داستان کتاب از یک قبرستان خانوادگی شروع میشه و از آن جا به داستان شاخ و برگ میده و ما را وارد داستان میکنه. داستان از زبان راویان متعدد بیان میشه. اول داستان نشان میده که دو خانواده در یک قبرستان خانوادگی هستند و در این حد دو دختر این دو خانواده با یکدیگر آشنا و دوست میشوند.
این کتاب بخوبی شکاف جامعه سنتی و مدرن و تأثیرگذاری اون بر عقاید و باور اولیه مردم انگلستان قرن بیستم را نشان میده که در حال عمیق شدن هست و نشان میده که مرگ ملکه ویکتوریا و پیامدهای آن، عامل عمیق شدن این شکاف هست. این کتاب پر هست از جزئی نگریهای زنانه (😒 جزئی نگریهای زنانه تحملش گاهی سخته)... وضعیت زنانی که وارد قرن بیستم میشن و جایگاه سنتیشون در حال تغییر و تحول هست و باورهای ابتداییشون زیر سوال میره. واکنشهای افراد جامعه چه در طبقات پایین یا بالای جامعه بخوبی در این کتاب قابل مشاهده هست. این کتاب نقطه آغاز تحول انگلستان بخصوص تحول زنان و وظایفشون را بخوبی نشان میدهد
بسیار عالی و با جزییات ٫وقتی کتاب رو میخونی اینقد با جزییات زیرکانه میتونه مارو ب اعماق قصه ببره
٫اما به شخصه من چون کتابهای زیادی هست که هنوز نخوندم بنظرم خیلی طولانی بود
از دختری در دوران ۵ سالگی که چقد باهوش بوده، به دنبال دوستی بوده و خصوصیات یک دوست رو هم تشخیص میداده! از رسم و رسومات ٫یک پدر قبل مدرسه ریاضی رو به دخترش اموزش داده که برای من هم همینطور بود و همچنان این رسم هست که قبل مدرسه پدرها سعی میکنن تدریس کنن 😅🙏🏼🌺 تصور اینکه با قرن جدید شاید رسومات عوض بشه ٫ خیلی دوس دارم نویسندههای ایرانی هم همینطور از سبک زندگی قبلی بنویسن واقعا در این دوره بدلیل نفرت از خیلی چیزها بقیه رسومات رو هم تحقیر کردیم و دور انداختیم اما به یک تعادل نسبی نیاز داریم که نویسندههای ایرانی میتونن نسل جوان رو ترغیب و تشویق کنن
داستانی ساده و کمی عجیب است. در ابتدا، باید از مسوولین سایت درخواست کنم صفحه ۲۳۵ که تنها باری است که از زاویه دید آیوی می مطلبی عنوان میشود را کامل کنند. چون بنظر میرسد در این صفحه، پاراگرافهایی افتاده باشه. و اما در مورد داستان؛ اینکه از زوایای مختلف داستان بیان میشه و در عین حال شخصیتها به تدریج و بدون بیان مطلب متناقض، کامل میشن خیلی جالب و خواندنی میکنه کتاب رو. ابن داستان صرفنظر از بحثهای تاریخی، نه تنها هیچ قضاوتی در مورد آدمها نمیکنه؛ بلکه حس ترحم خواننده را نسبت به همه شخصیتها برمی انگیزد. در این داستان خواننده با روحیات مختلف آدمها آشنا میشه که حتی میتونه به توسعه تجربه فردی خواننده هم کمک کنه. شاید عده ای قبلا کتاب معروف دختری با گوشواره مروارید را خوانده باشند. آن داستان هم درباره نحوه شکل گیری یک تابلو معروف نقاشی است. وقتی شما به آن نقاشی نگاه کنید، حس میکنید چقدر ماجرا و چه تعداد افراد پشت این تابلو هستند. این داستان هم همینطور. به ما یادآوری میکند چه اتفاقاتی (و عمدتا منفی) در پشت تحولات اجتماعی میتواند وجود داشته باشد. بطور کلی، این داستان از داستان دختر با گوشواره مروارید بهتر و جذاب تر و غیر قابل پیش بینی تر است. دست همگی درد نکنه
داستان خوبیه شبیه خاطره نگاشت هاییکه که شخصیتها بعد معرفی شدن اومدن از جانب خودشون حرف زدن
جدا از دنیای کودکانه مود و لاوینیا داستان یه فضای پر از شک و خیانت و تاریکی داشت هیچ جا به اندازه اون جایی که شوهر کیتی به او التماس یک رابطه را میکرد و او با وجود اینکه یک زن بسیار متشخص شناخته میشد رفت با کسی رابطه برقرار کرد که بهش گفته بود تو مثل خواهرم میمونی واقعا خیلی خیلی بود چون جان به نظرم فقط از روی هوس با اون رابطه داشت همانطور که سایمون میگف هیچکس نمیتونه درمقابل زیبایی اون طاقت بیاره. خیلی خوبه که وقتی یکی یه چیزیو میگه تو میتونی بفهمی طرف مقابلش اون لحظه چی از نظرش میگذشته یا نظر اون چی بوده
کتاب برای افراد بالای ۱۴ سال مناسبه مطمئنا برای کسایی که طرفدار رمانهای خارجی و تقریبا خاطره نگاشتن
داستان بسیار قوی بود. زاویهی دید دانای کل، این امکان رو فراهم کرده بود که بتونی یک بار اتفاقات رو از دید شخصی که درگیر اون اتفاقاته ببینی و یک بار هم از بیرون و این دید بهتری به خواننده میره. جزئیات، خیلی نرم و دقیق اعمال شده بود و جوری نبود که از اطلاعات اضافه کلافه بشی. کاملا به جا.
