کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد چهاردهم اثری در حوزهی تاریخ سیاسی ایران است و به قلمِ داود علی بابایی نوشته شده. این کتاب رخدادهای سیاسیِ نیمهی اول سال 1366 را مورد توجه قرار میدهد؛ وقایعی مثل کشتار حجاج در مکه و سخنرانی علیاکبر ولایتی در کنفرانس خلع سلاح.
دربارهی کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد چهاردهم
داود علی بابایی در جلد چهاردهم از مجموعه کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ حوادث نیمهی اول سال 1366 را از نظر میگذراند. در این دوره که سید علی خامنهای رئیس جمهور است و میرحسین موسوی نخستوزیر، رویدادهایی نظیرِ تصویبِ قطعنامهی 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد، کشتار حجاج در عربستان و... به وقوع میپیوندند. نویسنده با شرح مهمترین رویدادهای سیاسیِ این نیمسال، تصویر روشنی را از وضعیت سیاسی و اجتماعیِ ایران ترسیم میکند.

موارد اصلی قطعنامهی 598 که در پی نزدیک شدن رزمندگان ایرانی به بندر بصرهی عراق تصویب شد، عبارت است از: اظهار تأسف از بمباران مراکز غیرنظامی و نگرانی از ادامهی جنگ و گسترش آن، درخواست آتشبس فوری و اعزام هیئت ناظر سازمان ملل متحد به منطقهی جنگی، عقبنشینی طرفین، آزادی اسرای جنگی، همکاری طرفین با دبیرکل سازمان ملل متحد، بررسی دربارهی آغازگر جنگ و میزان خسارت آن. عراق دو روز بعد درحالیکه توان ادامهی جنگ را نداشت قطعنامه را پذیرفت. اما علیاکبر ولایتی اعتراض ایران را به مفاد قطعنامه اعلام کرد و آن را غیرعادلانه، غیرقابل توجیه و یک حرکت سیاسی خواند.
جمعهی خونین مکه اتفاق مهم دیگری است که در کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد چهاردهم مورد بررسی قرار میگیرد. در این واقعه پلیس عربستان سعودی روی هزاران زائر ایرانی که در راهپیمایی برائت از مشرکین شرکت کرده بودند آتش گشود و از بام ساختمانهای بلند اطراف، آنان را آماج حمله با انواع سلاحهای سرد و گرم قرار داد. این قتل عام، 329 نفر شهید و بیش از 5 هزار نفر مجروح به جا گذاشت.
داود علی بابایی در این کتاب متن مصاحبههای مهم آن دوران را هم ذکر کرده است. اولین مورد آن، مصاحبهی هاشمی رفسنجانی با نشریهی کیهان هوایی است که در آن پیرامون شباهت زمانهی حضرت علی با جامعهی انقلابی ایران صحبت میشود. آقای هاشمی دو گروه را دشمن اصلی جمهوری اسلامی و موجب کارشکنی حکومت میداند؛ یک گروه، سرمایهداران و کسانی هستند که عدالت اسلامی را نمیپسندند. هاشمی رفسنجانی آنها را همطرازِ کسانی میداند که زمان حضرت علی (ع) هم بودند، کارشکنی میکردند و جنگ راه میانداختند. گروه دیگر کسانیاند که حالت افراطی غیرقابل قبولی دارند و از آنان بهعنوان نوعی چپرو یاد میشود. اینها کسانی هستند که بهزعم آقای هاشمی نقش خوارج نهروان را بازی میکنند.
در جایی دیگر از کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد چهاردهم، نخستوزیر در جلسهای رسمی، برنامهها و سیاستهای دولت و دستگاههای اجرایی کشور در سال 66 را تشریح میکند. میرحسین موسوی با اشاره به اینکه مهمترین دستآورد، پیروزی در صحنههای نبرد است، اینطور اظهار میکند که سقوط صدام و اضمحلال حزب بعث عراق نزدیک است و حتی هماکنون بوی جایگزینی یک دولت ائتلافی بهجای صدام نیز به مشام میرسد.
داود علی بابایی پس از شرح برنامههای دولتِ سومِ جمهوری اسلامی در این جلسه، به بیانیهی 14 مه 1987 اشاره میکند که شورای امنیت در رسیدگی به گزارش هیئت و نامهی دبیرکل صادر کرد و در آن استفادهی مکرر از سلاحهای شیمیایی در تناقض آشکار با پروتکل 1925 ژنو قویاً محکوم میشود.
کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد چهاردهم یکی از منابع قابل توجه در خصوص تاریخ سیاسی ایران به حساب میآید. این کتاب در مجموعهای به نویسندگی داود علی بابایی، از سوی انتشارات امید فردا منتشر شده است.
کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد چهاردهم برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به تاریخ و سیاست علاقهمندید، این کتاب میتواند زاویه دید شما را پیرامون وقایع نیمسال اول 1366 وضوح بخشد.
در بخشی از کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد چهاردهم میخوانیم
وقتی خرمشهر آزاد شد، سازمان ملل احساس کرد اگر حرکت نکند شیرازهی سیاسی از هم میگسلد، برای جلوگیری از این گسستگی لازم بود مانورهایی انجام دهند و در چهارچوب یک سلسله گفتگوهای سیاسی، مجدداً بحث از آتشبس، پایان جنگ و صلح را مطرح کنند.
بعد از نخستین قطعنامه تا آزادی خرمشهر، سازمان ملل هیچ حرکتی نداشت و در این دوره دژخیمانهترین اعمال از سوی صدام علیه ما انجام شد. شهرهای ما زیر بمباران هوایی و موشکهای صدام قرار گرفت تا با ایجاد فشار داخلی و تضعیف بنیهی مردم، ما را به سازش بکشانند و به پای میز مذاکره بنشانند. اما حرکات حسابشده و عملیات تاریخساز سپاه اسلام که منجر به آزادی خرمشهر شد، فصل تازهای را گشود.
پس از فتح خرمشهر قطعنامهی جدیدی مبنی بر عقبنشینی نیروها و پذیرفتن آتشبس و مذاکره صادر شد. این حرکت نخستین اقدام عمدهی سیاسی سازمان ملل در جهت حفظ صدام بود و از آن زمان تاکنون هدف همهی کوششهای انجامشده، حفظ وضع جغرافیایی سیاسی منطقه بوده و اینکه مجازات صدام به نحو شایسته انجام نشود و مسئلهی جنگ در چهارچوب مذاکرهی سیاسی به پایان برسد.
هدف این بوده و هست که به هر وسیلهی ممکن جمهوری اسلامی سرزمینی باشد که انقلاب اسلامی در آن متوقف شود و به ورای مرزهایش گسترش نیابد و رژیم صدام هم در چهارچوب دیگری تغییر کند. مثلاً براساس توافق سیاستمداران برای حفظ موقعیتها و کنترل انقلاب اسلامی در داخل عراق، برنامهای برای سقوط صدام طرح کنند، و حرکات اسلامی داخل عراق به حرکات ملی و یک کودتای داخلی تبدیل شود.
بله




















