نقد، بررسی و نظرات کتاب نازنین: یک داستان خیالی - فئودور داستایوفسکی

White Fox
۱۴۰۳/۰۸/۲۱
نازنین، تجربه ای کوتاه و عمیق به قلم فئودور داستایوفسکی از بهترین های ادبیات روس است. خوندن این کتاب رو به کسایی که داستان های عمیق دوست دارن پیشنهاد میدم. داستان مردی که به خاطر ضربه های ریز و درشتی که از جامعه خورده، منزوی شده و به گوشه ای پناه آورده. حالا وقتش رسیده که اون انتقام خودش رو بگیره، از همه و همه حتی عزیز ترین کسانش.
matina kh
۱۴۰۳/۰۴/۱۴
کتاب خوبی بود ولی نسبت به بقیه کارهای داستایوفسکی به نظرم ضعیف بود داستایوفسکی نویسنده ایه که درد عمیق انسان هارو با کلماتی ساده ولی چنان عمیق و پرکشش به تصویر میکشه که انگار بند بند وجودت اون دردو حس میکنه. درد عشق و داستان نازنین. کتاب رو پیشنهاد میکنم صوتیشو گوش بدین و لذت ببرید چون تایماز رضوانی با صدای گرمش به زیبایی خونده.
Ghasem Tahmasebi
۱۴۰۳/۰۲/۳۰
به نظرم کسایی که دوست دارند نویسندگی را دنبال کنند این کتاب خیلی خوبیه برای یادگیری اصولی نوشتن.
شخص گوینده که از زبان خودش حرف میزنه، به حواشی و دیگر اشخاص نمی‌پردازه، افکارش را درست بیان میکنه، اوج و فرود داستان به خوبی رعایت میشه، اول داستان و وسط و آخر داستان دارای هیجان هستش و خواننده را مجذوب خواندن میکنه.
بسیار عالی
Maryamzamani
۱۴۰۳/۰۱/۱۲
این دومین کتاب از آثار داستا یوفسکی که خوندم اول جنایت ومکافات رو خوندم که خییلی تاثیر گذار بود واین کتاب نازنین خییلی زیبا، عاشقانه و به نظرمن با ترجمه‌ای روان توصیف شده و خییلی پرکشش و جذاب بود من خودم به شخصه عاشق رمان هستم و یکی رمان‌هایی دوستش داشتم کتاب نازنین که البته‌ی کم غم انگیز و ترابری بود توصیه میکنم بخونید ممنون از کتابراه
Alireza
۱۴۰۲/۱۰/۲۴
کل چیزی که از کتاب متوجه شدم این بود که در دنیای واقعی در ان دوران به خصوص، واقعا این چنین زندگی‌هایی بسیار زیاد وجود داشته و بیشتر ان غم و غصه‌ای که نازنین تحمل میکرد و رنج‌هایی که میکشید به چشم من امد و اعتراف های اخر امانت فروش به این حس بیشتر دامن میزد نازنین اولین اثری بود که از داستایوفسکی مطالعه کردم. با تشکر از کتابراه
فاطمه
۱۴۰۵/۰۵/۱۲
نازنین با اینکه کتاب خیلی بلندی نیست ولی حسابی آدم رو درگیر می کنه. چیزی که برام جالب بود این بود که بیشتر از اتفاقات داستان، روی احساسات و فکرهای شخصیت ها تمرکز داره و باعث میشه آدم به رفتارشون فکر کنه. سبک نوشتن داستایفسکی مثل همیشه عمیقه و بعضی جاها باید با حوصله خوندش، ولی آخرش باعث میشه مدت ها به داستان فکر کنی.