با اینکه گاهی پرشهای ناگهانی در زمان داشت اما احساس جاموندگی نداشت و در عین حال میتونستی تغییرات شخصیتها رو درک کنی و هضم کنی. یه نظر شخصیتر بدم و اونم اینکه شخصیت کیتی کولمن به نظرم بسیار بیمسئولیت بود و این رو چیزی توجیه نمیکنه. در نهایت، باز هم میگم، داستان خیلی حرفهای بود. چیز دیگهای از این خواننده نخوندم، اما مشخصه که قلم قویای داره.
با سلام و درود و تشکر از کتابراه بابت ارائه این اثر. این رمان داستان زندگی چند خانواده نزدیک به هم را بیان میکنه که از زبان راویان متعدد بیان میگردد و بخش زیادی از آن حول محور یک قبرستان اتفاق میافتد و در لفافه این داستان میتوانیم آداب و رسوم مراسم تدفین افراد، نوع لباسهای مورد استفاده در این مراسم و مدت زمان سوگواری برای هر شخصی به نسبت وابستگی به صاحب عزا را بیان میکند، همچنین بعضی از وقایع تاریخی آن زمان انگلستان از جمله جنبش زنان آن زمان در خصوص اعطای حق رای به زنان بیان میگردد، بیشتر جذابیت داستان از میانه آن به چشم میخورد و خواننده با مطالعه این کتاب خود را در فضای آن تصور میکند و میتواند خواندن آن جذاب و دلنشین باشد. با سپاس فراوان
کتاب جالبی بود و بیانی ساده داشت. داستان از زبان همه شخصیتهای کتاب نقل میشد و در واقع چندین راوی داشت که این باعث میشد هیچ نیمه پنهانی باقی نباشه. روایتهای بچهها حالت طنز داشت و باعث نمک دار شدنِ داستان میشد. نکاتی هم که در مورد حق رای زنان و مبارزاتی که اونها برای به دست آوردن این حق انجام داده بودند جالب بود. یک نکته دیگه هم که واسم جالب بود این بود که متفاوت بودن، حتی در اون زمان و مکان هم پسندیده نبود و همین که مثل بقیه باشی و مثل بقیه زندگی کنی مورد قبول و تایید بود. ترجمه کتاب هم خیلی عالی بود و به سادهترین شکل بیان شده بود که به حال و هوای داستان میخورد.
کتاب جالبی بود و بیانی ساده داشت. داستان از زبان همه شخصیتهای کتاب نقل میشد و در واقع چندین راوی داشت که این باعث میشد هیچ نیمه پنهانی باقی نباشه. روایتهای بچهها حالت طنز داشت و باعث نمک دار شدنِ داستان میشد. نکاتی هم که در مورد حق رای زنان و مبارزاتی که اونها برای به دست آوردن این حق انجام داده بودند جالب بود. یک نکته دیگه هم که واسم جالب بود این بود که متفاوت بودن، حتی در اون زمان و مکان هم پسندیده نبود و همین که مثل بقیه باشی و مثل بقیه زندگی کنی مورد قبول و تایید بود. ترجمه کتاب هم خیلی عالی بود و به سادهترین شکل بیان شده بود که به حال و هوای داستان میخورد.
