نقد کتاب یک کتاب سر حال و مفهومی همیشه کتاب های فریدا مک فادن برام کشش خاصی دارن و همیشه توی کمتر از یه روز تموم میشن. شخصیت اصلی کتاب همون میلی شخصیت کتاب خدمتکار همین نویسنده است. بیشتر از اینکه کتاب دنباله خدمتکار باشه مثل اینه که میلی تبدیل به یه شخصیت انتقام جو توی کتاب های فریدا مک فادن شده و پرونده های مرتبط با آزار و اذیت زن هارو حل میکنه. عملا حدس زدن اتفاقات توی کتاب های فریدا مک فادن برام غیرممکنه بخاطر همین خوندن کتاباش برام لذت بخشن و از نظرم مطالب اضافی و حاشیه ای توی کتاباش وجود ندارن. قسمت ناراحت کننده کتاب برام این بود که حتی وقتی میلی مورد آزار و اذیت قرار گرفت در ابتدا پلیس ازش طرفداری میکرد ولی بعد از اینکه فهمیدن سابقه داره پلیس ازش حمایت نکرد و حتی اون رو مجرم ماجرا شناخت. که البته توی جامعه الان همه این مسائل انقدر رایج هستن که عادی به نظر میان
"زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست" اثری است از نویسنده معروف ارنست همینگوی که به عنوان یکی از آثار برجسته ادبیات آمریکا شناخته میشود. این داستان، که محوریت آن روی عشق، جنگ و تحمل در برابر دشواریهای زندگی است، در محیطی از جنگ جهانی اول روایت میشود. ارنست همینگوی با نثری شفاف و چشماندازی واقعگرایانه، تجربیات و احساسات شخصیتهای داستان را به تصویر میکشد. این اثر، با ترکیب دقیق احساسات انسانی و پسزمینه تاریخی، توانسته است جایگاهی ویژه در ادبیات جهانی پیدا کند. اگر به داستانهایی با عمق انسانی و زمینههای تاریخی علاقهمندید، "زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست" برای شما میتواند یک انتخاب عالی باشد. حتما برای این کتاب وقت بگذارید
کتاب (زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست) اثری است از نویسنده معروف [ارنست همینگوی] که یکی از آثار برجسته آمریکاست. این داستان که عشق و جنگ را به تصویر میکشد روایت شده از جنگ جهانی اول است که در دهه ۱۹۲۰ میلادی اتفاق افتاده است و تغییر و تحول را در زندگی انسانها بازگو میکند نویسنده با شفاف سازی تجربیات و احساسات شخصیتها را به نمایش در میآورد. این داستان با پس زمینه تاریخی آثاری که از جنگ باقی مانده است را نشان میدهد که توانسته در ادبیات جهانی جایگاه ویژهای پیدا کند. در آخر میتوانم بگویم که داستان محتوای خوبی داشت و من از کتابراه بابت انتخاب کتابهای الکترونیکی که خوب هستند تشکر میکنم. 🌹🌹🌹
به خوبی حس و حال فرانسه در دوره کلاسیک در این کتاب به تصویر کشیده شده و از دیدگاه فردی که کمتر به خود شخصیت اصلی پرداخته شده بیان میشه و تونسته فضا سازی خوبی رو به نمایش بزاره همچنین این دیدگاه رو به اشتراک میگذاره که شخصیت اصلی با وجود علم به وجود اینکه انتخابی اشتباه است ولی باز به سمت اون قدم برمیداره ولی از طرفی داستان کمی حس و حال غمگین داشت و میشد از شخصیت اصلی این رو دریافت کرد که انگار وی افسردس و مشکلاتی پیش روش قرار داره.
قصه در دههٔ ۱۹۲۰ میلادی اتفاق میافتد. دورهای که روابط فرهنگی و اجتماعی در اروپا دستخوش تغییر و تحول اساسی شده و شیوهٔ زندگی جدیدی در حال شکل گیری است. همینگوی با هنرمندی خاص خود اندوه و سرگشتگی پنهان در لایه زیرین این تحولات عصر طلایی را نشان میدهد.
دوستداران رمانهای مربوط به اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مطالعه این کتاب فوقالعاده را از دست ندهید.
با سپاس از کتابراه
با ترجمه آقای امرایی از این کتاب پرآوازه همینگ وی کمی دیر آشنا شدم، و به شدت غافلگیرم کرد. کمتر مترجمی چون ایشان توانسته چنین دقیق و درخشان همینگ وی را به فارسی برگرداند. سه ترجمه ایشان از همینگ وی (زیر آفتاب چیز تازهای نیست، آن سوی رودخانه میان درختان، برفهای کلیمانجارو) را اخیرا خواندم و تا امروز بهترین برگردانهای فارسی از این آثار میدانم.
با این که کتابهای همینگوی نظیر ندارن اما این کتاب بیشتر شبیه شرح حال روزمره یک مرد بود و بیشتر انگار داشت مکانهای فرانسه و اسپانیا رو معرفی میکرد در این کتاب خیلی چیزها مبهم باقی موند مثل احساس درونی راوی داستان و این که همش شخصیتهای کتاب یا در رستوران غذا میخوردن یا در حال نوشیدن بودن و لی بلا تکلیفی جوانها کاملا زیبا به تصویر کشیده شده بود
شکی نیست که ارنست همینگوی نویسنده بزرگیه و آثارش محبوب. اما من چرا نتونستم با این اثرش ارتباط بگیرم؟ به نظرم داستان زیادی کش اومده بود و یک سری چیزها همش تکرار میشد.اسامی ناشناخته زیادی هم بود که نبودِ معادل انگلیسیش تلفظش رو سخت کرده بود و به شخصه این طوری نمیتونم ان جور که باید از خوندن لذت ببرم. با تشکر از جناب آقای امرایی بابت ترجمه خوب و روانشون.
