برای خوانندگان داستانهایی معمایی و جنایی انتخاب خوبیه. شروع کتاب پرقدرت و جذاب بود و هر چه جلوتر میرفت کشش بیشتری پیدا میکرد. در عین حال بعضی مسائل اغراق شده بود. مثل مشکلات ایتان با والدینش یا شرارت بیش از اندازه دوستش بروک باتر. یه داستان جنایی باید به واسطه اتفاقاتش جذاب بشه و نه با با گمراه کردن عمدی مخاطب. سرنوشت بروک باتر اصلا مشخص نشد، و یا در ابتدای داستان روایت نویسنده به گونهای بود که خواننده متوجه نشه این خانه روستایی، قبلا خانه وایلی بوده. یا اغراق نویسنده در مورد اینکه پسربچه داخل حیاط و مادرش، چه جور به اونجا رسیدن این رو القا میکرد که شاید بخشی از داستان فقط در خیال میگذره. یکی دو جا هم نویسنده در ترتیب روایت اتفاقات، اشتباه کرده بود. سواد بالای خواندن یه دختر بچه زیر ۶ سال و اطلاعات عمومیش در مورد طبیعت، با این روایت که انگار میوه انگور رو ندیده و نچشیده بود چه سنخیتی داشت؟
پایان داستان و درگیری وایلی و قاتل هم زیادی کشدار شده بود. اما در کل، ارزش یک بار خواندن رو به خاطر هیجانش داشت
تا نیمه های کتاب داستان فوق العاده بود و کشش زیادی داشت اما ناگهان انگار نویسنده فقط تصمیم گرفته بود سرهم بندی کنه! داستان ها کاملا غیرمنطقی و بی ربط به هم وصله پینه شده بودند! ///خطر اسپویل: هیچ دلیلی وجود نداشت که چرا قاتل جوسی رو میخواست؟ بعد یهو تصمیم گرفت بکی رو ببره؟!!! همینجوری یه دختر بچه میخواسته انگار!!! یهو خیلی بی ربط در چند صفحه همه چیز معلوم شد که بچه، مادرش، و وایلی کی هستن. و بکی کلا در تمام مدتی که وایلی چندین بار تکرار میکنه جکسون گناهکاره هیچی نمیگه اونوقت یهو میگه نه اون نیست و فلانیه!!! واقعا این قسمت به صورت فوق العاده غیرحرفه ای تلاش کرده بود غافلگیر کنه خواننده رو. کشمش آخر چقدر بیخود کش پیدا کرده بود و چقدرر اغراق شده بود!! انگار یه دیو سه سر در مقابل سه تا بره کوچولو داشت میجنگید!! کلا انگار نصف کتاب رو یک نویسنده فوق العاده نوشته بود بعد نصف دیگه رو یک نویسنده کاملا غیرحرفه ای!!! مشکلات ترجمه هم که به وفور در کتاب (دقیقا از نیمه به بعد) وجود داشت.
یک کتاب جنایی، هیجانی و ترسناک که جذابیت و کششی که داشت باعث شد دو روزه تمومش کنم. نمیدونم چرا بعضی افراد گفته بودن ترسناک نیست. کمتر اتفاقی مانند اونچه که به سه دختربچه داخل داستان گذشته بود غم انگیز و در عین حال ترسناکه. فضاسازی وهم آلود، تاریک و پر از خون و خشونت داستان هم به آدم حس ترس و هیجان میده. از بعد معمایی بخوام نگاه کنم بخش اعظم ماجرا رو تونستم حدس بزنم ولی بازم در نهایت نویسنده موفق شد غافلگیرم کنه. وقایع داستان در نظر من تا حد خوبی واقع گرایانه بودن هرچند یکی دو تا ایراد منطقی میتونم ازش بگیرم. بخشی که بر من اثر قابل توجهی گذاشت این بود که هیولاهای انسان نمایی ممکنه به راحتی در اطراف ما زندگی کنن و ما کاملا ازشون غافل باشیم. بخشی از بیعدالتی جهان دقیقا همین شکلیه. در کل تعادل خوبی بین تاثیرگذاری و سرگرم کنندگی کتاب برقرار بود و احتمالا کتاب "تکه های گم شده" رو هم بخونم.
تازه کتاب رو تموم کردم بنظرم واقعا کشش داستانی خوبی داشت. داستان از سه دید مختلف هست که در انتها به صورت جالبی به هم وصل میشن. بنظر ارزش وقت گذاشتن رو داره چون منو خیلی جذب کرد تا تمومش کنم. خیلی مهمه که از خط اول کتاب با دقت خونده بشه چون تقریبا مهمترین اتفاق داستان همون ابتدا رخ میده و لازمه جزییات بخاطر سپرده بشه.
