نقد، بررسی و نظرات کتاب نازنین: یک داستان خیالی - فئودور داستایوفسکی
4.5
638 رای
White Fox
۱۴۰۳/۰۸/۲۱
00
نازنین، تجربه ای کوتاه و عمیق به قلم فئودور داستایوفسکی از بهترین های ادبیات روس است. خوندن این کتاب رو به کسایی که داستان های عمیق دوست دارن پیشنهاد میدم. داستان مردی که به خاطر ضربه های ریز و درشتی که از جامعه خورده، منزوی شده و به گوشه ای پناه آورده. حالا وقتش رسیده که اون انتقام خودش رو بگیره، از همه و همه حتی عزیز ترین کسانش.
کتاب خوبی بود ولی نسبت به بقیه کارهای داستایوفسکی به نظرم ضعیف بود داستایوفسکی نویسنده ایه که درد عمیق انسان هارو با کلماتی ساده ولی چنان عمیق و پرکشش به تصویر میکشه که انگار بند بند وجودت اون دردو حس میکنه. درد عشق و داستان نازنین. کتاب رو پیشنهاد میکنم صوتیشو گوش بدین و لذت ببرید چون تایماز رضوانی با صدای گرمش به زیبایی خونده.
به نظرم کسایی که دوست دارند نویسندگی را دنبال کنند این کتاب خیلی خوبیه برای یادگیری اصولی نوشتن.
شخص گوینده که از زبان خودش حرف میزنه، به حواشی و دیگر اشخاص نمیپردازه، افکارش را درست بیان میکنه، اوج و فرود داستان به خوبی رعایت میشه، اول داستان و وسط و آخر داستان دارای هیجان هستش و خواننده را مجذوب خواندن میکنه.
بسیار عالی
شخص گوینده که از زبان خودش حرف میزنه، به حواشی و دیگر اشخاص نمیپردازه، افکارش را درست بیان میکنه، اوج و فرود داستان به خوبی رعایت میشه، اول داستان و وسط و آخر داستان دارای هیجان هستش و خواننده را مجذوب خواندن میکنه.
بسیار عالی
این دومین کتاب از آثار داستا یوفسکی که خوندم اول جنایت ومکافات رو خوندم که خییلی تاثیر گذار بود واین کتاب نازنین خییلی زیبا، عاشقانه و به نظرمن با ترجمهای روان توصیف شده و خییلی پرکشش و جذاب بود من خودم به شخصه عاشق رمان هستم و یکی رمانهایی دوستش داشتم کتاب نازنین که البتهی کم غم انگیز و ترابری بود توصیه میکنم بخونید ممنون از کتابراه
کل چیزی که از کتاب متوجه شدم این بود که در دنیای واقعی در ان دوران به خصوص، واقعا این چنین زندگیهایی بسیار زیاد وجود داشته و بیشتر ان غم و غصهای که نازنین تحمل میکرد و رنجهایی که میکشید به چشم من امد و اعتراف های اخر امانت فروش به این حس بیشتر دامن میزد نازنین اولین اثری بود که از داستایوفسکی مطالعه کردم. با تشکر از کتابراه
نازنین با اینکه کتاب خیلی بلندی نیست ولی حسابی آدم رو درگیر می کنه. چیزی که برام جالب بود این بود که بیشتر از اتفاقات داستان، روی احساسات و فکرهای شخصیت ها تمرکز داره و باعث میشه آدم به رفتارشون فکر کنه. سبک نوشتن داستایفسکی مثل همیشه عمیقه و بعضی جاها باید با حوصله خوندش، ولی آخرش باعث میشه مدت ها به داستان فکر کنی.
این کتاب به من یاد داد که غرور چطور میتونه بین آدما فاصله بندازه و برام یاد آور شد که چه رابطههای عاشقانهای که فقط به خاطر غرور شکل نگرفتند یا از بین رفتند بدترین دشمن انسان غرور انسانی که همیشه تشنهی محبت و توجه حتی موقع نوشتن این جمله از گفتنش بر زبانم اکراه دارم چون من هم مثل خیلیها غرور در وجودم ریشه دوانده
واقعا کتاب قشنگی بود نکتش این بود درست لحظه ای که فکر میکنی همه چی درست شه اتفاقا بر عکس همه چی رو سرت خراب میشه و اینکه تا فرصت داریم باید قدر همو بدونیم گاهی خیلی زود دیر میشه پیشنهاد میکنم کتابایی که مثل این کم حجم هستن رو یه روزه تموم کنید چون هر چی وقفه بینشون بیوفته از فضای داستان دورتر میشید.
سلام... خیلی خوب کتاب آدم درگیر میکنه... و ذهن مشوش شخص اول داستان توی تند نویسی نوشته کاملا آدم تحت تاثیر قرار میدهد..
