آرام و در عینحال با قدرت صحبت مىکرد. جورى که تعداد زیادى از زنان کتابچهها را برداشتند و سکههایى کنار در گذاشتند. خود من هم این کار را کردم. اما وقتى دستهى کتابچهها به من رسید، کارولین بلک با چنان لبخندِ موقرى نگاهم کرد که مجبور به برداشتن یکى از آنها شدم. دلم نیامد تا آن را پشت کاناپه قایم کنم. کارى که بعداً در خانه انجام دادم.