این رمان درباره دو زن به نام های کلیر و اوا است که در فرودگاه هیترو در نیویورک برخورد می کنند و تصمیم می گیرند هویت خود را با هم عوض کنند تا از مشکلات گذشته شان فرار کنند. این کتاب موجب معرفی به دنیایی از ماجراجویی، جاسوسی، و رازهای پنهان می شود. نقدهایی که ممکن است به این کتاب داشته باشند شامل موارد زیر باشد: الگوی طراحی شخصیت: برخی از خوانندگان ممکن است احساس کنند که شخصیت ها در این کتاب از الگوهای معمولی پیروی می کنند و برخی از تصمیمات آن ها قابل پیش بینی است. پیچیدگی داستان: برخی از خوانندگان ممکن است با پیچیدگی داستان و جریانات پر شتاب آن دست و پنجه نرم کنند و از اتفاقات زیاد و پیچیده داستان گیج شوند. کنترل آنسوی: برخی از خوانندگان ممکن است احساس کنند که برخی از جزئیات داستان به طور کامل کنترل نشده اند و باعث کاهش پیوستگی و انتقال داستان شده اند. به هر حال، این کتاب می تواند برای علاقهمندان به رمان های ماجراجویی و رازآلود جذاب باشد و توانایی به وجود آوردن جریانات تاخیری و جذاب را داشته باشد. همچنین، نظرات ممکن است بسته به سلیقه ها و تجربیات خواننده متفاوت باشند.
این کتاب در مورد زنی بود که به دلیل داشتن یک همسر ثروتمند و بد اخلاق زندگی خوبی نداشت وولی با این حال توانایی جدا شدن از اورا نیز نداشت تا اینکه تصمیم گرفت به هر قیمتی این کار را بکند در همین مسیر با زنی آشنا شد که مواد فروش بود و با تمام ثروتی که از این راه داشت از زندگی لذت نمیبرد کلر و ایوا بلیتهای هوا پیمای خود را با هم عوض کردند هواپیمایی که کلر قرار بود سوار شود ولی ایوا در آن بود سقوط کرد و همه فکر کردند او مرده اما شوهر ظالمش میخواست از این فرست استفاده کند و اورا نابود کند کلر مدتی به جای ایوا در خانهی او زندگی کرد و خیلی چیزها درموردش فهمید به علاوه در مورد همسرش هم اطلاعاتی بدست آورد و به شبکه خبری سی ان ان. رفت تا همه چیز را در مورد همسرش به مردم به گوید در نهایت کلر توانست پس از گذراندن یک زندگی سخت یک زندگی خوب در کنار دوستانش داشته باشد و شوهرش روری کوک هم به زندان افتاد
در آخر جملهای بود که به همه انگیزه میدهد
برای رسیدن به رویان باید فرا تر از ترس هات قدم بزاری
اول اینکه ترجمه خوب بود موضوع داستان معمایی و هیجانی و یجورایی جنایی هم هست نگم براتون از کششی که این کتاب داره واقعا عالی بود واقعا خیلی چیزاش بجا بود و فکر شده نوشته شده بود من به سختی میتونستم کتابو بذارم کنار انقدر که داستان خوشم اومده بود موضوع داستان هم به دوتا زن با دو زندگی متفاوت میپردازه که یکجای از زندگیشون بهم دیگه گره میخورن به طرز غیر قابل پیش بینی.... خانمها بخونن حتما آقایون هم جزو واجباته بخونن چیزایی که برای ما خانمها پیش میاد واقعیه ظلمی که به خانمها در جوامع مرد سالار میشه واقعیه لطفا بخونید و تغییر رو از خودتون شروع کنید!!! این کتاب رو واقعا خیلی خوب تونستم درک کنم چون میدونم به خانمها در شرایطهای مختلف چه ظلمهایی که نمیشه و هیچکسم نمیتونه کاری کنه... کتاب از هر جهت عالیه به دوستان پیشنهاد میکنم حتما حتما مطالعه کنید لذت ببرید و تامل کنید
جولی کلارک در این کتاب به بیان داستان دو زن جوان میپردازد، آنها از زندگی فعلی خود خسته و آزردهاند، با تمام وجود آرزو میکنند که شخص دیگری بودند و زندگی دیگری داشتند، مسیری که طی کردهاند تا به اینجا برسند را توضیح میدهد، احساسات و هیجانات سرکوب شده، آرزوها و حمایتهایی که از دست رفته، میشود گفت یک نوع رمان روانشناختی هم هست، درسهایی که از دردهایمان میگیریم، تاثیر کودکی، مسائلی که باید درکشان کنیم تا از بند چیزهایی رها شویم..، جولی کلارک اینها را خیلی خوب بیان کرده، احساس میکنم این رمان از دل دورانی تاریک از زندگی آمده، از روزهای وحشتناکی که گذشتهاند، اینها را در این کتاب درک کردم، هجوم آدرنالین در رگهایم را احساس کردم و با خواندنش احساس آرامش کردم.