هستی
۱۴۰۵/۰۱/۲۰
این کتاب به من یاد داد که غرور چطور میتونه بین آدما فاصله بندازه و برام یاد آور شد که چه رابطه‌های عاشقانه‌ای که فقط به خاطر غرور شکل نگرفتند یا از بین رفتند بدترین دشمن انسان غرور انسانی که همیشه تشنه‌ی محبت و توجه حتی موقع نوشتن این جمله از گفتنش بر زبانم اکراه دارم چون من هم مثل خیلی‌ها غرور در وجودم ریشه دوانده
rr
۱۴۰۴/۰۹/۲۳
واقعا کتاب قشنگی بود نکتش این بود درست لحظه ای که فکر میکنی همه چی درست شه اتفاقا بر عکس همه چی رو سرت خراب میشه و اینکه تا فرصت داریم باید قدر همو بدونیم گاهی خیلی زود دیر میشه پیشنهاد میکنم کتابایی که مثل این کم حجم هستن رو یه روزه تموم کنید چون هر چی وقفه بینشون بیوفته از فضای داستان دورتر میشید.
محمد صادق ملیانی
۱۴۰۴/۰۴/۰۷
سلام... خیلی خوب کتاب آدم درگیر میکنه... و ذهن مشوش شخص اول داستان توی تند نویسی نوشته کاملا آدم تحت تاثیر قرار می‌دهد..
پیشنهادم اینه برای خوندن این کتاب یک تایم مداوم بزارید و در طی یکساعت و نیم تمومش کنید.. چون کتابی نیست که روزهای مختلف بهش زمان بدین و رشته ذهن شخص اول از ذهنتون خارج میشه.
با تشکر از کتابراه
شکوفه احمدی
۱۴۰۳/۰۱/۰۵
این کتاب برای دوران پختگی داستایوفسکی هست. کتاب کم حجم و روانی هست و به خوبی ترجمه هم شده، درباره مردی هست که با دختری ۱۶ ساله ازدواج می‌کنه و کشمکش‌های درونی خودش رو توصیف می‌کنه... مهم‌ترین چیز سکوت مرده... سکوت او و پیش داوری‌های درونیش رابطه شون رو بدتر می‌کنه البته به نظر من ارتباطی هم نبوده از ابتدا
مریم نظری
۱۴۰۴/۱۰/۲۸
ما آدمها گاهی از غروره... خودخواهی... عوامل محیطی... شرایط زندگی مون باعث میشه گاهی دیگ نتونیم یا نخواهیم دوست داشتن مون را و احساسات واقعی مون را بیان کنیم.... و اونی که دیگ لایق محبت دیدنه ازش دریغ میکنیم یا زمانی متوجه میشیم لایقه که متاسفانه فایده نداره مصداق نوش دارو بعده مرگ سهراب
امیر محمد زاده
۱۴۰۴/۰۹/۰۶
کتاب کوتاه و عمیقی بود از داستایوفسکی بزرگ، داستان روایت یک عشق کوتاه و پر از عیب رو روایت می کنه، در واقع دخترک این داستان همان پرنده در قفس هستش که گیر افتاده و راهی برای آزادی پیدا نمیکنه، ملال و افسردگی، خشم و کینه، غرور و خودپسندی و.. صفات بارزی هستن که شخصیت های داستان با اون هم پیمان هستن
پریسا دمیرچی
۱۴۰۴/۰۶/۰۱
کتاب عجیبی بود آثار دیگه‌ای از داستایفسکی خوانده بودم. کلا ادبیات روسیه خیلی باب میل من نیستند چون خیلی طولانی آن و از حوصله‌ام خارج ولی این داستان کمتر از ۱۰۰ صفحه و مونولوگ غم عجیبی رو در دلم برای دختر داستان آورد. شاید واقعا راوی نیاز به زمان داشت و یا شاید عشق راوی واقعا فرای تحمل دخترک بود
روژان
۱۴۰۴/۰۴/۱۲
این کتاب کاملا نشون میده که قلم داستایوفسکی چقدر قوی و فوق العاده ست! توی ۹۵ صفحه، شخصیت‌هایی رو خلق کرد که براتون کامل اما پیچیدن:) ) تموم کردن این کتاب یه غم عجیبی هم داره، انگار یه لایه غم دورتو میگیره که با شخصیتا همدردی کنی، مردی که عاشق ولی زورگو عه و دختری که عاشق پروازه اما بالاشو بستن!