با کتاب پرآوازه همینگ وی کمی دیر آشنا شدم، و به شدت غافلگیرم کرد. کمتر مترجمی چون ایشان توانسته چنین دقیق و درخشان همینگ وی را به فارسی برگرداند. سه ترجمه ایشان از همینگ وی (زیر آفتاب چیز تازهای نیست، آن سوی رودخانه میان درختان، برفهای کلیمانجارو) را اخیرا خواندم و تا امروز بهترین برگردانهای فارسی از این آثار میدانم. باقی بقایشان
همینگوی در این رمان به جوانان بلا تکلیف و آنانی پرداخته است که روحیه شورش و رفتاری خلاف عرف جامعهشان دارند. رمان «زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست» به سرعت الگوی دانشجویان دختر و پسر آمریکایی شد. آنها سعی کردند به شیوه جیک بارنز، قهرمان داستان که در واقع چهره همینگوی بود، با لحنی خشن، شکیبا و موجز حرف بزنند.
من این سالهایی که نویسنده داستانش رو نوشته خیلی دوست دارم و همیشه آرزوم بوده توی اون سالها به دنیا میومدم. محتوای کتاب یکم فلسفی هست. یه عده آدم که هی میرن کافه هی میرن سفر و خوش میگذرونن. دیدگاهها متفاوته و من حقیقا جذب این کتاب نشدم و واقعا تعریفی نبود
چی میشه ازش یاد گرفت؟ زندگی همیشه پر از تکرار و چالشهای مشابهه، پس باید یاد بگیریم باهاش کنار بیایم. آدم باید روی لحظهها تمرکز کنه و از کوچکترین فرصتها لذت ببره. امید و تلاش، حتی وقتی شرایط سخته، ارزش ادامه دادن داره.
سلام و تشکر از کتابراه که کتابهای خوب و مفیدی در اختیارمون میذاره کتاب زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست رمانی است زیبا که من واقعا لذت بردم نویسنده چنان با مهارت نوشته بود که وقتی میخوندی می تونستی خودتو تو اون فضا حس کنی مفید و جالب بود
چقدر زیبا، عمیق و تاملبرانگیز با عنوان جامعه شروع میشود و صفحات ابتدایی بسیار عالی و قابل اعتنا میباشد، میشود گفت کتاب با فهمی از فلسفه زندگی و جامعه در کره خاکی آغاز میگردد که برگرفته از انجیل است، بنظرم جذاب است، سپاسگزارم
رمانی در ژانر درام و تاریخی است از نویسنده ارنست همینگوی که وقایع دهه ۱۹۲۰ میلادی اتفاق افتاده است رو توضیح میده و به شرح روابط اون زمان و سرگرمی هاشون میپردازه که آخر کتاب به صورت داستان باز تمام میشود.
کمی احساس غم انگیزی داره که محروم شدن یک فرد از رابطه است، داستان جالب این کتاب در مورد دوستان است که برای دیدن گاوبازی به کشور ماتادورها می روند که رابطه آنها خدشه دار می شود و خواندن آن خالی از لطف نیست
نمی دانم داستان واقعا بدون سانسور ترجمه و یا چاپ شده؟!! به نظرم از نویسنده بزرگی مثل همینگوی انتظاربیان مطلب مهمتری از دوستیها وخوش گذرانیها باشه. اسامی زیاد بودوکمی گیج شدم. خیلی کشش نداشت
برای من خواننده معمولی ایرانی، خسته کننده بود چون داستان خاصی نداره، هیجان نداره، شخصیتها پرداخت نشدن.
اصلا با زبان کتاب، اخلاق و رفتار و گفتار و غم و شادی شخصیتهای کتاب ارتباط نگرفتم.
داستان تغییر و تحول در زندگی انسانها در گذر از قرن نوزدهم میلادی و ایجاد قرن جدید یعنی قرن بیستم و علاوهبراین، آثار به جا مانده از جنگ را بر تاروپود وجود انسانها نشان میدهد.
با تشکر از کتابراه
رمان خوندنیه ولی از اون داستانها نیست که کشش داشته باشه آدم میخکوب کنه ولی کیفیتش قابل قبوله لااقل از جنگ و صلح که چند هزار صفحه با اندازه یک شهرک شخصیتهای مختلف بهتره
انقدر سانسور و حذفیات کتاب زیاده که اصلا نمیشه باهاش ارتباط گرفت. وقتی داستان کتاب محوریت الکل و رابطه جنسی داره چرا ترجمه میکنید که با این حجم از سانسور داستان به کل نابود بشه؟!
سلام به دوستان کتابراه به نظرم عمق کتاب فلسفه است ولی باید با کتاب رابطه برقرار کنید کمی سخته با نویسندهای چون ارنست همینگوی ارتباط برقرار کردن در کل توصیه میکنم بخونید
هوا و هوسها و احساسات غیر قابل کنترل زنها، و این که هر بلایی سرشان بیاد، خود را آخرین مقصر میدانند.
آخرش هم همینگوی را به خودکشی وادار کردند!
ای دنیای کثیف!!
ممنونم از کتابراه عزیز، که راه زندگی رو با کتابهای عالیه برای ما روشن کرده.
کتابی درام ترکیبی از عشق و فرهنگ با نثر زیباست، من که دوست داشتم و پیشنهاد میکنم
داستانی هیجان انگیز، حزن آمیز و جذاب. داستان های همینگوی آنقدر حاوی تعاریف و تصویرسازی های ریز و ظریف است که می توان به راحتی مانند یک فیلم داستان را تصور کرد.