کتابی بینظیر بود طوری که یک لحظه نمیتوانستی از ان چشم برداری و ترجمه ی روان و خوبی داشت تقریبا یه روزه تمامش کردم ژانران تخیلی و معمایی و عاشقانه بود که روند داستان را جالب کرده بود در وصف کتاب همین جمله ی اول کتاب برای ادامه دادن به ان و ترقیب شدن به خواندنش اکتفا میکند (هرگز جسد اولین و تنهاپسری که قلبم را شکست، پیدا نکردن. هیچ وقت هم پیدا نخواهند کرد.) من تنها با همین جمله متوجه شدم کتابی عالی برای خواندن است و ان را شروع کردم و از خواندنش بسیار خوش حالم و جز بهترین کتاب های عمرم شد و این کتاب را به همه پیشنهاد میکنم حتی جلد ان هم طوری طراحی شده که ادم را ترقیب میکند که حتی شده یکباران را بخوانید و از خواندنش حس خوبی داشته باشید امیدوارم همه این کتاب بینظیر را بخوانند و از ان لذت ببرند و در ضمن پایانی خوش دارد پس نگران این موضوع نباشید خیلی قوه تخیل بالایی هم برای درک مطالب نیاز ندارید پس مطمئن باشید کتابی خوب است. و در دوره زمانی نوشته شده که من عاشق ان هستم به خاطرلقب های جالب (دوک وارل ووایکانت ومارکس ) و لباس هایی که در این دوران میپوشدند بینظیر است و تقریبا هر کتابی که برای این زمان نوشته شده باشد را دوست دارم بخوانم به امید اینکه شما هم این زمان و این سبک را دوست داشته باشید امیدوارم موفق باشید و اگر بخواهم توضیحی درباره ی خنجرروی جلدب دهم باید گفت همه چیز با این خنجر شروع شد واسم کتاب هم تغریبا میانه یا اخر داستان متوجه علت نامگذاری ان میشوید (سایه هایی میان ما) و متوجه میشوید که اسم ان بینهایت به داستان میخورد و دقیقا همین است ؛ سایه هایی میان ما. پس امیدوارم شما هم این کتاب را بخوانید و یک تشکر ویژه هم از کتابراه بابت این کتاب بینظیری که در برنامه گذاشته اند واقعا عالیست امیدوارم موفق باشید لطفا کتاب های بیشتری با این ژانر و تخیلی در برنامه قرار داده
یک عاشقانه تخیلی فانتزی البته از نوع مدرنش اگرچه داستان به نظر میاد در دنیای امروز روایت نمیشه و افراد با اسب و کالسکه این طرف و اون طرف میرن یا با شمشیر میجنگند ولی روحیه قهرمان داستان یعنی آلساندرا هیچ قرابتی با رمانهای کلاسیک نداره بلکه دختر خودساخته و مستقلیه که تصمیم میگیره ملکه سایه ها بشه و در این راه از هیچ چیز ابایی نداره حتی از میان برداشتن پادشاه سایه ها!! داستان پادشاه سایه ها و توانایی ها و محدودیتهاش در لمس کردن دیگران بعد تخیلی داستانه که از یه جایی به بعد دیگه عجیب به نظر نمیرسه و برای مخاطب قابل باور میشه. داستان به شکل اول شخص روایت میشه و از زبان آلساندرا. قسمتهایی که از پدر و خواهرش بدگویی میکرد اصلا دلچسب و جالب نبود. اینکه پادشاه و آلساندرا نمونه کامل جذابیت هستند بخشی از ویژگیهای داستانهای پریانه ولی در این کتاب خیلی به شکل آزادهنده و گل درشت توصیف نشدن البته اگر بخش مربوط به مهمانی معارفه رو در نظر نگیریم. در کل برای سرگرمی و اوقات فراغت بد نیست.