محمد
۱۴۰۴/۰۴/۰۴
داستان قشنگی بود و همونجوری که خود کتاب هم گفت کمی با کتاب های دیگه اش فرق داشت ولی همچنان قشنگ بود. بشخصه برای من این کتابش دلپذیرتر بود تا اثار دیگه ای که ازش خوندم و چقدر جذاب. همش رو تو تقریبا یک ساعت خوندم و چقدر شخصیت پردازی عالی داشت. قطعا پیشنهاد میکنم که بخونید و لذت ببرید.
.black moon.
۱۴۰۴/۰۱/۰۷
یکی از بهترین کتاب‌هایی بود که خوندم واقعا قلم این نویسنده‌ی بزرگ قابل ستایش هست یک داستان قابل تامل.... واقعا نمیتونم توصیفش کنم داستان درباره‌ی مردی که زنش خودکشی کرده و مقابل خودش روی میز است.... مرد درحال قانع کردن خودش است که گاه تقصیر این خودکشی را در خودش می‌بیند..... حتما بخونید......
حسین ابراهیمی مدیسه
۱۴۰۳/۱۲/۲۸
خصلت نوشته‌های داستایوفسکی شکافتن شخصیت‌ها و تشریح داستان به مثابه تشریح جسد مقتولی در اتاق کالبدشکافی است. این ویژگی گران و ژانری که نویسنده برای بیان داستانش برگزیده ترکیبی است که فقط او از برش برمی آید. سبک داستان جدید بود و ممکن است بعضی از خوانندگان با متن ارتباط برقرار نکنند.
حمید میرباقری
۱۴۰۲/۱۰/۱۳
به نظرم کتاب بسیار خوبی بود با نشانه‌های فراوانی از ضعف در برابر جنس مخالف که شاید در این کتاب به عشق تعبیر بشه ولی از نظر من بیشتر بیانگر ضعف هستش همین طور در بخش‌هایی زن ستیزی
و همینطور نشان دادن بسیار زیبای مسخ انسان در برابر انسان
قلم داستایوفسکی مثل همه کتابهای مشهورش عالی بود
ریحانه
۱۴۰۵/۰۵/۰۷
نازنین، داستانی پریشان حال به همان اندازه پریشانی گوینده هست. برای خودش می برید و می دوخت به امید اینکه زندگیش روی روال بیفته. یا نه اغلب میخواست زندگی رو به خودش و همسرش جهنم کنه. واقعا نمی شد حال اون دختر بخت برگشته رو درک کرد. با سیاه بختی زندگی کرد و در همون سیاهی ناپدید شد.
Neda D
۱۴۰۵/۰۴/۲۳
کتاب بسیار آموزنده ای بود برای من و جالب اینجاست که انسان قرن هاست درگیر این احساسات هست انسان تا وقتی اسیر غرور است، حقیقت را نمی بیند؛ گاهی فقط رنج، پرده را کنار می زند مرد داستان با سکوت و غرور و میل به سلطه اش، نازنین را به سمت خودکشی سوق میدهد و پی از ان متوجه عشقش میشود
سپهر رییسی
۱۴۰۳/۱۱/۲۸
این کتاب رو باید سر مشق خیلی از نقاط زندگیمون قرار بدیم، اجبار و اجبار و اجبار‌ای خدای بزرگ، این داستایوسکی در تمام آثارش ناکامی عشقی و رنج حاصل از آن را طوری بیان می‌کند که اشک در چشم هر خواننده‌ای حلقه میزندشور و اشتیاق اولیه جای خود را با عذاب عوض می‌کندحتما خوانده شود عزیزان
سارا سیفی
۱۴۰۳/۰۸/۱۰
اولین کتابی که از داستایوفسکی خوندم، خیلی عالی و روان با ترجمه‌ی خوب. اهل کتاب نبودم ولی این یکی به عنوان اولین اثری که از این نویسنده خوندم واقعا عالی بود، یه مفهوم ساده از زندگی رو که ممکنه اکثریتمون برامون پیش اومده باشه با یه نثر روان و داستان خوب شرح داد...