خطر اسپویل: داستان بخشهای مبهم و غیر منطقی داشت از جمله اینکه اصلا دلیل قتل خانواده دویل منطقی به نظر نمیرسید، اینکه صرفا یکی بیاد و ۳ نفر از اعضا خانوده یه دختر رو بکشه تا اونو به دست بیاره خیلی غیرمنطقیه، حتی دزدیده شدن بکی هم خیلی عجیب بود، چطوری نه جیغی نه صدایی و تکلیف اون پارچه خونی که میگفتن مال بکیه که توی خونه جکسون هنلی پیدا شد چیشد، حتی اشاره نشد به جکسون که گفت به یه دختر زخمی کمک کرده، در حالی که بکی اصلا زخمی نبود و همون اول رندی با خودش برده بودش و حتی وایلی هم که زخمی بود تمام مدت داخل مزرعه پنهان شده بود. و کلا از جکسون که اونجوری زخمیش کرده بود هم درست حرفی نزد که اون چه حالی شد اخر بعد از اون هم اینکه اصلا اشارهای نکرد که وایلی بعد از اینکه همچین فاجعهای برای زندگیش اتفاق افتاد چطوری به زندگی برگشت و ازدواج کرد یا اینکه چطوری قاتل ۳ نفر از از اعضا خانوادش و رباینده دوست صمیمیش رو همون اول نکشت و بهش گفت دو ساعت دیگ پلیس میاد سراغت!؟ چطوری منطقیه واقعا! از بروک کاتر هم دیگ چیزی گفته نشد در حالی که توی سیر داستان انگار چیزی میدونست و با باباش همدست بود ولی با تصادفش دیگ از داستان حذف شد. در کل اینکه بکی چطوری رانندگی بلد بود یا اینکه جوسی چطوری کار با اسلحه رو یادگرفته بود هم جای سواله.
داستان حمله و سوءقصد به اعضای یک خانواده و گم شدن دختری که مهمان اون خانواده بوده به همراه پسر خانواده موضوع این کتابه. در ابتدا بگم که انگیزه قاتل برای من مبهم موند با اینکه نویسنده سعی کرده بود عمل قاتل رو توجیه کنه اما چندان قانع کننده نبود. کتاب در سه بخش کلی روایت میشه زمان حال که داستان زن نویسندهای به نام وایلیه. زمان گذشته یعنی آگوست ۲۰۰۰ که داستان قتلها اتفاق افتاده و بخشی که مربوط به یک مادر و دختر عجیبه و زمانش تا نیمه داستان مشخص نیست. از یه جایی به بعد هویت مهمانان وایلی قابل حدسه هر چند بعد از افشای هویتشون نویسنده از غافلگیر کردن مخاطب دست برنداشته و ادامه داره. ترجمه خوب بود و اگر چه کتاب میتونست از نظر روانشناسی و آموزشی پربارتر باشه ولی با تمام نواقصش به جنایی خونها توصیه میشه.
رمان مهمان نیمه شب داستانی بسیار زیبا جذاب و خواندنی است. نویسنده بیانی بسیار شیوا و قوی و محسور کننده دارد. اینکه رمان در سه زمان متفاوت بیان میشود بر جذابیت داستان میافزاید. این گونه داستان سرایی نشان دهندهی استعداد پرشور و قدرت تخیل بسیار والای نویسنده است. داستان دو دوست صمیمی که در ورطهای از زمان درست همان موقعی که میخواهند شکوفه زنند و شاد و رها زندگی کنند دستخوش بازی دهشتناک روزگار میشوند و تماما مسیر زندگیشان تغییر میکند هرکدام به گونهای یکی آزاد به ظاهر ودر باطن دربند دیگری در بند و مورد تجاوز اهریمن. خواندن این داستان را به کسانی که به رمانهای جنایی علاقه دارند توصیه میکنم. البته قسمتی از داستان دوراز واقعیت است اما این از جذابیت قلم سلیس و قوی نویسنده کم نمیکند. ممنون از کتابراه.
