کتاب استخوان شناسی، نوشتهی علیرضا ملکی مریان، سما کیهانیان و معصومه امیری، اسکلت و تمامی استخوانهای بدن انسان را معرفی کرده و نحوهی تکامل و بافتشناسی آنها را بررسی میکند. این کتاب راهنما، استخوانهای سر و صورت، جناغ سینهای و دندهها، ستون فقرات، کمربند شانهای، لگنی، اندام فوقانی و تحتانی را توضیح میدهد و خواننده را با کارکرد آنها آشنا میسازد.
دربارهی کتاب استخوان شناسی
یکی از علومی که ورزشکاران، مربیان و کارشناسان تربیتبدنی باید درمورد آن اطلاع داشته باشند، علم حرکتشناسی یا کینزیولوژی (Kinesiology) است. این علم، حرکات، عملکرد و کارکرد بدن انسان را از جنبههای مختلف فیزیکی مورد مطالعه قرار میدهد. کینزیولوژی عمیقاً با علوم دیگری همچون آناتومی، فیزیولوژی، عصبشناسی، شیمی و بیوشیمی در ارتباط است. یکی از زیرشاخههای آناتومی که در کینزیولوژی هم اهمیت بسیاری دارد و به عنوان یک مربی و کارشناس ورزشی باید با آن آشنایی کامل داشت، دانش استخوانشناسی (Osteology) نام دارد. استخوانشناسی صرفاً مربوط به پزشکی نیست، بلکه بخشی از دیرینهشناسی و انسانشناسی هم محسوب میشود.
این علم بهطورکلی به مطالعهی اسکلت و انواع استخوانهای بدن و دندانها و نحوهی کارکرد و بیماریهای آنها میپردازد. یک کارشناس تربیتبدنی باید با آناتومی استخوان بدن انسان آشنا باشد تا بداند چطور عملکردشان را به حداکثر برساند، از بروز آسیب به آنها جلوگیری نماید و در صورت صدمه، تلاش کند زودتر ترمیم شوند. یکی از منابع فارسی و کاربردی برای آشنایی با این علم، کتاب استخوان شناسی تألیف علیرضا ملکیمریان، سما کیهانیان و معصومه امیری است که سعی کرده تمام استخوانهای بدن انسان را به تفصیل معرفی کند و کارکردشان را شرح دهد. نویسندگان این کتاب به نحوهی تکامل و بافتشناسی استخوانها هم میپردازند.
اولین بار ارسطو بود که به فیزیک بدن انسان و حیوان پرداخت و کوشید حرکت ماهیچهها را توصیف کند. تلاشهای او برای تفسیر بیومکانیک باعث شد سیستم اسکلتی و عضلانی بدن مورد توجه قرار بگیرد و اهمیت و کارکردش درک شود. به همین خاطر به ارسطو پدر کینزیولوژی گفته میشود. پس از او دانشمندان و هنرمندان دیگری هم بودند که به نحوی، بر علم آناتومی تأثیر گذاشتند و آن را توسعه دادند: مانند ارشمیدس، داوینچی، گالیله و جیووانی بورلی. تا قرن هفدهم میلادی علم آناتومی تا حد قابلتوجهی شناخته شده و اهمیتش درک شده بود. در اواسط این قرن شاخهای از آن منشعب شد که هدفش مطالعهی استخوانهای بدن و درمان بیماریهای استخوانی بود. این علم همراه با پزشکی تکامل پیدا کرد تا به امروز رسید. پیشرفت فناوریهای پزشکی و عکسبرداریهای دقیق از بدن این فرصت را به استخوانشناسی داده تا بتواند بهخوبی تمام اسکلت بدن را بشناسد و بررسی کند.