پیشنهادم اینه برای خوندن این کتاب یک تایم مداوم بزارید و در طی یکساعت و نیم تمومش کنید.. چون کتابی نیست که روزهای مختلف بهش زمان بدین و رشته ذهن شخص اول از ذهنتون خارج میشه.
با تشکر از کتابراه
پیشنهادم اینه برای خوندن این کتاب یک تایم مداوم بزارید و در طی یکساعت و نیم تمومش کنید.. چون کتابی نیست که روزهای مختلف بهش زمان بدین و رشته ذهن شخص اول از ذهنتون خارج میشه.
با تشکر از کتابراه
این کتاب برای دوران پختگی داستایوفسکی هست. کتاب کم حجم و روانی هست و به خوبی ترجمه هم شده، درباره مردی هست که با دختری ۱۶ ساله ازدواج میکنه و کشمکشهای درونی خودش رو توصیف میکنه... مهمترین چیز سکوت مرده... سکوت او و پیش داوریهای درونیش رابطه شون رو بدتر میکنه البته به نظر من ارتباطی هم نبوده از ابتدا
ما آدمها گاهی از غروره... خودخواهی... عوامل محیطی... شرایط زندگی مون باعث میشه گاهی دیگ نتونیم یا نخواهیم دوست داشتن مون را و احساسات واقعی مون را بیان کنیم.... و اونی که دیگ لایق محبت دیدنه ازش دریغ میکنیم یا زمانی متوجه میشیم لایقه که متاسفانه فایده نداره مصداق نوش دارو بعده مرگ سهراب
کتاب کوتاه و عمیقی بود از داستایوفسکی بزرگ، داستان روایت یک عشق کوتاه و پر از عیب رو روایت می کنه، در واقع دخترک این داستان همان پرنده در قفس هستش که گیر افتاده و راهی برای آزادی پیدا نمیکنه، ملال و افسردگی، خشم و کینه، غرور و خودپسندی و.. صفات بارزی هستن که شخصیت های داستان با اون هم پیمان هستن
کتاب عجیبی بود آثار دیگهای از داستایفسکی خوانده بودم. کلا ادبیات روسیه خیلی باب میل من نیستند چون خیلی طولانی آن و از حوصلهام خارج ولی این داستان کمتر از ۱۰۰ صفحه و مونولوگ غم عجیبی رو در دلم برای دختر داستان آورد. شاید واقعا راوی نیاز به زمان داشت و یا شاید عشق راوی واقعا فرای تحمل دخترک بود
این کتاب کاملا نشون میده که قلم داستایوفسکی چقدر قوی و فوق العاده ست! توی ۹۵ صفحه، شخصیتهایی رو خلق کرد که براتون کامل اما پیچیدن:) ) تموم کردن این کتاب یه غم عجیبی هم داره، انگار یه لایه غم دورتو میگیره که با شخصیتا همدردی کنی، مردی که عاشق ولی زورگو عه و دختری که عاشق پروازه اما بالاشو بستن!
یکی از بهترین کتابهایی بود که خوندم واقعا قلم این نویسندهی بزرگ قابل ستایش هست یک داستان قابل تامل.... واقعا نمیتونم توصیفش کنم داستان دربارهی مردی که زنش خودکشی کرده و مقابل خودش روی میز است.... مرد درحال قانع کردن خودش است که گاه تقصیر این خودکشی را در خودش میبیند..... حتما بخونید......
خصلت نوشتههای داستایوفسکی شکافتن شخصیتها و تشریح داستان به مثابه تشریح جسد مقتولی در اتاق کالبدشکافی است. این ویژگی گران و ژانری که نویسنده برای بیان داستانش برگزیده ترکیبی است که فقط او از برش برمی آید. سبک داستان جدید بود و ممکن است بعضی از خوانندگان با متن ارتباط برقرار نکنند.
به نظرم کتاب بسیار خوبی بود با نشانههای فراوانی از ضعف در برابر جنس مخالف که شاید در این کتاب به عشق تعبیر بشه ولی از نظر من بیشتر بیانگر ضعف هستش همین طور در بخشهایی زن ستیزی
و همینطور نشان دادن بسیار زیبای مسخ انسان در برابر انسان
قلم داستایوفسکی مثل همه کتابهای مشهورش عالی بود
و همینطور نشان دادن بسیار زیبای مسخ انسان در برابر انسان
قلم داستایوفسکی مثل همه کتابهای مشهورش عالی بود
این کتاب رو باید سر مشق خیلی از نقاط زندگیمون قرار بدیم، اجبار و اجبار و اجبارای خدای بزرگ، این داستایوسکی در تمام آثارش ناکامی عشقی و رنج حاصل از آن را طوری بیان میکند که اشک در چشم هر خوانندهای حلقه میزندشور و اشتیاق اولیه جای خود را با عذاب عوض میکندحتما خوانده شود عزیزان