asyi asyi
۱۴۰۳/۰۲/۱۱
درود و عشق داستانی بی نظیر که شما را هر لحظه جای شخصیت‌های اصلی داستان میگذارد و هر لحظه درک کردم همه آنچه را که گذشته و وقتی داستان تمام شد احساس کردم تئاتری زیبا و حرفه‌ای را شاهد بودم و لذت این داستان حتی بعد از ماهها همچنان با من است. سپاسگزارم از کتابراه عزیزم
Gorji
۱۴۰۲/۰۹/۲۹
اثر زیبایی دیگر از داستایوفسکی. ترجمه روان و ساده. نوشته‌ای گیرا به حدی که تا پایان کتاب نتوانی کتاب را زمین بگذاری. برای حل مشکلات باید همان ابتدا صحبت کرد در غیراینصورت اکثر مواقع مشکل که حل نمی‌شود هیچ، مشکلات دیگری هم بوجود می‌آید. واقعا برای نازنین غصه خوردم.
Mhdsh
۱۴۰۲/۰۹/۲۵
سلام ب همه کتابراهی‌ها و عوامل
کتاب خیلی خوبی بود لذت بردم
درسهای خوبی داشت، نویسنده محشریه داستایوفسکی
کتاب منو ب فکر فرو برد راجب اینکه چه فرصت‌هایی ک از روی کژاندیشی و غرور از دست میدیم
و چه زود دیر میشه و دیگه هیچی درست نمیشه
خیلی ممنون ک رایگانش کرده بودید
Nasir jadgal
۱۴۰۲/۰۹/۲۴
داستایوفسکی در این اثر، زندگی دختر یتیم و ۱۶ ساله‌ای را روایت می‌کند که با مردی میانسال که بیش از ۲۰ سال از او بزرگتر هست و از هنگ اخراج شده و اکنون کار و کاسبی امانت فروشی راه انداخته ازدواج می‌کند و فراز و نشیب‌های که در طی زندگی کوتاه مشترک آن‌ها اتفاق می‌افتند.
الهه مرادی
۱۴۰۵/۰۵/۲۰
خیلی ذهنم رو به خودش مشغول کرد اینکه یک مرد ۴۰ ساله عاشق یک دختر ۱۶ ساله میشه شدیدا مغزم رو درگیر کرد اینکه اگر غرور نداشت اون مرد و کمی سکوتش رو می‌شکست میتونستن بهتر زندگی کنن و اون دختر یتیم بهش تکیه کنه نه از شدت فشار روانی دچار حمله هیستری بشه
Zahra
۱۴۰۴/۱۰/۲۳
با اینکه از قبل میدونستم قراره چه اتفاقی بیوفته، واقعا ناراحت شدم بعد از تموم کردن کتاب. خیلی کوتاهه و برای من خیلی کم طول کشید که بخونمش.. درک راوی به شخصه برای من خیلی سخت بود و همینطور دختر داستان. با این حال برای شروع ادبیات روسیه کتاب خوبیه
مریم فارسیانی
۱۴۰۳/۱۲/۰۱
نازنین داستان زندگی یک مرد و زن هست، در صفحات ابتدایی کتاب متوجه مشیم ک زن مرده و در واقع داستان، جریان سیال ذهن مرد است. بااینکه از ابتدای کتاب، انتهای داستان مشخص است اما قصه بقدری پرکشش هست که تااخر خواننده را با خود همراه میکند. ممنون از کتابراه🌸
عارفه زراعی
۱۴۰۳/۰۷/۲۴
من با این نوع داستان‌ها زیاد اخت نمیشم.. نمیدونم چرا احساس میکنم خوندنش خوبه ولی در همین حد که وقتتو پر کنه...
