موسیقی در شریعت و تصوف اسلامی، بیشتر با دو مفهوم غنا و سماع مطرح شده و مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در کتاب موسیقی و اندیشهها، اکبر ایرانی قمی، ابتدا سرگذشت علم موسیقی را از قدیمیترین ایام و نزد حکمای یونان شرح میدهد؛ سپس به موسیقی نزد مسلمانان میپردازد و دیدگاه قرآن، پیامبر اسلام، ائمهی شیعه و فقها را نسبت به دو مفهوم غنا و سماع شرح میدهد. در این اثر، نویسنده پنج رسالهی فقهی را اساس پژوهش و مطالعهی خود قرار داده است.
دربارهی کتاب موسیقی و اندیشهها
در شریعت اسلام از موسیقی با عنوان غنا یاد میشود و در نزد متشرعین، نگاههای متفاوت و بعضاً متضادی نسبت به موسیقی وجود دارد. از طرفی روایات و احادیثی از پیامبر اسلام و ائمهی شیعه نقل میشود که بر خواندن قرآن با صوت خوش تأکید میکنند و از طرف دیگر، احادیث بسیاری در مذمت و تحریم غنا روایت میشود. اکبر ایرانی قمی در کتاب موسیقی و اندیشهها پنج رسالهی فقهی را برگزیده است و از بطن آنها نظر مؤلف رساله و علمای شیعه را در باب چیستی غنا، حرمت آن و احکام و استفتائات مربوط به این مبحث، میکاود.
علم موسیقی که در یونان ابتدا توسط فیثاغورث بنیان گذاشته میشود و سپس در آرای افلاطون و ارسطو مورد توجه قرار میگیرد، همراه با راه یافتن فلسفهی ارسطو به عالم اسلام، در میان مسلمانان وارد میشود و کسانی چون فارابی، اخوان الصفا و خواجه نصیر طوسی رسائلی در این زمینه مینگارند. اکبر ایرانی قمی پیش از آنکه به موسیقی در آیین، احکام و سنت اسلامی بپردازد، کتاب خود را با شرح پیشینهای در باب موسیقی آغاز میکند. وی ابتدا اشاراتی را که در قرآن به موسیقی شده، شرح میدهد. سپس سابقهی تدوین مبانی موسیقی را در یونان و مغرب زمین و سپس سرزمینهای اسلامی توضیح میدهد.
نویسنده که سابقهی مطالعه و پژوهش را در زمینهی اسلام و موسیقی دارد، در مرحلهی بعد به مبانی و دیدگاه فقهی علمای اسلام به غناء نظر میاندازد و پس از تعریف معنا و مفهوم غنا در لغت و اصطلاح، اقوال و احادیث ائمه و فقها را در این باره بررسی میکند.
یکی از از مفاهیم مرتبط با بحث موسیقی و غنا که در تصوف اسلامی ریشه و سابقه دارد، بحث سماع است. نویسنده در بخشی دیگر از کتاب موسیقی وارد مبحث سماع میشود و دربارهی چیستی، تأثیرات و تحریم یا جواز آن بحث میکند.
پس از این مقدمات، اکبر ایرانی قمی به رسائل فقهی برگزیدهی خود میپردازد و آراء کسانی چون شیخ فاضل گروسی، علامه شعرانی، ملانظرعلی طالقانی، آیتالله میرزا ابوالقاسم قمی را در این زمینه بررسی میکند. نویسنده در خاتمهی این کتاب، رسالهی مقامات السالکین را که رسالهای در تحریم غنا و متعلق به دورهی صفویه است، نقل کرده است.
در مجموع میتوان گفت، ایرانی قمی با نگارش کتاب موسیقی و اندیشهها منبعی ارزشمند دربارهی موسیقی در شریعت و تصوف اسلامی و مفاهیم غناء و سماع فراهم آورده که میتواند یکی از منابع پایه در حوزهی مطالعاتی خود باشد.
انتشارات سوره مهر این کتاب را منتشر کرده است.
کتاب موسیقی و اندیشهها برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمام کسانی که در زمینهی موسیقی و نگاه اسلام به آن مطالعه و پژوهش میکنند، مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب موسیقی و اندیشهها: موسیقی؛ هنری میان حکم و عمل و پنج رساله فقهی فارسی میخوانیم
موسیقی به دلایلی به فلسفه اسلامی نیز راه یافت و از دو جهت نظری و عملی مورد بحث و پژوهش و کنکاش حکمای اسلامی قرار گرفت. فلاسفه، فلسفه نظری را بر سه قسم: اُولی یا الهیات، اوسط یعنی علم به آنچه در تصور، محتاج به ماده نیست، ولی در تحقق خارجی به آن محتاج است، مثل ریاضی، هندسه و نجوم و سوم، فلسفه طبیعی، تقسیم کردند و موسیقی را از آن لحاظ که از نسبتهای عددی تألیف شده، جزء ریاضیات به شمار آوردند و با ساختن سازهای موسیقی، حکمت نظری و عملی موسیقی را جامه عمل پوشاندند و سازهایی چون عود و نی و کمانچه را با نهایت ظرافت و دقت پردهبندی کردند. یعقوب بن اسحاق کندی (در گذشته 218 ﻫ. ق.) بیش از هشت رساله و کتاب در زمینه علم موسیقی، پردهبندی سازها، موسیقی شعر، نسبتهای عددی و زمانی در موسیقی تألیف کرد. وی در یک تقسیم، الحان را به بسطی، قبضی و معتدل تعبیر کرده و در اثر دیگر خود، الحان مطرب و محزن و حماسی را نام برده است.
پس از وی، ابونصر فارابی فارابی مشهور به معلم ثانی (در گذشته 339 ﻫ. ق.) آثار گرانسنگی چون موسیقی کبیر را نگاشت.
جماعت اخوانالصفا (حدود 350440 ﻫ. ق) در مجموعه رسائل خود، رساله مستقلی را به موسیقی اختصاص دادند. ابوعلی سینا (در گذشته 428 ﻫ. ق) نابغه حکمت و دانش، از دو بُعد نظری و عرفانی به طرح موسیقی در کتاب شفاء، حکمت علایی و اشارات پرداخت.
خواجه نصیر طوسی (در گذشته 672 ﻫ. ق.) نیز رسالهای در این باب گرد آورد و در شرح نمط نهم اشارات ابنسینا مطالب ارزندهای به رشته تحریر درآورد.
قطبالدین شیرازی (در گذشته 710ﻫ. ق.) شاگرد خواجه نصیر طوسی و استاد صفیالدین ارموی در کتاب درۀالتاج به بحث پیرامون موسیقی نظری پرداخت. اما در این زمان صفیالدین ارموی از شهرت بهسزایی برخوردار گردید و علم موسیقی نظری و عملی را در شکل پیشرفتهتری تکامل بخشید. عبدالقادر مراغی نیز پس از ارموی، به تدوین و تألیف درباره موسیقی همت گمارد.
بله


