در این کتاب نویسنده از دیدگاه تک تک شخصیتهای داستان با شخصیت ویژه و پیچیدهای که هر یک دارند، داستان را پیش میبرد.... و همین زیبایی و جذابیت داستان را از دیدِ من دوچندان میکند
هر یک با جهانی متفاوت از دیگری به دنیا و اتفاقات آن مینگرد و گویی که هر کس در دنیای خود، خود و افکارش را برتر از دیگری ارزیابی میکند. این کتاب ما را به دیدار خود میبرد تا با چشمانی باز به خود و سپس به انسانهای اطراف خود بنگریم... و اینکه همهی ما میتوانیم همزمان هم فرشته باشیم و هم....
سپاس از شما برای گسترش کتابخوانی و دانایی و اندیشیدن
یک کتاب همه چی تموم بود این کتاب جز اون کتابایی که فقط یک کتاب برات نمیشه بلکه به عنوان یک دوست میشه بهش نگام کرد البته این قضیه رو آخرای کتاب متوجه میشین... کتاب از نگارش خوبی برخورداره طوری که به شدت انسجام بین متن ها حفظ شده یعنی کلمات هم رو تایید و تکمیل میکنند همچنین از داستانک های خوب و خلاقانه ای تشکیل شده که به فهم خواننده خیلی کمک میکنه. پردازش به شخصیت ها هم از نکته مثبت این کتابه و اما گوینده که با لحن و صدای خوبش تونست ما رو ب بهترین شکل از این کتاب برخوردار کنه نکات مثبت انسجام داستان جذاب گویندگی
این کتاب بخوبی شکاف جامعه سنتی و مدرن و تأثیرگذاری اون بر عقاید و باور اولیه مردم انگلستان قرن بیستم را نشان میده که در حال عمیق شدن هست و نشان میده که مرگ ملکه ویکتوریا و پیامدهای آن، عامل عمیق شدن این شکاف هست. این کتاب پر هست از جزئی نگریهای زنانه... وضعیت زنانی که وارد قرن بیستم میشن و جایگاه سنتیشون در حال تغییر و تحول هست و باورهای ابتداییشون زیر سوال میره. واکنشهای افراد جامعه چه در طبقات پایین یا بالای جامعه بخوبی در این کتاب قابل مشاهده هست.
استفاده از سبک بیان راویهاى مختلف باعث شده که ماجراها چندین بار تکرار بشن، نویسنده اگر از زبان خودش مى نوشت اینهمه تکرار جزییات بى اهمیت نداشت. کتاب اصلا اوج و فرود نداره و روى یک خط صاف از اول تا آخر جلو میره انگار روزمرگى چند نفر رو در طى ده سال بخواد بیان کنه. زندگى کیتى کمى هیجان به داستان داد که اونهم کوتاه مدت بود. در بعضى قسمتها واقعا از خوندنش خسته میشدم. ولى یکبار خوندنش خیلى خوبه و رابطه بچه ها جالب بود
سبک داستان کمی قدیمیه.
خیلی جالبه برام که سنتهای قدیمی مسیحیا مشابه سنتهای فعلی ماست.
در مورد رفتن سر مزار.
متاسفانه نوعی خیانت در متن قصه بود که خوشم نیومد.
چندین راوی در متن کتاب وجود داره که بشدت از این سبک خوشم میاد. دیدگاهها و منظر دید کاملی به خواننده میده.
در نهایت شخصیت و تفکر دختر همراستا با مادرش قرار میگیرد.
توصیفات فضاها بسیار خوب.
ارزش یکبار خوندن رو داشت
ممنون.
واو الان که دارم این نظر رو مینویسم صفحه ۲۴۷ هستم و واقعا خیلی ناراحت و شوکه شدم
تا ۱۰۰ ص اول کتاب خیلی ریتم کندی داره ۱۰۰ص دوم یه ذره هیجانی تر و قشنگ تر میشه و ۱۰۰ص سوم واقعا باید ببینی چه اتفاقی قراره بیافته و هیجان و دل گرفتگی شدیدی داره
در کل احساسم میگفت کاش نویسنده سرگذشت نقش هارو بهتر رقم میزد
و در طول تاریخ به زنها چهها که نگذشته
آرام و در عینحال با قدرت صحبت مىکرد. جورى که تعداد زیادى از زنان کتابچهها را برداشتند و سکههایى کنار در گذاشتند. خود من هم این کار را کردم. اما وقتى دستهى کتابچهها به من رسید، کارولین بلک با چنان لبخندِ موقرى نگاهم کرد که مجبور به برداشتن یکى از آنها شدم. دلم نیامد تا آن را پشت کاناپه قایم کنم. کارى که بعداً در خانه انجام دادم.
