رابرت بیزلی در کتاب ژوزه مورینیو: نزدیک و صمیمی، به زندگی یکی از مهمترین و جنجالیترین مربیان زندهی دنیای فوتبال میپردازد و زندگی شخصی و حرفهای او را روایت میکند. بیزلی، نوشتن داستان مورینیو را زمانی که او برای اولین بار مربی چلسی شده بود آغاز کرد. او در این اثر میکوشد از خلال روابط مورینیو با دیگران و جنجالهای بیپایانش، به زوایای پنهان این شخصیت خاص و موفق نفوذ کند.
دربارهی کتاب ژوزه مورینیو: نزدیک و صمیمی
در مارس سال 2004، در مرحلهی برگشت دور یکهشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا، منچستریونایتد با پورتوی پرتغال بازی داشت. بازی در دور رفت، در کمال حیرت با نتیجهی دو بر یک به سود پورتو تمام شده بود. حالا در دور برگشت و در استادیوم اولدترافورد منچستر باید این تیم سرسخت را شکست میداد. منچستر که تا دقیقهی نَوَد، یک بر صفر جلو بود و صعودش قطعی به نظر میرسید، ناگهان گل خورد و از دور رقابتها حذف شد. آن شب بسیاری برای اولین بار بود که مربی پرتو را میدیدند. جوانی پر شروشور و پرهیجان که دائم کنار خط حرکت میکرد و با همه درگیر میشد. او ژوزه مورینیو بود که چند هفته بعد، با پورتو قهرمان لیگ قهرمانان شد و شگفتی را تکمیل کرد. حالا همه به او بهعنوان یک استعداد نوظهور احترام میگذاشتند. او سال بعد به لیگ جزیره و رفت هدایت چلسی متمول و سرشناس را بر عهده گرفت. طولی نکشید که همه فهمیدند مورینیو به هیچ وجه شخصیتی عادی نیست؛ بلکه نابغهای مغرور و جاهطلب است که همهی تعریفها و تمجیدها را میپذیرد و اصرار دارد به خودش «آقای خاص» بگوید.
رابرت بیزلی (Robert Beasley) از روزنامهنگاران معتبر و سرشناس انگلیسی و از طرفداران قدیمی چلسی است. وقتی مورینیو به تیم محبوب بیزلی آمد، این روزنامهنگار بهشدت مجذوب کاراکتر منحصربهفرد او شد و سعی کرد به او نزدیک شود. بیزلی کمی بعد به دوست نزدیک مورینیو تبدیل شد، چنانکه در بسیاری از لحظات حرفهای و زندگی شخصی مورینیو در کنار او حضور داشت. ده سال بعد، او تصمیم گرفت کتابی در مورد دوستش بنویسد؛ ماحصل این تلاش، کتاب ژوزه مورینیو: نزدیک و صمیمی (José Mourinho: Up Close and Personal) شد که در حقیقت بیوگرافیای از زندگی این مربی موفق بود.

تا زمان انتشار این اثر، مورینیو مربی تیمهای بزرگی همچون چلسی، رئال مادرید و اینترمیلان شده بود، دو بار لیگ قهرمانان اروپا را فتح کرده و یکبار هم سهگانه برده بود. همه او را میشناختند و افسانهها و داستانهای زیادی در مورد او وجود داشت. بیزلی در این کتاب کوشیده روایت دستاولی از زندگی این مربی ارائه کند و بسیاری از زوایای پنهان زندگی و شخصیت او را نشان دهد.
ژوزه مورینیو که خود را در مربیگری نابغه میدانست، پیش از سیسالگی بازی کردن را کنار گذاشت و سعی کرد وارد دنیای مربیگری شود. اوایل دههی 1990 بود که شانسی بزرگ به او رو کرد. زمانی که سِر بابی رابسونِ افسانهای هدایت اسپورتینگ لیسبون پرتغال را بر عهده گرفت، به دنبال دستیاری میگشت که به انگلیسی مسلط باشد. این شروع همکاری این دو بود که چند سال طول کشید و تا هدایت بارسلونا ادامه داشت. مورینیو با تجربیات و درسهایی که از رابسون آموخته بود، در سال 2000 به پرتغال بازگشت و به عنوان سرمربی کارش را شروع کرد.