یکی از قشنگترین رمانهایی بود که خوندم البته شاید هرکسی از این سبک تخیلی خوشش نیاد ولی واقعا به نظر من قشنگ بود و ترجمه روانی هم داشت که باعث میشد بهتر داستان رو درک کرد و در اون غرق شد؛ یکی از معدود داستانهایی بود که هیجانت رو کنترل میکرد و با داستان همگام میشدی و کنجکاوت میکرد با هر پاراگراف برای قسمت بعدی؛ این قسمت واقعا باعث شد همزادپنداری کنم با شخصیت اصلی (آلساندرا): ناگهان دیگر احساس نمیکنم به شالی که دور شانه هایم پیچیدهام احتیاجی داشته باشم؛ گرم و خیلی خوشحالم، در گذشته شخص دیگری بود که چنین احساسی در من ایجاد کرده بود، کسی که کاری کرده بود احساس کامل بودن، دیده شدن و مورد توجه واقع شدن داشته باشم...
من از دید خودم که نسبتا کتاب های فانتزی کم خوندم بهتون میگم به نظرم کتاب خیلی خوب بود به دلیل اینکه من معمولا نمیتونم کتاب های فانتزی رو به دلیل اضافه گویی هاشون تا انتها ادامه بدم ولی این کتاب برخلاف اون ها بسیار صریح و زیبا همه ی وقایع رو به تصویر می کشید از نظر هیجانات، کتاب خوبی بود من یک جنایی خوان هستم و به همین دلیل از میانه کتاب حدس زده بودم چه کسی پست همه چیز هست اما این کتاب باز هم به زیبایی معما و عشق و سلطنت رو با هم آمیخته بود در صورتی که میخواید برای اولین بار کتاب فانتزی بخونید به نظرم از این کتاب شروع کنید به شدت کتاب جذابی براتون میشه من بعد یه مدت که نمیتونستم کتاب هارو تموم کنم با این کتاب به کتابخوانی برگشتم
کتاب عالی بود. حتی با اولین جمله ش به راحتی خواننده را محسور خود میکند. توصیفات و جزئیاتش به راحتی قابل درک و تجسم است. حتی میتوان با شخصیت اصلی ارتباط گرفت، افکار و شرایطشان را درک کرد. اما به شخصه، قسمتهای پایانی کتاب را دوست نداشتم؛ شخصیت اصلی، شخصیتی قوی داشت که باوجود اینکه متحدین زیاذی نداشت و حتی خانوادهاش از او حمایت نمیکردند، همچنان به زیبایی به عقایدش پایبند ماند. طوری که شخصیت اصلی جدا از نظرات دیگران، به کارهای خود ادامه میداد و حتی با وجود طرز فکر اشتباه دیگران و ملامت هایشان، اما بازهم به دنبال تغییر بود، جذابیت کتاب را چند برابر میکرد.
ابتدا و انتهای داستان یعنی نحوهی نزیک شدن به پادشاه و اتنهای داستان ک پادشاه متوجه دلیل نزدیک شدن دختر بهش شد کاملا کلیشهای بود اما بقیهی داستان کاملا هوشمندانه نوشته شده بود و با معماهای کوچیک بزرگ ترغیبت میکرد ادامهی داستان رو بخونی در کلیت کتاب خوبی بود و اگه برای قسمت کلیشه ایش نویسنده جایگزین بهتری انتخاب میکرد عالی تر میشد و ترجمه هم کاملا روان و عالی بود؛ امیدوارم شما هم از خوندن این کتاب لذت ببرید من که توی دو روز تمومش کردم
به معنای واقعی جذاب بود
قلم کتاب به شیوهای بود که میتونست استرس و شادی و ترس رو در مواقع لازم کاملا بهت القا کنه در یک سوم پایانی کتاب وقتی که فکر میکنی دیگه چیزی نیست که غافلگیر بشی و همه چیز حل شده و قراره یک خط داستانی صاف رو دنبال کنی، تنشهای شدید از راه میرسن و دائم به شما شوک وارد میکنن
در آخر فقط میتونم بگم خوندنش توصیه میشه
سلام و عرض ادب با خوندن نظرات کاربران کتابراه کتاب رو خریدم اما الان دارم فکر میکنم دوستانی که اومدن گفتن این کتاب عالیه میخواستن انتقام پولی که بابت این کتاب رو پرداخت مردن از بقیه بگیرن اخه این چیه هربار کتاب رو میخوام بخونم نهایت میتونم ده صفحه بخونم الان اواسطش هستم امیدوارم حد اقل اخرش بد نباشه 🤦🏼♀️
کتاب قشنگی بود در مورد یه دختری بود که دوست پسرش و که میخواست ترکش کنه به قتل رسوند و یجای عمیق دفنش کرد بعد از اینکه خواهرش ازدواج کرد تصمیم گرفت پادشاه سایهها رو به طرف خودش برسونه و وقتی ازدواج کرد اونو به قتل برسونه ملکه بشع ولی هیچی اونجوری که فکرشو میکرد پیش نرفت و....