اما با متن داستان همراه شدم و استرس و درماندگی شخصیت داستان رو درک کردم... خیلی افسوس داره که عاشق باشی ولی از شدت غرور، نگی به طرف مقابل🥲
کتابخوان
۱۴۰۳/۰۲/۰۳
نقلی متفاوت داشت، همانطور که در توضیحات کتاب و مقدمه نویسنده گفته شده بود. کتاب جالبی بود و به خوبی توصیف میکرد مشکلات عاطفی و روانی اگر التیام پیدا نکنن چه اثراتی میتونن برای انسان به همراه داشته باشن. خوندنش خالی از لطف نست دیدگاه تازه‌ای براتون باز میکنه
زهرا فاضلی
۱۴۰۳/۰۱/۰۶
عجب کتاب فوق العاده‌ای بود. من در عرض۳ساعت خوندمش و هنوز هنگم. واقعا کتاب‌های داستایفسکی عالی هستن. وقتی در حال خوندن داستان هستی تمام کاراکتر‌ها رو با گوشت وخونت حس میکنی. انگار این خود تویی که داره احساسات رو تجربه میکنه. من قطعا دوباره کتاب رو خواهم خوند.
𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼
۱۴۰۳/۰۱/۰۳
نویسنده داستایوفسکی هست این یعنی با داستان خوبی سروکار داریم اما نتونستم ادامش بدم نمیدونم چرا با اینکه داستان کوتاه‌تری نسبت به دیگه آثار داستایوفسکی داره یه حالت غم خاصی داشت داستانش بنظرم وقتی حالتون خیلی خوب یا خیلی بده این داستان بخونید
نیل گل
۱۴۰۲/۱۲/۲۱
اولین کتاب بود که از داستایوفسکی خوندم و باعث شد تا ترغیب بشم تا بقیه کتاب‌های این نویسنده رو هم بخونم. داستان این کتاب، افکار بیمارگونه یک مرد رو نشون میده که چه قدر بر زندگی همسرش تاثیر گذاشته. کم بودن حجم این کتاب هم میتونه از نقاط مثبت اون باشه.
Rad
۱۴۰۲/۰۹/۲۴
″پنج دقیقه، فقط پنج دقیقه دیر رسیدم″
داستان زیبا، غمگین و خیلی عمیق بود و تو همین ۹۵ صفحه یه عالمه پند جا گرفته بود.. ترجمه روانی داشت و اینکه شخصیت داستان هم با خودش حرف میزد، هم با مخاطب، برام جالب و گیرا بود.
از خوندنش لذت بردم.. ممنون از کتابراه
مهدی
۱۴۰۴/۰۵/۰۸
با عرض تشکر خدمت گروه کتابراه برای ارائه‌ی این کتاب این کتاب درمورد فردی ساده و درعین حال دارای مشکلات روانی حاصل از سرگذشت خود و دختری است که بعدا روابط پیچیده بین انها شکل میگیرد. این کتاب با سبک نوشتاری متفاوت حس جالبی به شما خواهد داد
Hanieh
۱۴۰۴/۰۱/۰۹
آدم‌های قصه‌های داستایفسکی ملموس‌اند و انگار در کنار ما زندگی می‌کنند و شاید حتی خود ماییم. داستایفسکی در نازنین، عشق و فقر و مالیخولیا را با هم در می‌آمیزد و این آدم‌های بی نام چه خوب از پس درگیر کردن و به فکر فرو بردن ما بر می‌آیند.
زهرا میرزایی
۱۴۰۳/۱۲/۲۷
اولین کتابی بود که از داستایوفسکی خوندم خیلی روان و ساده بود فکر میکنم ما هم در زندگی گاها چنین سکوتها و غرور‌هایی را داریم با خوندن این کتاب پی میبریم که چقدر زود دیر میشود به دوستان پیشنهاد میکنم حتما این کتاب و بخونند
ساغر کاشانی
۱۴۰۳/۰۱/۰۸
به زیبایی داستایوفسکی وضعیت آشفته ذهن شخصیت را به قلم در آورده است. او سؤالاتی می‌پرسد، نظرش را تغییر می‌دهد، خود را به خاطر تند یا آهسته رفتن یا از دست دادن هدف مورد سرزنش قرار می‌دهد. نقد: اما در کل درک کردن کاراکتر‌ها آسان نیست.
عسل رستمی
۱۴۰۲/۱۲/۱۴
رمان قشنگیه در رابطه با این که‌ یک آقای فروشنده عاشق مشتریش یعنی دختر جوان ۱۶ ۱۷ ساله میشه و باهاش ازدواج میکنه اما در میانه‌ی راه به رابطه‌ی همسرش با دوستش مشکوک میشه و زندگی شروع ب سر ناسازگاری گذاشتن میکنه. قشنگ بود، مرسی.