از هر دو ساید نظرمو میگم. یک طرفم مخالف نظرات مثبته. داستان بیخودی طولانی شده بود و الکی کشش داده بود، واقعا یه جاهایی حوصله سربر شد و میخواستم زودتر تموم شه. اصلا جنایی نیس. اگر دنبال قاتل و جسد میگردید نخونیدش. من چون قبلا تعریفشو شنیده بودم انتخابش کردم.
اون طرف دیگم نکات مثبت رو میبینه. دو زنی که از زندگی فعلی خودشون خسته و درمونده شدن و میخوان راهی برای فرار و زندگی جدید پیدا کنن. درک دغدغهها و افکارشون اونقدر سخت نیس و باور پذیره. مخصوصا که جنبههایی از زندگی سیاسی رو نشون میداد. بخش هاییش غافل گیریهای خوبی داشت. و بر خلاف انتظار پایانش هم قابل حدس نبود و جای تامل داشت.
این کتاب رو قبلا با یه ترجمه دیگه خونده بودم، داستان زندگی زنی هست که با مردی بسیار ثروتمند و فرزند یه سناتور خیلی مشهور ازدواج کرده و به دلیل اسم و رسم همسرش شرایط زندگیش دستخوش تغییرات خیلی زیادی میشه و مجبوره مدام خودش رو با سبک زندگی اونها تغییر بده. بعد از گذروندن دوران دشواری در زندگیش تصمیم میگیره همسرش رو ترک کنه ولی این کار اصلا راحت نیست و چالشها وخطرات خیلی زیادی سرراهش قرار داره. این داستان به نوعی بازگو کننده گوشهای از زندگی زنانی هست که قربانی خشونت خانگی و زورگویی مردان هستن و علیرغم ظواهر جامعه هیچ حمایتی از اونها نمیکنه.
با سلام
کتاب عالی بود، یکی از کامنتها در وصفش گفته بود که کتاب کاملا فمینیستیه و خوشش نیومده و من واقعا برام عجیب بود که کجای کتاب فمینیستی بود از نظر ایشون 🤔 این جور اتفاقا تو دنیای واقعی میوفتن و قدرتمند بودن مردا تو اکثر مواقع دور از واقعیت نیست و ربطی به ضد مرد بودن این کتاب نداره . پیام نویسنده برای خواننده رمان، اتحاد و همدلی زنانه س و اینکه انسان هیچوقت نمیتونه از ترس هاش فرار کنه بلکه باید برگرده و باهاشون روبرو بشه.
کتاب جالبی بود الان که دارم اینو مینویسم چند وقتی از خوندنش گذشته اما داستان رو کامل به خاطر دارم و هیجان زدگیهایی که طی اون داشتم ترسها و شادی هام در کل خوب بود و عیب هاش رو دقیق یادم نیست
در واقع یه کتاب ماجراجویی راز الود بود
دو سیر داستان در یک کتاب که باهم پیوند دارن و این شمارو ازار نمیده
و البته من این کتاب رو از کتاب راه در اخر هفته به صورت رایگان دریافت کردم و ازین بابت خیلی ممنونم کتابراه
داستانی جذاب داشت البته از صفحه بیست ببعد کشش موضوع کتاب برای من بیشتر شد، داستان زنی که همسر مردی صاحب نفوذ اجتماعی و ثروتمند بود، زنی که مورد آزار و تحقیر همسرش قرار میگرفت و برای فرار از دست همسرش دست به کارهایی زد واز طرف دیگر دختر دانشجویی که بخاطر قضاوت اشتباه از دانشگاه اخراج و مجبور به پذیرفتن کاری شد که در حدش نبود. داستان در بعضی قسمتها خواننده را متعجب میکنه مثلا مواد فروشی که خودش سردستهی باند خلافکار بود و موضوعات دیگر
باسلام داستان درمورد دو زن هست که اززندگیشون ناراضین ودر یک لحظه حساس جاشون راباهمدیگه عوض میکنن البته موضوع به این سادگی نیست یکمی دورازواقعیته ولی درکل کتاب پرازهیجان وتعلیق هست و علاوه برهیجان و معمایی بودن درس زندگی هم میده پیام کتاب اینه که در مواقعی که دروضعیت بدی قرارگرفتین درآن وضعیت نمونین بافکرکردن و راه چاره پیدا کردن میتوان مسیر زندگی را عوض کرد. توصیه میکنم حتما بخونین ولذت ببرین با تشکر از کتابراه
این کتاب داستان آزادی دو نفر رو روابت میکنه که ماجراجویی اون باعث میشه ترغیب به دنبال کردن اون بشید. چون شروع داستان قویه و موضوع خوبی هم داره اما پایان اون شاید بی سرو ته بنظر برسه.