این چنین طی بیست سال، مورینیو به یکی از مربیان موفق و معتبر دنیا تبدیل شد. اما او بیشتر با حواشیاش شناخته میشود؛ شخصیتی طعنهزن، متکبر و پرجوشوخروش که از درگیری و دعوا ابایی ندارد. کسی که بارها و بارها با خبرنگاران، داوران، مربیان حریف و حتی اعضای تیم خود دچار تنش شده است. همین باعث شده خیلیها شیفتهی او باشند و بسیاری هم از او متنفر شوند. رابرت بیزلی در کتاب ژوزه مورینیو میکوشد به بسیاری از ابهامات زندگی این مربی پاسخ دهد. اینکه چرا بارها به چلسی برگشت و دلیل اختلافاتش با سران این باشگاه چه بود؟ چرا مربیگری منچستریونایتد را بر عهده گرفت؟ اختلاف معروفش با آرسن ونگر بر سر چه بود؟ یا رابطهاش با همسر و فرزندانش چطور است؟ این کتاب تصویر روشنتر و انسانیتری از آقای خاص پیش روی خواننده میگذارد.
کتاب ژوزه مورینیو: نزدیک و صمیمی را نشر حتمی با ترجمهی هاشم فعال، وحید رحیمی و سهیلا یوسفی منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب ژوزه مورینیو: نزدیک و صمیمی
-
کتابی بحثبرانگیز! (تایمز)
-
جنجالی!... این کتاب با نگاه جذابش به یکی از جنجالیترین مربیان فوتبال، این ورزش را دگرگون کرده است. (دیلی میل)
-
این کتاب نگاهی ارزشمند و منصفانه به این مرد میاندازد؛ مردی که به نظر دوست دارد مردم را به دو دسته تقسیم کند: کسانی که او متنفرند و آنهایی که به او ایمان دارند. (نیوزویک)
کتاب ژوزه مورینیو: نزدیک و صمیمی برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به این مربی فوتبال علاقه دارید و میخواهید از جزئیات زندگی او مطلع شوید، این کتاب را مطالعه نمایید.
در بخشی از کتاب ژوزه مورینیو: نزدیک و صمیمی میخوانیم
واقعاً آن قهرمانی لحظهی خاصی بود و وقتی که در سال 2014 از وی پرسیدم که بهترین و بزرگترین موفقیت او چیست؟ مورینیو چنین پاسخ داد: «قهرمانی چمپیونز لیگ با اینتر. جمع خاصی از بازیکنان در اون تیم حضور داشتن، شبی بهیادماندنی بود که هرگز فراموش نخواهم کرد. این تیم عالی بود، نه تیمی که دارای بازیکنانی با شور و شوق بالا باشد، چون اونا مسابقات بسیار زیادی رو در ایتالیا برده بودن، اما گروهی از بازیکنان و افرادی بودن که علیرغم هزینههای هنگفتی که صاحب باشگاه در طول دههی قبل متحمل شده بود، نتوانسته بودن به قهرمانی اروپا دست پیدا کنن. اونا گروهی از بازیکنانی بودن که حاضر بودند هر کاری برای اینتر انجام بدن، برخی از اونا سیوهشت، سیوهفت و سیوششساله بودن که از ابتدا برای اون باشگاه توپ میزدن. اونا همه کار انجام داده بودن تا به اینجا برسن و وقتی دیدم که این قهرمانی برای اونا چه مفهوم و معنایی داره، کاملاٌ حس رضایت و خشنودی کردم. چرا؟ چون میدونستم که من اونا رو در این شرایط قرار دادهام.»
بله



