خطر اسپویل :
داستانی جنایی معمایی ترسناک حرفه ای مدتهای زیادی بود همچنین داستان مهیجی نخونده بودم.داستان در چند لوکیشن مختلف وچند کارکتر مختلف شروع میشه ونویسنده هر بار کمی از یه کارکتر داستان مینویسه که البته اینقدر ریتم داستان تند وهیجانش زیاد وسوژه جالب که دلتون نمیاد حتی یه کلمه رو از دست بدید.زندگی جوسی و بکی دو دختر دوازده ساله که دوستان صمیمی هستند در یه شب با مخوف ترین حالت ممکن بهم میریزه واز هم جدا میشن وسرنوشت بکی مبهم میمونه وهیچکس نمیتونه خبری ازش بگیره وبقیه داستان حوا وحوش جریانات مخوف اون شب میگذره البته با کلی تزریق دلهره وترس.خط به خط داستان شما روهیجان زده میکنه و امکان نداره تا اخرین صفحات که خود داستان موضوع رو باز میکنه ،چیزی رو حدس بزنید
این کتاب جزو ان دسته که وقتی در سراشیبیاش بیافتی دیگر نمیتونی زمین بذاریش چند فصل به دلیل اینکه سه داستان متفاوته باعث گیجی و خستگی میشه ولی بعدش که این ها کم کم به هم وصل میشوند داستان خیلی جذاب میشه کتاب خیلی قشنگی بود البته برای کسانی که روحیه حساس دارند توصیه نمیشه چون قسمتی که مربوط به گذشتهی مادر و دختر بود واقعا اذیتکننده و دردآور بود و نویسنده خیلی خوب درد و رنج مادر رو به تصویر کشیده بود البته یک سری جاها هم پیاز داغ زیاد شده بود ولی با این حال کتاب خیلی قشنگیه.
کتابی عالی و پر تعلیقی بود. لذت بردم، اواسط داستان آدرنالین خون رو بشدت بالا میبرد، تصور کردنش سخت بود چون هر لحظه به محیط چیزهای بیشتری اضافه میشد، بنظرم نویسنده میتونست داستان رو بیشتر کش بده و یکی از اشکالاتش بنظرم این بود که اختلاف قابل توجهی تو ریتم و پیشروی داستان بود و جا داشت که جواب نهایی رو پرکشش تر میکرد و در کل هنوز ذهنم درگیرشه و با یک پایان شوکه کننده غافلگیر شدم. ممنون از کتابراه که بستری عالی برای ما عاشقان کتاب فراهم کرده.
3 تا داستان که یکی از گذشته روایت میشه داستان دو دوست بنامهای جوسی و بکی که با به قتل رسیدن والدین جوسی و ناپدید شدن دوست و بردارش شروع میشه، دومی نویسنده داستانهای جنایی که گریزان از رفتارهای پسر ناسازگار نوجوانش به جایی سرد برفی و خلوت رفته، و داستان سوم که مادری با دخترش هست و فضای آن شبیه داستان اتاق هست، در کل هر 3 داستان بهم کلید میخوره و جذابیت کتاب بیشتر میشه، خیلی از خوندن این کتاب لذت بردم عالیه
همین الان تمومش کردم! به شدت هیجانی و معمایی بود و تا لحظهی آخر نمیتونید حدس بزنید و غافلگیر میشید! لذت زیادی بردم! اگر خواستید کتاب رو بخونید سعی کنید اسامی رو به یاد داشته باشید و شخصیتها رو به خاطر داشته باشید! چون شخصیتها زیادن ممکنه کمی گیج بشید! با دقت بخونید و خودتون رو به یه هیجان دست نخورده و شوکه کننده مهمان کنید
کتاب واقعا جذاب شروع شد و پیش رفت، یه مقدار اوایلش گیج کننده به نظر میومد اما هرچی جلوتر میرفت پرکشش تر و مهیج تر بود و یه نقطهای از کتاب یکهو ربط همه چیز به هم مثل یه جرقه تو ذهن خواننده روشن میشه جز شناختن قاتل که تا انتهای داستان نمیشه حدس زد ولی وقتی آخر کتاب رسید انگار دلم میخواست یه ماجرای پیچیده تر یا علتهای بیشتری برای همه این جنایات باشه ولی در کل خیلی خوب بود.
میشه گفت در این ژانر کتاب خوبی بود اما نمیشه گفت بی نقص و عالی! چون چند جای داستان ضد و نقیض بود، اینکه دختر ۵ ساله سواد خواندن داشت و اینکه مشخص نشد چرا قاتل خیلی ناگهانی کل اعضای یک خانواده رو ب قتل رسوند و این همه جنایت کرد و یا سرنوشت جکسون چیشد و … در کل نویسنده بر جزییات توجه زیادی نداشت! اما روی هم رفته برای یکبار خوندن خوب بود.