کتاب نسبتاً خوبیه و داستانش هم مناسب کسانی هست که تازه میخوان این نوع رمان هارو شروع به خواندن کنند. ولی اگر داستانهای هیجانانگیز بیشتر و معروف تری خواندید، شاید این کتاب خیلی نظرتون رو جلب نکنه. در کل میشه گفت از همه نظر متوسطه.
کتاب بسیار قشنگی بود درباره زنانی که از زندگیهای فعلی خود خسته شدن در شرایطی بدی هستن که بلاخره شهامت پیدا میکنن از این زندگی و مشکلی که توش هستن خودشون رو نجات بدن داستان کتاب کشمکش جالبی داره و تا حدودی پیچیده به نظر میرسه ولی هر چی جلوتر میره همه چی واضح میشه نویسنده چینش کتاب رو خیلی زیبا در اورده و متن کتاب روان بود که از هر پیچیدگی و کج فهمی خواننده جلوگیری میکنه توصیه میکنم حتما این کتاب رو بخونید
داستان خیلی عالی و پر از هیجان و انگیزش جهت عبور از راه غلط و ورود به مسیر درست زندگی می باشد هر چند بابت اشتباهات تاوان بپردازیم، اما با گذر از ترسهای درونیمون ناشی از واقعیات سیاه موجود در دنیا، میتوان به دنیای رؤیاهای درست زندگی وارد شد مثل هر دو زن این رمان، کلر و ایوا، که از دیوار بلند و خطرناک زندگی وحشت ناکشون بالا رفتند و خودشونو نجات دادند. واقعا عالی بود و پر از انگیزش و آموزش.
داستان جریان جالبی داشت، ماجرای دو تا خانم که هرکدوم به نحوی دارن از گذشتشون فرار میکنن و هویتشونو با هم عوض میکنن که نمیدونم واقعا در دنیای واقعی یه چنین کاری شدنیه یا نه بدون این که کسی بفهمه یا شک کنه به همین راحتی ولی در کل ماجرا سازی خوب بود بعضی کتابا وقتی دوتا داستان و روایت میکنه یه داستانش حوصله سر بره ولی این کتاب اینطوری نبودمیشه از خوندنش لذت برد
کتاب خیلی خوبی بود. اولش زیاد رغبتی نداشتم ولی از صفحه حدودا ۳۰ کشش زیادی داشت. تقریبا گویای مسائل زن ها بود که در هر قشر و جامعهای خیلی آسیب پذیرتر هستند و تقریبا تمام زنان داخل داستان دچار آسیب اجتماعی و فقدان حمایت همسران و خانواده هایشان بودن. در کل، موضوع داستان برایم جذاب بود و البته نویسنده هم با قلم زیبایی که داشته داستان را خواندنی تر کرده است.
