! اختراعی که هیچ نوجوانی در سن بلوغ آنهم جلوی همکلاسیهای مدرسه و دوستان صمیمیاش، آرزوی استفاده از آن را نمیکند؛ اما رینا، خیلی اتفاقی درگیر آن شده بود و حالا باید با این وسیلهی بدقیافه و زشت، چند سال باقیمانده از دوران بلوغش را سپری میکرد.
تصور کنید رینا لحظهی شنیدن این خبر، موقع دیدن سیمهای نقرهای و زمخت ارتودنسی یا در اولین برخورد با تصویرش در آینه، چه حجمی از احساسات مختلف مثل شرم و غم را تجربه کرده است. عواطفی که تجربهی آنها در سنین کم در کنار همهی آن بههمریختگیهای هورمونی و سردرگمیهای بلوغ، میتواند اثرات جبرانناپذیری روی رینای نوجوان بگذارد.
اما رینا چطور تا کلاس یازدهم را با ارتودنسیاش سپری میکند؟ آیا راهی وجود دارد که خاطرات تلخ کودکیمان را به راحتی پشتسر بگذاریم و در سالهای بزرگسالی با خنده و شوخی آنها را برای هم تعریف کنیم؟ رینا تلگمایر با استعداد و مهارتی فوقالعادهای، تمام این احساسات و تجارب را در قالب تصویر و متن کنار هم میآورد تا علاوه بر همدردی با کسانی که تجربهای سخت در دوران نوجوانیشان داشتهاند بتواند با آندسته از مخاطبانی هم که درحالحاضر درگیر چنین تجربهای هستند، همراه شود و به آنها بگوید که تنها نیستند و میتوانند روی کمکها و توصیههای او، حساب باز کنند.
لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم توسط نشر اطراف در اختیار شما قرار گرفته است.
افتخارات کتاب لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم
- از پرفروشترین عناوین نیویورک تایمز
- برندهی جایزهی Eisner
نکوداشتهای کتاب لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم
- یک داستان عالی و صادقانه با رنگهای عالی و سرگرمکننده! (گودریدز)
- این کتاب را به همهی دوستانم توصیه میکنم، داستانی شگفتانگیز به بسیار به زندگی واقعی شباهت دارد. (آمازون)
کتاب لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم مناسب چه کسانی است؟
خواندن این کتاب به همهی نوجوانهایی که ارتودنسی دارند یا در شرف گذاشتن آن هستند و خانوادههای همراه و فهمیدهی آنها، توصیه میشود.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب لبخندها: وقتی به نظر خودم زشت بودم |
| نویسنده | رینا تلگمایر |
| مترجم | هدا نژادحسینیان |
| ناشر چاپی | نشر اطراف |
| سال انتشار | ۱۴۰۱ |
| فرمت کتاب | |
| تعداد صفحات | 184 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-6194-06-8 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۵۰,۰۰۰ تومان خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای کمیک نوجوانان کتابهای علمی و آموزشی نوجوان |
بله