از اینکه راویهای مختلف همراه با پرش زمانی داشت خوشم اومد. باعث میشد توضیحات اضافی در مورد بعضی اتفاقات داده نشه. گرچه بخشهای مربوط به لاوینیا پر از توضیحات پر جزئیات بود!! فقط در مورد اسم کتاب نمیدونم دقیقا منظور نویسنده چی بوده، آیا منظورش مرگ افراد بوده، یا تموم شدن یک سری آداب و رسوم که نصب "فرشته" هم شاملش بوده. داستان گیرایی بود برای من
با این عنوان کتاب اصلا انتظار چنین موضوعی رو نداشتم. متن خوبی داشت. اوج داستان رو دوست داشتم . شخصیت اصلی داستان هدف خوبی داشت اما با هیجان و عجله بیش از حدش باعث شد خودش و یک بچه رو به کشتن بده و خیلی های دیگه رو به درد سر بندازه. تفکری که در ذهن و فرهنگ مردم ریشه کرده نمیشه انتظار داشت یکباره از بین بره یا تغییر کنه .
داستان فوق العاده قشنگ با موضوعی متفاوت هست.
بسیار کشش بالا و تصویر سازی قوی داری.
چیزی که منو جذب کرد اینه که داستان از زبان شخصیتهای متفاوت داستان روایت میشه و نویسنده به خوبی نوع گفتار خودش رو متناسب با شخصیت تغییر میداد.
داستان طی چندین سال اتفاق افتاد که این مساله هم باعث تمایز داستان و جذابیتش شد.
این کتاب توصیفی از لایههای عمیق فرهنگی و عقایدمردم انگلستان در سدهی گذشته در قالب داستان است. همچنین به وصف چگونگی اعتراضات و طغیان زنان جهت تغییر قوانین مربوط به حقوق زنان میپردازد. اعتراضاتی که شاید در همان زمان به نتیجهای نرسید اما به مرور زمان و با تکرار و تکرار تکرار شدن کم کم پذیرفته شد و به نتیجه رسید.
من خیلی این کتابو دوست داشتم. کتاب ساده بود و فراز و فرود زیادی نداشت ولی متن به قدری ساده و گیراس که از خوندن کتاب خسته نمیشی و مهارت نویسنده در پیش برد همزمان قصه از زبان چند راوی باعث شناخت بیشتر شخصیتها و یه نگاه ۳۶۰ درجه به داستان میشه که این خودش باعث عدم خستگی و جذابیت رمان میشه.
نویسنده توانایی است که تمام زوایای زندگی شخصیتهای داستان را به تصویر کشیده و به طرز زیبایی بیان نموده است. کتابی بود پر از ماجراهای مختلف. داستان دردناکی بود از قبرکنان که در انجام دادن شغلشان با مخاطرههای زیادی روبرو هستند و در ادامه داستان اتفاقات ناگوار زیادی برای شخصیتهای داستان پیش آمد.
داستان و روند داستان را دوست داشتم. موضوع جالبی داشت.
اینکه یک موضوع را از نگاه چندنفر با سن، جنس و طبقهی متفاوت به تصویر کشیده بود جذاب و جالب بود. به نظرم از این داستان میشه نتیجه گرفت که در مسائل و رفتارهای متفاوت آدمها هیچ وقت نمیشه حق را مطلقا به کسی داد یا از کسی سلب کرد.
رمان جالب و خوبی بود طوری که دوسش داشتم و با عمق و کنجکاوی بیشتر خوندمش، فقط کاش بجای آیوی می، لاوینیا میمرد اصلا از رفتاراش خوشم نمیومد ولی مودی خیلی شخصیت خوبی داشت و آیوی خیلی رفتاراش شیرین بود، از کیتی به عنوان یه مادر و همسر متنفر شدم و به نظرم شوهرش خیلی مدارا میکرد.
