«بزم اهریمن» برای من کتابی سنگین و نسبتاً گنگ بود. فضای تاریک و خفقان آور داستان را دوست نداشتم و نتوانستم آن طور که انتظار داشتم با شخصیت ها و ماجرا همراه شوم. روایت هم مدام بین زمان ها و داستان های مختلف جابه جا می شود و همین موضوع دنبال کردن داستان را برایم سخت تر کرد. البته ایده ی کتاب برایم جالب بود اینکه عبدالله قادری نویسنده ای که در زندان و زیر فشار حکومت استالینی قرار دارد به داستان و تخیل پناه می برد و زندگی خودش با داستانی که در ذهنش می سازد درهم می آمیزد. به نظرم نویسنده می خواهد نشان دهد که قدرت می تواند انسان را سرکوب کند اما ادبیات و تخیل می توانند در برابر قدرت آزادی به ارمغان بیاورند. با این حال برای من پیچیدگی و فضای سنگین کتاب بیشتر از جذابیتش بود و حتی در میانه ی راه دیگر میلی به ادامه دادن نداشتم. شاید این کتاب برای کسانی که به ادبیات تاریخی نمادین و چندلایه علاقه دارند جذاب تر باشد اما با سلیقه ی من چندان جور نبود با تشکر از کتابراه
افسوس برای ایران فرهنگی بزرگ از دست رفته، افسوس بر دوستان بیگانه گشته، افسوس بر پارههای تن وطن که جدا گشته اند، همه جا را گشتیم و خواندیم جز ایران فرهنگی بزرگ، بیش از اندازه زیبا و جذاب و خواندنی و فوق العاده و سطح بالا