من کتابخون نیستم که بخوام نظر کارشناسی و نقادانه در مورد این کتاب بدم. اما میتونم بگم اولین کتابی بود که تا صفحه اخرش خوندم. اولش کمی ادم رو گیج و سردرگم میکنه، چون داره در سه زمان و مکان مختلف داستان رو میگه اما کم کم اینقد محو خوندش میشی که دلت نمیخواد خوندنش رو بیخیال بشی. نگارشش خوب بود و به جز یکی دو مورد غلط املایی نداشت
شروع داستان خیلی خوب بود و هر چه جلوتر میرفت بهتر میشد قدرت نویسنده برای درک مطالب و اتفاقاتی که شرح نیداد درک کرد، داستان جالبی داشت هرچند از اواسط داستان تا حدودی موضوع و روند مشخص میشه ولی کتاب تا لحظه آخر تو رو با خودش همراه نگه میداره و اجازه میده شگفت زده بشی. به نظر من ارزش خوندن و وقت گذاشتن داره. ممنون
کتاب از سه بخش مختلف داستان رو روایت میکنه و کاملا خواننده رو مجذوب خودش میکنه. واقعا تا اواخر داستان نمیشه حدس زد چه کسی پشت تمام ماجراها بوده. فقط بخاطر شباهت بخشی از کتاب با داستان اتاق یکم برای من تکراری بود. در کل شیوه بیانش و توصیفات اونقدر خوب و کامله که دوس دارین به خوندن ادامه بدین.
با تشکر از نویسنده عزیز و کتابراه … کتاب جنایی ترسناکی بود واقعا دوست داشتم سریع تر بخونم که ببینم چی میشه، و واقعا غافلگیر شدم! پیشنها میکنم بخونید… فقط اسامی زیاد هستند که هر چی میگذره برات روشن میشه که فک نکنم ضعف کتاب باشه چون همه چی به هم ربط پیدا میکنن.
کتاب جالب و هیجان انگیزی بود ولی چند تا ابهام برای من وجود داشت اینکه پلیس با بوراک کاتر تصادف کرد و به خیلی چیزها پی برد بعدش چی شد رهاش کرد و یا اینکه فهمید تماس از خونهی کاتر بود بعد ولش کرد و در کل بنظرم از وسط داستان همه چیز مشخصه و یه قسمتهایی منو یاد رمان اتاق مینداخت
در ابتدا از خرید کتاب منصرف شدم اما خیلی زود متوجه شدم عجولانه قضاوت کردم.. کتابی بی نظیر بود... که با کمال میل به دیگران توصیه میکنم... بسیار دقیق و زیبا به جزییات بها میداد حسرتهایی که همه تجربه کردیم سردرگمیها شکستها و پیروزهایی که داشتیم و شاید دست کم گرفتیمش..
سلام. کتاب خیلی خوبی بود. برای کسانی که عاشق کتابهای جنائی هستند، پیشنهاد خوبی است، البته خودم بخاطراینکه شخصیتهای داستان، خیلی زیاد بودند، چندبار به صفحات اول هرسرفصل برمی گشتم ولی درادامه، شخصیتها وروند داستان رابه ذهن سپردم وازخواندنش لذت بردم.