درود بر همگی کتابراهیهای محترم
اول اینکه لطف بفرمایین کتابها رو اسپویل نکنین سپاسگزار میشم چون من که خودم اصلا نمیخونمشون چون لطف کتاب از بین میره و نظرات این شکلی هیچ کمکی نه تنها به من بلکه به سایر دوستان هم نمیکنه
کتاب آخرین پرواز رو قطعا قطعا پیشنهاد میدم اصلا قابل پیش بینی نیست و هر فصل از داستان شما رو درگیر چالشهای هردو قهرمان خواهد کرد
سلام و درود به همه کتابخون ها:)
اولین کتابی بود که در کتابراه خوندم و اینقدر رمان جذابی بود که توی سه روز تمومش کردم... واقعا نویسنده خلاقی داره چون خواننده رو تا آخرین صفحه کتاب وادار به خوندن میکنه! و بخش جالبش اینجاست ک هرچی به آخر داستان نزدیکتر میشدم بیشتر حیرت انگیز تر میشد!! در کل کتابیه که ارزش خوندن داره و خوشحالم که وقتم رو برای خوندنش صرف کردم:))
در درجه اول کشش داستان خیلی خوب بود و در تجسم محیط اثرگذار طوری که خواننده خودش را در همان محیط میدید و همان ترس ها را تحربه میکرد در توصیف حالت قهرمانان داستان ترس ها و نگرانی ها و تنهاییها بی پناه بودن ها و تلاشها خواننده کاملا در جای آنها قرار میگرفت روی هم رفته راضی کننده و قابل قبول بود و من از خواندنش لذت بردم ممنون سپاسگزارم.
به نظرم کتاب از نظر داستان پردازی خوب عمل کرده بود ابتدای کتاب اگر بخوام صادق باشم خیلی بی مقدمه شروع شد ولی سیر داستان با اینکه چیز خاصی نبود اما منو با خودش میکشوند
در مجموع کتاب خیلی ماجرایی و معمایی خوبی نیست اما به قدر کافی خواننده رو با خودش همراه میکنه و اگر جنایی خوان هستید میتونید به عنوان زنگ تفریح و یه داستان کمی معمایی بخونیدش
سلام و درود به دست اندرکاران کتاب راه و خوانندگان عزیز، موضوع داستان در مورد دو زن بود که از زندگی حال خود میخواستند فرار کنند، مشکلات این دو زن هر دو ریشه در کودکیشان داشت، اصل موضوع خوب بود ولی نویسنده خیلی در هم از زندگی قبلای دو زن میگفت و هم زیاد کش داده بود، خواندن کتاب زیاد وقت گرفت نسبت به نتیجه ایی که میخواست بده
تعریفات زیادی ازش شنیدم ولی خب در اون حد نبود واقعا. نمیگم بد بودا. نه خوب بود. غافلگیری هم داشت، هیجان داشت، تا آخر داستان نمیشه حدس زد، ولی کتابی نبود که بخوام به کسی معرفی کنمش (البته نظر شخصیمه) کتاب شوکه کنندست و تا اخرین لحظه نمیتونید حدس بزنید چه اتفاقی میوفته، از این مدل کتابای اعصاب خورد کن بود!!!
به موضوعی پرداخته که خیلی مهمه و اینطور داستانها که در نهایت قهرمان تصمیم درست رو میگیره خیلی در جامعه امروزی مورد نیازه و کارایی داره میتونه کمک کنه خیلی از خانمهای گرفتار در چنین موضوعی راه درست رو انتخاب کنند و شجاعت ادامه رو داشته باشند
داستان کتاب پرکشش هستش و از زیاده گویی به دوره، اتفاقات سریع پیش میرن، روی بیان احساس افراد در موقعیتها خیلی خوب کار شده، قشنگ شخصیتها رو حس میکنی، قصه تلخ خشونت علیه زنان و اتفاقاتی که به خاطر همین باورها زنان متحمل میشن و راه حل عجیب دو زن شخصیت اصلی داستان. که نقطه عطف داستان هستش.
یک کتاب معمایی و راز آلود که محور اصلی آن خشونت خانگی علیه زنان است شخصیت پردازیها بدرستی انجام شده که مخاطب در هر فصل با دو قهرمان داستان میتواند همدردی کند نوع پرداخت به روایتها که در دو زمان گذشته و آینده در حرکت است بخوبی انجام شده و خواننده رو مجذوب میکند
کتاب نسبتا خوبیه
اون حالت تعلیق رو داره و هیجانم کم و بیش توش هست
فقط نقدی که بهش وارده اینه که اتفاقات اول کتاب و اینکه دو نفر جاشونو به این راحتی عوض کنن و اینا واقعا غیر واقعی و دور از منطقه
و فقط همینم نیست اینکه کلر واسه رسوا نکردن شوهرش هی بهانه تراشیام میکنه همینه
کتاب خوبی بود با ترجمه عالی... داستان زنی تنها بدون پشتوانه مالی و خانوادگی و باهوش که با درایت وکاردانی با وجود داشتن همسری با نفوذ بالای سیاسی و اجتماعی و کنترل شدید شوهرش در رفت و آمدها حتی در مسائل شخصی.. ولی تصمیم میگیره خودش رو از اون وضعیت پرتنش و تحقیرکننده نجات بده.
