داود علی بابایی در کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد دوازدهم، طیف گستردهای از وقایع سیاسیِ سال 1365 در ایران را مورد توجه قرار میدهد. او به مباحثی همچون ماجرای مک فارلین، قطعنامهی 588، انفجار بمب در میدان فردوسی و فعالیتهای حزب توده در خارج از کشور میپردازد.
دربارهی کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد دوازدهم
داود علی بابایی در کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد دوازدهم، رویدادهای مهم و تاریخیِ نیمهی اول سال 1365 را مورد بررسی قرار میدهد. در این سال که سید علی خامنهای رئیس جمهور است و میرحسین موسوی نخستوزیر، جنگِ عراق و ایران همچنان ادامه دارد و قطعنامهها یکی پس از دیگری له یا علیه دولت ایران از جانب شورای امنیت صادر میشود.
کتابِ حاضر جلد دوازدهم از مجموعهی بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ است و رویدادهای سیاسی یکی از مهمترین برهههای تاریخی ایران را موشکافی میکند. داود علی بابایی در این اثر، تصویری واضح از شرایط سیاسی و اجتماعیِ ایران ترسیم میکند. او در بخشِ اول کتاب به مصاحبهی دکتر ولایتی با اطلاعات، اشاره میکند. دکتر ولایتی در این مصاحبه، دستاوردهای سیاسی عملیات پیروزمند والفجر 8 را تشریح میکند. این وزیرِ امور خارجهی ایران دربارهی شواهدی حرف میزند که به سرنگونی صدام گواهی میدهند. وی در این مصاحبه به سئوالات خبرنگار پیرامون تحریکات سیاسی اخیر در منطقه، توطئهی کاهش قیمت نفت، روابط ایران و فرانسه، اظهارات اخیر عرفات و نتایج دیدار هیئت سازمان ملل متحد از ایران پاسخ میگوید. داود علی بابایی متن این مصاحبه را که در آخرین روزهای سال 1364 انجام شده در کتاب قرار داده است.

مصاحبهی هاشمی رفسنجانی با خبرگزاری جمهوری اسلامی در فروردین سال 65 دومین مطلبی است که نویسنده به سراغ آن میرود. در این مصاحبه پیرامونِ روحیهی مجروحان جنگ تحمیلی و ضرورت رفتن به جبهههای جنگ صحبت میشود. رفسنجانی با نظر به بیانات جدید امام امت، اینطور عنوان میکند که کسانی که قدرت اسلحه برداشتن را دارند باید آماده باشند. چراکه ملت ایران در شرایطی است که اگر خوب از آن استفاده کند، میتواند جنگ را با پیروزی به اتمام برساند.
در جایی دیگر از کتابِ بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد دوازدهم، نامهی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، به رئیس مجلس ملی فرانسه ذکر شده است. او در این نامه به قسمتی از اقدامات غیردوستانه و خصمانهی فرانسه اشاره میکند. عدم موافقت با پرداخت وام یک میلیارد دلاری، حمایت فرانسه از عراق در جنگ تحمیلی، حمایت از تروریستهای فراری ضدانقلاب ایران و مواضع خصمانهی نمایندگان فرانسه علیه ایران از جملهی این موارد بهشمار میروند.
داود علی بابایی در کتاب خود شرحی از ماجرای مک فارلین را ارائه میکند. مطالب مندرج در خاطرات سالهای 1364 و 1365 آیتالله هاشمی رفسنجانی ابعاد مختلف این ماجرا را که در ایران به رسوایی مک فارلین و نزد رسانههای آمریکایی به ماجرای ایران- کنترا معروف است، بررسی میکند. داود علی بابایی برای بررسیِ دقیقِ این ماجرا، از پیشینه و ریشهها آغاز میکند تا مخاطب گرفتار فهمی سطحی نشود. او چند گام به عقب برمیدارد و شرایطِ پیش از جنگ ایران و عراق را بررسی میکند؛ یعنی سال 1358 که سفارت آمریکا در ایران به دست دانشجویان انقلابی تسخیر شد و کارمندانش به گروگان گرفته شدند. این شروعی بود برای آنکه آمریکا ایران را از خرید هرگونه سلاح تحریم کند و در ادامه برای نجاتِ گروگانهایش در ایران دست به حملهی هوایی بزند. این ماجرا سرانجام به جایی میرسد که دولت رونالد ریگان در سالهای 64 تا 65 فروش مخفیانهی اسلحه به ایران را به امیدِ آزادی گروگانهای آمریکایی در لبنان آغاز میکند که منجر به رسوایی بزرگی میشود.
کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد دوازدهم با نامههای مقامات سیاسی به یکدیگر، مصاحبهها و شرحِ وقایع سیاسی و ریشهیابی آنها یکی از آثار مهم برای شناخت تاریخ سیاسی ایران به شمار میرود. این کتاب به کوشش انتشارات امید فردا روانهی بازار کتاب شده است.
کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد دوازدهم برای چه کسانی مناسب است؟
برای آشنایی بهتر با تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در سالِ 1365 این کتاب را مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب بیست و پنج سال در ایران چه گذشت؟ (از بازرگان تا خاتمی): جلد دوازدهم میخوانیم
نهضت آزادی هیچگاه از پیش خود و به ادعای معلومات و تجربیات و تخصص روی این مسئله پافشاری نکرده و ابتکار در اعلام ضرورت تجهیزات و تدبیرهای جنگی لازم و کافی از دیدگاههای نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و ارزیابی امکانات و تولیدات به خرج نداده است. در اینجا باید بگوییم ما قصد ستیزه با تبلیغات حاکم را نداریم. سخن اصلی ما این است که در صورتی میتوان به مقابله با مکائد ابرقدرتها و دشمنان خارجی پرداخت که در اقتصاد و صنعت و علوم خودکفا و مولد و مخترع گشته و خود سازنده و دارندهی تسلیحات و تأسیسات و تجهیزات جدید شویم. در غیر این صورت و تا زمانی که نفت، یعنی سرمایهی ملی را به کشورهای صنعتی دنیا، که همان عوامل اصلی تحریک خارجی علیه ایران هستند میفروشیم و با لطائفالحیل احتیاجات و اسلحههایمان را از این کشورها مستقیم و غیرمستقیم به چند برابر بازار میخریم، امکان آن نیست که در جنگ با ابرقدرتها و اذنابشان پیروز شویم مگر آنکه برای پیروزی در جنگ با یکی از آنها، به رقیب سیاسی ایدئولوژی- نظامی او وابسته و تسلیم بشویم که این خود نقض غرض است.
دستور خدا برای تهیهی عده و عُده در آیه بالا به آن معنا نیست که بروید از دشمنان خود و خدا اسلحه بخرید و جمعآوری کنید تا آنها از شما بترسند که این امری نشدنی است و ساحت الهی منزه است که چنین دستوری به مؤمنین بدهد. آیا پیامبر خدا برای تهیه و تدارک عده و عُده سراغ دشمنانی که در حال جنگ با وی بودند میرفت و نیازهای ارتش خود را از آنان خریداری میکرد؟
بله




