تفاوت نسلها، فاصلهی طبقاتی، تفاوت دیدگاهها را میتوان به خوبی در این کتاب لمس کرد. جذابترین نکته نویسندگی این کتاب به نظر من بیان دیدگاههای متفاوت از منظر کاراکترهای مختلف داستان در رابطه با موضوعی مشخص بود. داستان سادهی نگرش زنهای مختلف به وضعیتی که دارن
به نظرم زیاد بد نبود ارزش یکبار خواندن را داشت امیدوارم ازخواندنش لذت ببرید به قول نظریههای دیگر، داستان از قبرستان شروع میشود و در همان قبرستان اتفاقاتی میافتد ولی ترسناک یا همچین چیزی نیست پس نترسید امیدوارم شماهم این کتاب رادوست داشته باشید با تشکر از کتابراه
راستش من درست نتونستم با داستان کتاب همسو بشم و با متن جلو برم!!!
شاید این مشکل از منه که نمیتونم داستان رو بفهمم و یا با ذائقه من جور نبوده و کتاب دارای متنی پر مغز و عالی باشه...
اما برای من چیزی درون خود نداشت!؟؟
به صورت از زحمتکشان این سایت کمال تشکر را دارم...
یک کتاب عالی یا رمانی فوق العاده هیجان انگیز نیست.
میشه گفت یک کتاب تقریبا طولانی هستش که اگر خلاصه تر هم بود میشد حق مطلب رو ادا کرد.
در کل فکر میکنم اگر میخواهیم عمیقا راجب تحولات جامعه سنتی به مدرن در رابطه با خانمها رو بخونیم، کتابهای خیلی بهتری پیدا میشه.
سلام. من که از این داستان چیزی دستگیرم نشد. البته سرسری خواندم اما نتوانستم ارتباط برقرار کنم. سه ستاره 🌟 دادم چون میگویند در زمان خودش داستان پرفروشی بوده است. شاید اگر من هم با دقت میخواندم از خواندنش لذت میبردم ولی در حال حاضر نظر واقعی من ۲ ستاره است
حقیقتا پسند من نبودن این کتاب نباید در خواندن این توسط کسی معیار باشه چون من این مدل داستانها برام جذابیتی نداره ولی انکار نمیکنم که دو نکته خیلی مهم رو یاد گرفتم ازش که در زمان خواندن این کتاب تا هفتهها زمینه بحث من با دوستانم بود
کتابی بود که تونست من رو بعد مدتها به عادت وقت گذاشتن برای کتاب دیجیتال برگردونه، شاید یکم روند داستان یکنواخت باشه ولی در نهایت اتفاقات بسیار شوکه کنندهای میفته که آدم خشکش میزنه و در نهایت «دوستی» بنظرم محور اصلی داستان بود.
داستان جالب و پر کششی داشت. داستان از زبان همه شخصیتهای کتاب نقل میشد. ترجمه کتاب هم خیلی عالی بود و به سادهترین شکل بیان شده بود که به حال و هوای داستان میخورد.
تفاوت نسلها، فاصلهی طبقاتی، تفاوت دیدگاهها را به خوبی میشد درک کرد.
کتاب خیلی ظرافت زنانه رو زیبا به تصویر میکشه قصه ازونجایی شروع میشه که دو خانواده در قبرستان ساکن هستند و دو دختر که باهم آشنا میشن. تفاوتهای دقیق خانوادههای مدرن و سنتی رو به تصویر میکشه که خیلی لذت بخش هست....
اگر به رمانهای تاریخی با چاشنی عشقی علاقه دارید خواندن این کتابو پیشنهاد میکنم، فضاسازیها بسیار هنرمندانه انجام شده، به تصویرکشیدن دنیای تاریک بعد از فوت ملکه ویکتوریا در انگلستان... ممنون از کتابراه
این کتاب بخوبی شکاف جامعه سنتی و مدرن و تأثیرگذاری اون بر عقاید و باور اولیه مردم انگلستان قرن بیستم را نشان میده که در حال عمیق شدن هست و نشان میده که مرگ ملکه ویکتوریا و پیامدهای آن، عامل عمیق شدن این شکاف هست.
این کتاب بخونی در قرن بیستم هم اوضاع جامعهای که زنان درش زندگی میکنن و هم تغییر و تحول حایگاه زنان در قرن بیست بخوبی به تصویر میکشه و بعد ازون هم که کلا در واقعیت انقلاب میشه و جایگاه زنان تغیرر میکنه
یکی از قشنگترین کتابهایی بود که خوندم و فکر نمیکنم تا یه مدت طولانی فراموشش کنم. روند داستان برام خیلی جالب بود و اینکه اخر داستان کاملا میشد تغییراتی که توی این دوتا خانواده وشخصیت ادمهاشون رخ داده رو حس کرد.