اقدس اسداله زاده
۱۴۰۲/۰۹/۲۵
کتاب خوبی است.. در مورد موضوع کتاب حس کنجکاوی آدم تحریک می‌شه و به دنبال انتهای کتاب هست. به خاطر همین کتاب را در عرض چند ساعت می‌تونید بخونید.. من این سبک کتاب نخونده بودم برام جالب بود.. ممنون از کتابراه.. کتابهاتون عالین
Puya Persia
۱۴۰۲/۰۹/۲۲
این نظر فقط بخاطر اپلیکیشن کتابراه هست مثل همیشه میدرخشی کتابراه خوشحالم با شما آشنا شدم
محمد عرفانی
۱۴۰۴/۰۳/۰۹
نازنین، رمانکی کوتاه و پر از فلسفه که تا پایان آدم رو تو عمق داستان میکشه و درگیر خود میکند، کوتاه و پرمفهوم، داستانی کاملا واقعی اما در عین حال خیالی، خوندنش فقط چند ساعت طول میکشه، حتما بخونید و لذت ببرید!
Mohammad .
۱۴۰۴/۰۱/۲۱
کتابی عمیق و مختصر و مفید از نویسنده مورد علاقه ام کتاب کاملا برای من راضی کننده بود. در مورد یک رابطه سمی که فرد اول داستان در آن، خاطرات، اتفاقات و افکارش رو در مورد آن رابطه و بخشی از اتفاقات زندگیش می گفت.
tokhs_divoneh
۱۴۰۳/۰۵/۱۰
کمی درهم بر هم صحبت میکرد و نمی تونستم با همسرش (نازنین) انس بگیرم برام قابل درک نبودن تا حدود زیادی اما بد نبود! شاید با دیدگاه الانم نمیتونم درک کنم و معنای پس پرده رو بفهمم اما برای درک الان من بد نبود!
A k
۱۴۰۲/۱۲/۰۴
هر چی بیشتر می گذشت بیشتر فکر می کردم که رفتار‌های مرد چه قدر عمدی و غیر عمدیه. بی این که چیزی بگه خواستار درک شدن بود، انگار یک حس طلبکارانه‌ای نسبت به همه داشت، برای جهنمی که ساخته بود انتظار تشکر داشت و در آخر نابود کرد
مینا شریفى
۱۴۰۲/۱۰/۰۶
خیلى خوب افرادى را توصیف کرده بود که ازسر غرور بیجاشون وعقاید بی اساسشون حاضر به اعتراف به علاقه شون به همسر یا نزدیکانشون نمیشن تا اینکه به صور مختلف زمان اون میگذره وچه زود دیر میشود.
خیلى قشنگ بود.
Tayebe Ahmadi
۱۴۰۴/۰۳/۱۱
کوتاه ولی پر معنا اگر انسانها همان‌لحظه که قلبشان ومغزشان دستور داد که به دیگران‌محبت کنید وبه خانواده عشق بورزید ودست از غرور احمقانه بردارید خیلی از مشکلات حل میشدند با تشکر از کتابراه
Fayeme
۱۴۰۴/۰۱/۰۸
کتاب خوبی بود با اینکه کل روایت داستان از زبون یک نفر بود و شخصیت داستان در ذهنش همش با خودش در جدل بود و کل داستان داشت با خودش حرف میزد اما خسته کننده نبود و واقعا کلی حرف برای گفتن داشت.
آیه
۱۴۰۴/۰۱/۰۷
کتاب نازنین داستایوفسکی داستانی هست که عمیقا افراد رو به فکر وادار می‌کنه. انگار تاریکی بخش‌هایی از وجود خودمون و ناخودآگاهمون رو به تصویر میکشه. ترجمه نشر چشمه عالیه و پیشنهاد می‌کنم حتما بخونیدش
<< 1 2 3 4 5 6 >>
👋 سوالی دارید؟