اولش شاید کتاب گیج کننده باشه به خاطر روایت داستان از سه نفر مختلف ولی هرچی که پیش میرید شما رو بیشتر جذب میکنه و همه نقاط مبهم کم کم به هم وصل میشه و داستان شکل میگیره
برای دوستانی که کتاب معمایی و جنایی دوست دارن پیشنهاد میشه
کلا من آثار جنایی که در برف و یخ اتفاق می افتند رو خیلی دوست دارم. نقد من فقط اینه که بعنوان فضاسازی زیبایی که برای کتاب وجود داشت نویسنده میتونست خیلی کشمکش بیشتری تو داستان بندازه. سرکرمی برای یبار خوندن
اوایل ممکنه از اسمها و شخصیتها گیج بشین مدام دنبال ربطشون به هم بگردین ولى لحظه اى که ربطشون به هم مشخص میشه واقعا هیجان انگیز بود. داستان هیجان کافى رو داشت شخصیتها عالى کنار هم چیده شده بودن پایانشم عالى بود
سلام کتاب با حالی بود یک رمان جذاب جذبم کرد البته از اواسط کتاب دیگه داستان لو میره ولی خب این که کار کی بوده باید تا آخر منتظر بمانید که این بنظرم یه نقطه قوته ترجمش هم خوب بود به نسبت
یک تریلر جنایی بسیار جذاب که اولش تو زمان حال داستان میگذره و بعد وارد زمان گذشته میشیم که ببینیم چیشد که اینجوری شد. داستان دو تا راوی داره که بعداً ربطشون رو با خواندن ادامهی داستان میفهمید
کتاب خیلی عالی ای بود مخصوصا که شرایط بکی و فرزندش من رو یاد کتاب و فیلم بی نظیر اتاق انداخت که در نوع خودش بی نظیر و بی سابقه بود . خیلی ممنون از تیم بی نظیر کتابراه و این انتخاب عالی🙏
کتاب خوبی بود سه داستان متفاوت جالب بود و به خوبی بهم مرتبط شد فقط اینکه اینهمه سال طول کشیده بود و بعد موقع فرار دوتا دوست بعد از سالیان بهم برخورد کردن یکم غیرواقعی بود دلیل قتلا هم عجیب بود
کتاب از هر نظر عالی بود واقعا مدتها بود که همچین کتابه جنایی خوبی نخونده بودم، نویسنده خیلی قشنگ ذهن خواننده رو نسبت به احتمالات تغییر میداد و خود این جذابیت کار رو خیلی افزایش میداد
کتاب خیلی خیلی قشنگی بو بدون اینکه زمین بذارم گوشی رو بی وقفه خوندمش تا تموم شد . انگیزه قاتل برام عجیب بود و بشدت گیرا بود و غافلگیری داشت. کمی اغراق آمیز بود ولی قشنگ بود دوست داشتم
شبیه کتاب اتاق بود و خیلی ابهامات برطرف نشد. فقط جزئیات در رویارویی جوسی ورندی در اخر کتاب بود. بقیه کتاب داستان کلی داشت. اصلا چطور رندی قتلها روانجامداد؟ چطور وارد خونه شده؟ و….
کتاب بدی نبود اما از روشهای تکراری داستانهای رمز آلود برای غافلگیر کردن خواننده استفاده کرده بود و اینکه بعضی رفتارهای شخصیتها مخصوصا در پارتهای آخر داستان خیلی غیر منطقی شده بود.
چرا پلیس وقتی میدونست خانواده کاتر با خانواده دختره جوسی مشکل داشته و تلفنی مبنی بر اینکه بکی پیش ایتان و اقامتگاه خونه کاتر گرفته شده بود راجع بهشون اصلا تحقیقات و جستجویی نکرد این برام سوال شد در کل کتاب بد نبود
کتاب فوقالعادهای بود موضوع جالبی داشت واینکه به زیبایی چند نفر وداستان گذشته وحال آنهارا خیلی عالی تونسته به قلم روان بنویسه خیلی جذاب و داستان هیجان انگیزی داشت
خوب بود
فقط فصلهای آخرش دیگه خیلی خشن بود
شخصیت جوسی رو دوست داشتم
چقدر برای سرنوشت بکی آلن ناراحت شدم.....
هیچ وقت از روی ظاهر آدمها نمیشه به باطن اونها پی برد....
داستان معمایی جالبی بود، در قسمت مربوط به بروک که چرا دروغ گفت، جوابی داده نشد، داستان کشش داشت و ترجمه هم خوب بود، با خواندن آن ازیک داستان گیرا و غافلگیرکننده لذت خواهید برد.
وااای این کتاب عالیه خیلی دلم میخواست تمام وقت روز و شبم با این کتاب بگذره کاش بیشتر از ۵ستاره میشد امتیاز بدی. نگارش ترجمه موضوع همه چی رو در حد اعلا داره بسیار عالی.
وقتی اول کتاب رو میخونی کاملا گیج میشی ولی هرچی میریجلوتر میفهمی داستان خیلی جذابه و هر سه داستان به هم مرتبط هستن واقعا از بهترین کتابای بود که خوندم
سلام. موضوع کتاب، سیر داستان، نوشتار و ترجمه خیلی خوب بود. به معنای واقعی یک کتاب جنایی کامل بود. لذت بردم. فقط سرنوشت بعضی از شخصیتهای کتاب مشخص نشد.
اوایل برام خسته کننده بود ولی بعدش جذاب شد و بعضی از جاها رو میشد حدس زد که چه چی کجا بوده و... البته به جز فرد قاتل که بایستی برای فهمیدنش همراه کتاب باشی
پایان داستان و درگیری وایلی و قاتل هم زیادی کشدار شده بود. اما در کل، ارزش یک بار خواندن رو به خاطر هیجانش داشت