یه کتاب عاشقانه و فانتزی. خیلی شیرین و دوست داشتنی بود در عین حال اموزنده اینکه عشق سخترین قلب هارو هم تسخیر میکنه و زمانی که فکرشو نمیکنی تجربش میکنی. داستانش پستی بلندیهای زیادی داشت جایی که فکر میکردی دیگه تمومه و به جای شیرینش رسیدی کلا داستان عوض میشد
بااحترام نظر بنده این هست: من در اعماق حسادت، خیانت و عطش قدرت بینهایتی که شخصیت اصلی داشت، چیزی جز حقارت نفس ندیدم و بهنظرم بهعنوان یک شخصیت اصلی -برخلاف چیزی که تبلیغ میشه در سطح پایینی از اخلاقیات، شعور و ذکاوت قرار داشت.
زیباترین رمان عاشقانه ای بود که خوندم بشدت پر احساس، کنجکاو کننده بود و هر لحظه باعث میشد که کنترل هیجاناتمو از دست بدم تو یک روز تمومش کردم ولی انگار نه انگار که چندین ساعت طولانی گذشته، کاش میتونستم حافظمو پاک کنم و از اول بخونمش
موضوع کتاب جالب بود، بسیار قسمتهاش حذف شده بود، بعضی قسمتها هم نیاز به جملات بیشتری داشت تا حق مطلب را ادا کنه. اسم گویندگان هم نوشته نشده، چند تا جمله در پرانتز پشت هم هست باید فکر کرد کدام جمله مخصوص کدام شخصیت داستان هست.
خیلی فانتزی بود. کلیت داستان هم که کلیشه ای بوداشنایی و قصد دختر داستان و ادمه ارتباطشون و در اخر عاشق شدن قابل پیش بینیشون ولی نکته مثبت داستان ایده جدید سایه ها بود که در نوع خودش جالب و مبتکرانه بود
بی نظیر بود واقعا حتی یک لحظه هم نمیشد کنار گذاشتش. پایان قشنگی داشت و جوری بود که آدم با شخصیت هاش زندگی می کرد. یکی از زیباترین کتاب هایی بود که خوندم و ارزش چندین بار خوندن رو قطعا داره
کتاب خیلی خیلی قشنگ و عاشقانهای بود و این قدر قشنگ بود که از پایان ناگهانیش که دلم کمی بیشتر میخواست ادامه پیدا میکرد ناراحتم کرد ولی به شدت رمان قشنگی بود و ارزش چند بار خواندن را دارد
کتاب واقعا جالبی بود
مخصوصا شخصیت اصلیش که برخلاف اکثر کتابها شخصیت بیش از حد خوب یا قهرمانی الکی نداشت.
اگه از کتابای فانتزی خوشتون میاد بنظرم به یدور خوندنش میارزه از دستش ندید.
واقعا کتاب قشنگی بود
اصلا حوصله سر بر نبود یه جاهایی از کتاب همراه با شخصیتها هیجانت بالا میره ولی خب نسبت به نسخه اصلی یه جاهاییش سانسوره در هر صورت پیشنهاد میشه
برای کسایی که ژانر دارک و رومنس دوست دارن خیلی پیشنهادیه
یه جاهایی وقتی میخونی قشنگ میتونی تصور کنی اون لباس و مکانو یعنی میخوام بگم قدرت توصیف بالاست
داستان جالب بود و غیر قابل پیشبینی بود داستان روند خوبی داشت و کشش برای ادامه دادنمنتهی یه مقدار جزئیات بیش از حد و حوصله سربر برای موارد بی اهمیت داشت