کتاب قانون قزوینی، نوشتهی میرزا محمد شفیع قزوینی، یکی از اندیشمندان و نظریهپردازان پیش از مشروطه است که به همت ایرج افشار جمعآوری و تصحیح شده. این کتاب که دربارهی وضعیت اجتماعی و اقتصادی ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجار است، دو بخش دارد؛ بخش اول به روایت مشکلات اقتصادی و اجتماعی و تحلیل و بررسی دقیق آنها میپردازد و بخش دوم پیشنهادات و راه حلهایی را برای رفع این معضلات ارائه میدهد.
دربارهی کتاب قانون قزوینی
میگویند که امیرکبیر در زمان دولت خود، از مردم خواست تا طی یادداشتها و عریضههایی مشکلاتی که به چشمشان میآید و همینطور پیشنهاداتی که برای ادارهی امور دارند به دولت بدهند تا امیر از دید مردمان عادی و همینطور اندیشمندان و نظریهپردازان دیگر نیز، اوضاع را ببیند و بررسی کند. به همین دلیل، میرزا محمد شفیع قزوینی، مطالب موجود در کتاب قانون قزوینی را نوشت که امیر را وادار به فراخوانی او کرد تا با هم دربارهی مشکلاتی که او تحلیل و بررسی کرده و پیشنهاداتی که داده بود گفتگو کنند. اگر میخواهید این نوشتههای تحسینبرانگیز را بخوانید و دربارهی اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران در زمان ناصرالدین شاه، در حدود سال 1285، اطلاعاتی ارزشمند به دست آورید، از خواندن کتاب قانون قزوینی، غافل نشوید.

کتاب قانون قزوینی شامل دو بخش است. بخش اول به روایت چالشها، مشکلات و معضلات ایران در عرصهی اقتصادی و اجتماعی میپردازد و مسائل متعددی نظیر واردات بیرویه، کاهش ارزش پول، رو به زوال رفتن صنایع، مشکلات گمرکی، قحطی نان، کمفروشی و... را از زوایای مختلف بررسی میکند. دیدگاه روشن و پیشروی میرزا محمد شفیع قزوینی در این کتاب شما را به وجد میآورد و تیزبینی او در دیدن مشکلات و مسائل مختلف، به تحسین وادارتان میکند. بخش دوم کتاب، شامل پیشنهادات، قوانین و مقرراتی است که نویسنده، بهمنظور رفع مشکلات یادشده ارائه کرده است و در رأس آنها، جدایی نهاد قانونگذاری و نهاد اجرای قانون است.
کتاب قانون قزوینی، در خلال بحثهای اقتصادی و اجتماعی خود، تصویری واضح از فضای کسب و کار، اقتصاد خانوادهها و بهطورکلی حال و هوای مملکت در زمان ناصری نشان میدهد و برای علاقهمندان به تاریخ معاصر و اقتصاد ایران جذابیتی ویژه دارد. زبان کتاب، همانطورکه انتظار میرود، متکلف است اما اکثر افراد حتی با سطح سواد متوسط، متوجه معنای جملات میشوند. کتاب قانون قزوینی را نشر امید فردا به چاپ رسانده است.
کتاب قانون قزوینی برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب قانون قزوینی، برای کسانی که دوست دارند بدانند وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران در دوران ناصری چگونه بوده است، خواندنی است.
در بخشی از کتاب قانون قزوینی میخوانیم
بر ثبوت مدعا – که شخصی طهران حکایت کرد در سفر مکۀ معظمه یکی از حمله دارهای را مکه حاجی عثمان نام [را] تنخواه در عرض راه لازم شد. به عنوان قرض هفتصد و پنجاه تومان گرفت در مراجعات به مدینۀ طیبه بدهد و در مراجعت به مدینۀ طیبه مطالبۀ تنخواه شد و مدعی منکر بر عدم معامله . و اکثری از اهل حاج از این معامله اطلاع داشته در محکمۀ شرع حضور یافتند اقامۀ شهادت شد به دلیل آیۀ " ولا تکتموا الشهادة " و " اذا وقعة لیس لوقعتها کاذبة " حکم از قاضی مدینه صادر گردید و تنخواه حاجی طهرانی تماماً دریافت شد و نیز حاجی نظر به قواعد اهل شرع ایران به رسم تعارف یک طاقه شال و بعضی از سوقات ایران خدمت قاضی ارسال کرد و قاضی بعد از تحقیق برآشفت و فرستاد مدعی [را] حاضر کردند ناسخ حکم داد و عذر بسیاری از حاجی عثمان خواستند که حق با تو بوده، تو مدیون نبودی. برو تنخواه خود را مطالبه کن و بعد حضرات اهل حاج مطلع شدند آمدند خدمت قاضی که ما این تنخواه را در عرض راه به استحضار صد نفر اهل حاج دادیم و اقامه شهادت شد و حکم از شما صادر شد بر حقیقت، چگونه بر شما یقین شد که حق با ما نبوده؟ قاضی جواب دادند اگر حق با شما بود، پیشکش لازم نبود. پس یقین حاصل می شود حق با شما نبوده. از هر راه سخن گفته شود مقصود به عمل نیامد. آخر الامر حقیقت مطلب گفتند که عمل به صداقت بوده ما دروغ نگفتیم و این تعارف [و] پیشکش رسم قاضی ایرانی است. ما هم به قواعد خود ایران رفتار کردیم. چونکه رشوه و پیشکش گرفتن در ولایات ما معمول است، لابد از آن قرار رفتار کردیم. چنانچه واضح است این قانون رعیت ایران را تمام کرده و مملکت را بیقدر * و بدنام [کرده است]. به دلیل اینکه این قانون اگر شایسته بود سایر دولتها از این قرار رفتار می کردند و حاکم منصوب * ده هزار تومان داده که پنجاه هزار تومان بگیرد، این ده هزار تومان محل اعتبار [و] اطمینان شده. واضح است اگر پادشاه می خواست به رعیت تعدی نشود تخفیف حاصل می شد از جهت رعیت، با وجود آنکه گنجایش دارد این پیشکش را پادشاه از خود رعیت دریافت نماید که صدمهای به رعیت وارد نیاید بلکه تخفیفی هم حاصل شود، هر ساله به قدر ده کرور تفاوت عمل دیوان بشود و ده کرور منفعت رعیت باشد . به دلیل اینکه در ایران رعیت باقی نمانده آنچه مشهود می شود کلاً رعیت بیکاره هستند.
بله

