از این قسمت که هر موضوعی رو از دیدگاههای شخصیتهای مختلف بررسی میکرد خوشم اومد. اینکه دیدگاههای افراد حتی اگه خانواده باشن چقدر با هم متفاوته. بابت ترجمه خوب این کتاب هم از مترجم تشکر میکنم.
در کل کتاب جالبی نبود و به نظر من حتی ارزش خوندن و وقت گذاشتن هم نداره چون وقت با ارزشتون رو حروم میکنید فکر میکردم خیلی بهتر باشه ترجمه ش هم زیاد جالب و خوب نبود و اشتباه هم کم نداشت
روایت داستان کاملا مشخصه که چه خبره ، از دو فرد که در اواخر عمر و لحظات مرگ ملکه ویکتوریا در اطراف آن هستند، اگر بخواهیم در مورد زندگی جالب این دو نظر بدم، خب مشخصه برگرفته از دو زندگی سنتی و مدرن
جالب بود، داستان در قبرستان شروع میشه در همانجا هم تموم میشه. همه اتفاقات حول محور گورستان با راویان مختلف. بامرگ ملکه ویکتوریا شروع وبا مرگ پادشاه جورج پایان پیدا میکند. در نوع خودش منحصر بفرد است.
ابتدای داستان زیاد جذب نشدم اما هر چه پیش رفتم بهتر شد. داستان راجع به مرگ آرامگاه بود ولی بخاطر حضور شیرین کودکان قشنگ بود و داستان آشنایی و دوستی که بوجود آمد به بهتر شدن داستان کمک کرده.
کتاب فوق العادهای بود. تلاش برای یک تغییر بزرگ که تاوان بزرگی هم داره. اوایل کتاب خسته کننده به نظر میومد ولی هر قدر بیشتر میری جلو داستان کتاب آدم رو جذب میکنه.
داستان در کل خوب و آموزنده بود اما خیلی وارد جزئیات شده بود و بهشون شاخ و برگ داده بود دیگه از یه جاهائی مجبور میشدم بزنم از جلوتر بخونم بلکه کمتر حوصلم سر بره🫠
این رمان متمایز، زنده و واقعی از زندگی دو خانواده در اوایل قرن بیستم در انگلستان است.. این کتاب نقطه آغاز تحول انگلستان و زنان آنها میباشد و وظایفشان را نشان میدهد.
گاهی وارد شدن عقاید جدید به جامعه شاید نظم موجود را به هم بزند، اما تاثیرات مثبت و منفی آن برای مدتهای طولانی افکار و شرایط آن جامعه را دست خوش تغییر قرار میدهد.
انسانهادر زندگی و مرگ برابر نیستند داستان در گورستانی رقم میخورد که اشراف و عوام در کنار هم به خاک سپرده میشوند اما زندگی متفاوت هر یک از افراد به نمادی گره میخورد
با اینکه کتابهای کلاسیک زیاد خواندم نویسنده اونقدراین داستان را کشش داده بود که چند بار خواستم از خواندن اون صرف نظر کنم ولی چون هیچ کتابی رو نصفه نمیگزارم تا آخر خواندم
داستان جالبی بود که همهی افراد حاضر از دیدگاه خودشون، قصه رو پیش میبرند و همین باعث جذابیتش میشه.
به خاطر اینکه روال داستان با اون تعداد راوی، به هم نخورد امتیاز مثبت میگیره.
این کتاب بخوبی شکاف جامعه سنتی و مدرن و تأثیرگذاری اون بر عقاید و باور اولیه مردم انگلستان قرن بیستم را نشان میده که در حال عمیق شدن هست و نشان میده که مرگ ملکه ویکتوریا و پیامدهای آن، عامل عمیق شدن این شکاف هست. این کتاب پر هست از جزئی نگریهای زنانه (😒 جزئی نگریهای زنانه تحملش گاهی سخته)... وضعیت زنانی که وارد قرن بیستم میشن و جایگاه سنتیشون در حال تغییر و تحول هست و باورهای ابتداییشون زیر سوال میره. واکنشهای افراد جامعه چه در طبقات پایین یا بالای جامعه بخوبی در این کتاب قابل مشاهده هست. این کتاب نقطه آغاز تحول انگلستان بخصوص تحول زنان و وظایفشون را بخوبی نشان میدهد