داستان جالبی بود و کم و بیش بدور از واقعیت هم نبود. هم دستی مردان در آزار زنان و کاهش اعتماد بنفس زنان و نکته کلیدی بدست اوردن اعتماد و غلبه بر ترس که هر مظلومی را از احاطه ظلم نجات میدهد.
گرچه در ترجمه بعضی جملات سخت و پیچیده بیان شده بود.
کتاب خوبی بود موضوع جدیدی داشت و اینکه اموزنده هم بود و حرفی برای گفتن داشت صرفا ی معمایی معمولی نبود ی جاهایی روانشناختی هم بود اما یکم کُند پیش رفت و هیجانش کم بود و فقط یک چهارم اخر کتاب ی مقدار هیجان داشت. اما درکل هم راضی بودم هم پیشنهاد میکنم بخونین.
کتاب خوبی بود. تقریبا از یک سوم اخر، کتاب جذاب میشه و شما رو دنبال خودش میکشه و گاها پلات تویستهای خیلی جذابی داره. ولی قبل از اون حس میکنید بعضی وقتا حوصلتون سر میره. پایان کتاب واقعی و خوب بود و کمی ناراحت کننده ولی بنظرم اکثرا از پایانش راضین.
سلام
در کل کتاب خوبی بود نویسنده سعی کرده بود که خواننده محیط اطراف و حالتی که داستان داره اتفاق میفته رو برای خواننده مجسم کنه ولی به نظرم دیگه بیش از حد این کارو انجام داده بود و مقداری حوصله سر بر میشد.
در اخر من متوجه سرنوشت ایوا نشدم
ترجمه خوب بود. موضوع کتاب جالبه. راجع به زن یک سیاستمدارکه از کتکها و توهینهای همسرش خسته شده و قصد فرار داره که البته موفق میشه در اول کار اما بعدش مشکلاتی به وجود میاد. بیشتر توضیح نمیدم که بیشتر از این داستان افشا نشه. بخونید و از داستان لذت ببرید.
کتاب با موضوع معمایی جنایی وبسیار قدرتمند شروع میشه ولی بعد یک نواخت میشه البته کسل کننده نمیشه و با وجود اینکه معمایی هست تا آخر داستان میتونه شما رو مجذوب خودش کنه که کتابتون رو رها نکنید این کتاب به عنوان یه زنگ تفریح در زندگی پر مشغله بهتون پیشنهاد میشه
دید من رو بعنوانی زن باز کرد که بادم بمونه خیلی از آدما از ترس دیگران نیرو میگیرند... پیشنهاد میکنم حتما وقت بزارید. کتاب رو بخونین... خیلی کتاب جالبی برای من بود ممنونم از مترجم. ممنونم از کتابراه... یک عالمه به دانستنیهام اضافه شد
این کتاب از اون کتابهاست که وقتی شروع به خوندن میکنی دیگه دوست نداری زمین بذاریش داستانش قشنگه و به ظلمهایی که در حق زنان میشه اشاره میکنه و نشون میده که واقعا زنان از حق و حقوق کمتری نسبت به مردان در سراسر دنیا برخوردارند.
این کتاب نثر ساده و روانی دارد. عوام پسند هست. با شخصیت اصلی داستان که یک زن هست میتوان ارتباط برقرار کرد. اتفاقات داستان غیر قابل پیش بینی هست. داستان خواننده را به سوی خود جذب میکند. آخرین پرواز به خوبی موضوع داستان را بیان میکند.
کتاب داستان زنیه که بالاخره تصمیم میگیره از زندگی با همسری ازارگر دست بکشه و از ثروت و شهرت و خوشبختی دروغین ش بگذره تا به رهایی و آرامش برسه اما در این مسیر تهدیدها و خطرهایی پیش بینی نشده در مسیرش پیش میاد و ….