علیرضا ملکی مریان، سما کیهانیان و معصومه امیری کتاب استخوان شناسی را در نه فصل تدوین کردهاند:
فصل اول کتاب به کلیات میپردازد و نحوهی تکامل دستگاه اسکلتی انسان را توضیح میدهد. در این فصل تقسیمبندی استخوان از نظر نحوهی رشد و از نظر ساختمانی بیان میگردد. کتاب از فصل دوم وارد بحث اصلی میشود و تلاش میکند دستگاه اسکلتی بدن را جزءبهجزء شرح دهد. در مرحلهی اول استخوانهای سر و صورت مورد بحث قرار میگیرند و از جمجمه تا استخوانهای دیگری مثل فک و گونه و بینی توضیح داده خواهند شد.
فصل سوم کتاب استخوانشناسی درمورد استخوانهای جناغ سینهای و دندهها است. در این بخش، استخوانبندی قفسهی سینه و همینطور مشخصات دنده بیان میشود. فصل چهارم کتاب هم به بحث ستون فقرات میپردازد. نویسندگان در فصول بعدی، عملکرد و ساختار استخوان کمربند شانهای، ترقوه، کتف و کمربند لگنی را توضیح میدهند. آناتومیستها استخوانهای دست و پا را در دو گروه اندام فوقانی و تحتانی تقسیمبندی میکنند. کتاب حاضر در فصل مربوط به اندام فوقانی، استخوانهای ساعد، مچ، کف دست و انگشتان را بررسی میکند. سرانجام در بخش مربوط به اندام تحتانی، استخوانهای ران، درشتنی و نازکنی، مچ و کف پا مرور میشوند.
کتاب استخوان شناسی راهنمایی کاملاً کاربردی است و اطلاعات و درک مناسبی از آناتومی اسکلت و استخوانهای بدن ارائه میدهد. این کتاب خواندنی را انتشارات آپریس منتشر کرده است.
کتاب استخوان شناسی برای چه کسانی مناسب است؟
اثر حاضر را میتوان به دانشجویان رشتهی تربیتبدنی و علوم ورزشی توصیه کرد.
در بخشی از کتاب استخوان شناسی میخوانیم
با توجه به ساختمان ماکروسکپی و میکروسکوپی، استخوانها به دو دسته تقسیم میشوند. از نظر ماکروسکپی استخوان به دو دسته متراکم و اسفنجی تقسیم میشود.
استخوان متراکم: این نوع استخوان در کورتکس استخوانهای دراز بهخوبی تکامل یافته و نمایانگر سازگاری بافت استخوانی برای تحمل فشار و کشش است.
استخوان اسفنجی: از شبکههایی از تیغههای استخوانی ساخته شده که بین آنها بافت مغز استخوان وجود دارد.
در بررسی میکروسکوپی، استخوان همانند دیگر بافتهای بدن از سلولهای زنده و ماده بین سلولی یا ماتریکس تشکیل یافته است. چهار نوع سلول در ساختمان استخوان قابل تشخیص است:
- سلولهای اجدادی استخوان (Osteoprogenitor cells): این سلولها که در سطح داخلی ضریع استخوانی یافت میشوند، از مزانشیسم رویانی مشتق گردیده و توانایی تقسیم خود را حفظ نمودهاند؛ این سلولها میتوانند به سایر سلولهای استخوانساز (استئوبلاست) تمایز پیدا کنند.
- استئوبلاستها (Osteoblasts): این سلولها از تمایز سلولهای اجدادی استخوان و یا از سلولهای مزانشسیم به وجود میآیند و بیشتر در قسمتهای سطحی آن دیده میشوند؛ این سلولها قادرند ماتریکس آلی استخوان را بسازند و بلورهای هیدروکسی آپاتیت را روی آن رسوب دهند.
- استئوسیتها (Osteocytes): همانطور که گفتیم، استئوبلاستها ماتریکس استخوانی را در اطراف خود ترشح میکنند، بهطوری که خود در آن محصور میگردند؛ در این حالت به آن استئوسیت و به فضای اطراف هر سلول، لاکونا (Lacunna) . رسوب کلسیم بر ماتریکس همزمان با تشکیل ماده آلی آن شروع میشود.
بله


















