نویسنده با مهارتی باورنکردنی، خیلی زیبا و خلاقانه، موضوع فلسفهی زندگی را از دل یک ماجرای عاشقانه مطرح میکند و خواننده را با یک سوال اساسی در این باره مواجه کرده و او را به فکر وامیدارد. من به شخصه کتابهایی که ما را با مفهوم خاصی آشنا میکند و ذهن را درگیر میسازد، خیلی دوست دارم. فضاسازیهای داستان هم عالی بود و همهی مکانها، لباسها و... خیلی خوشرنگ و لعاب در ذهن تداعی میشد. اگرچه من دیدگاه مخالف و پاسخی متفاوت با آنچه در کتاب بیان میشود، دارم.. اما خواندن این کتاب را به همه توصیه میکنم.
عالی این کتاب جرقههای عشق بیشتر را در من زنده کرد و اینکه ما در نقش پدر داستان در زندگی هستیم و خدای مهربان ورونیکاست چون ما به گمانم آن عاشق خدا و در جستجوی تونستیم در حالی که خدا از ابتدا ما را به خود خوانده و در همه جا شگفت انگیز نشانههای هدایت به خود را قرار داده برای این کتاب عالی از نویسنده توانمند مترجم توانا و کتابراه برای امکان مطالعهاش بینهایت سپاسگزارم
این کتاب بسیار لذت بخش تاثیرگذار بود بخش های فلسفی جالب بود بخش های عاشقانەش شیرین و ملس بود مثل مزەی پرتقال.. بعضی وقتا حس میکنم عشق رنگش نارنجی عطروبوش، بوی پرتغالە دختر پرتقالی کتابی است که با داستانی ساده و شاعرانه، ما رو به یاد می آورە که زندگی کوتاه است و باید عشق و لحظه های ناب را جدی گرفت.
بسیار لذتبخش و تاثیرگذار و گاهی غم انگیز بود. روان و روح انسان رو به چالش بزرگی درباره زندگی پس از مرگ، اندوه جدایی، حسرتهایی که ممکنه با خودمون به دنیای دیگه ببریم و دلبستگیهایی که در این دنیا رها میکنیم، میکشوند. خوندنش باعث میشه جهان و مرگ رو از دریچه تازهای نگاه کنید.
در این داستان نویسنده در قالب یک رمان عاشقانه سوالهایی از پسرش میپرسد در مورد زندگی در این دنیا، سوالات آدم را به فکر فرو میبرد و تشویق میشویم که ما هم به دنبال پاسخ باشیم