پر از نقاط تیره و روشن که تا آخرین لحظه خودت رو جای شخصیتها میذاری... داستان پایان تلخی برای ایوا داشت و از یه جایی به بعد ریتم کند میشد ولی در کل خیلی عالی و حرفهای نوشته شده بود و دوست داشتی بدونی بعدش چی میشه
شروع داستان خیلی قوی و خوب بود. کشش خیلی زیادی داشت. هیجان و اشتیاق رو به ادم میداد. ولی پایانش رو دوس نداشتم. انگار نویسنده خسته شده بوده و میخواسته سریع داستان رو جمع کنه. در کل ارزش یک بار خوندن رو داره
این رمان نشان دهنده خشونت بعضی از مردها به زنان در کشورهای خارجه و چجور تا شخصیت اصلی داستان بخاطر فرار که مشکلاتشون اطلاعاتشون عوض میکنه اما در آخر کلر موفق میشه جلوی همه بگه شوهرش کتکش میزنه و بتونه ازش جدا بشه
من اکثرا کتاب هارو زمین نمیزارم و تا تمام نشن بیخیالشون نمیشم اما عجیب خوندن این کتاب واسم طول کشید اونقدر که ازش تعریف شنیدم واسن راضی کننده نبود کتابهای جذاب تری تو این ژانر واسه خوندن هست مثل سنگ کاغذ قیچی و..
مطمئناً رمان با بقیهی کتابها به اندازهی یک دنیا تفاوت داره. این رمان هم مثل بقیهی رمان هاست. اما خیلی کسل کننده است و مخصوصا چون متنی هست آدم حوصلهی خوندنش را نداره. مخصوصا به این خاطر که بیشتر دخترها میخوانند. اگه پسر هستید پیشنهاد میکنم نخوانید!
سلام
آخرین پرواز: کتاب زیبایی بود در ژانر معمایی و در بردارندهی دو داستان متفاوت هست، که در اواسط به گونهای بهم پیوند میخورند و آغاز راه شخصیت این دو داستان با یکدیگر هست و هر کدام مکمل و کامل کننده داستان دیگری ست
کتاب خوبی بود، بعضی قسمتها هیجان زیادی داشت و دوست داشتم سریعتر بخونم ببینم چی میشه ولی بعضی قسمتها هم یه مقداری کشدار میشد! در کل داستان خوبی داشت و آخرش هم واقعا برای من قابل پیش بینی نبود!
کتاب جالبی بود در مورد شجاعت زنها و اینکه اونها در اوج شکنندگی وضعف میتونن چقدر قوی باشن وقتی اول کتاب نوشته بود تقدیم به تمام زنان فهمیدم که ارزش خوندن داره و خوندمش تا تموم نشده زمین نزاشتم
رمان جذابی بود، خواننده رو دنبال خودش میکشونه و دوست داری داستانش رو دنبال کنی داستان زنی که ظاهر زندگیش با باطنش متفاوته و و برای نجات و ازادی خودش می جنگه اما پایان تقریبا تلخ
سوژه جالبی بودکمی شبیه شاهزاده وگدابا این تفاوت که در انتها فقط یه چیزی مابین شاهزاده یا گدا وجود داردشاهزاده بودن هزینه بالایی دارد و دست کشیدن از آن هزینه بیشتر
کتابی بینظیر و مورد نیاز هر فردی که درجستجوی آگاهی هست و البته همهی ما نیازمند آگاهی هستیم و چه عالی میشود اگر این کتاب را گوش دهید تا آگاهی جدید و مفیدی کسب نمایید.
وقتی این کتابو خواستم بخونم اول متن روی جلدشو خوندمو بعد رفتم کتاب رو خوندم برام جالب بود که متن روی جلد دقیقا محتویات کتاب و توی چند جمله خلاصه کرد و گزافه گویی نکرده بود
کتاب خوبی بود. متن داستان میتونه زندگی خیلیها را در بگیره واصلا فمنیستی نبود وواقعا لازمه ماآدم هاجرات داشته باشیم پارو از ترسهامون فراتر بگزاریم (جمله خود کتاب) قشنگ بود
کتاب جالبی بود در مورد اشتباه لحظهای آدما و همینطور قضاوت از روی ظاهر افراد بود که بعضی موقعها یه شکلات خراب پوستش زرق و برق داره اما نباید از روی اون تصمیم بگیریم