



برای شنیدن کتاب افسانه دیانا - جلد سوم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب افسانه دیانا - جلد سوم
کتاب افسانه دیانا - جلد سوم در حقیقت پایان مأموریت پرکشش و طولانی دیانا را به تصویر میکشد. در این قسمت او بار دیگر به مسیری دشوار و خطرناک پا میگذارد و سرانجام داستانش با یک سورپرایز غیر منتظره پایان مییابد. باید دید دیانا اینبار چطور از پس این جنگ بیپایان و موانعی که بر سر راهش قرار گرفته برمیآید. جزئیات بیشتر را از زبان سارا رجب پور بخوانید.
دربارهی کتاب افسانه دیانا - جلد سوم
در افسانهها و قصههای فارسیزبان، میتوانیم شخصیتهای زنی را بیابیم که همپای مردان قصه، با شجاعت و قدرت برای تغییر جهان خود میجنگند و تلاش میکنند تسلیم جبر زمانهی خود نباشند. از این دست قهرمانان میتوان به شخصیت گردآفرید در شاهنامه اشاره کرد که جنگاور و خواهان برابری است. رودابه و تهمینه نیز نمونههایی از زنان اسطورهای ایرانی هستند که در انتخاب شریک عاطفی خود شخصیتی پویا دارند و خود برای شروع رابطهی عاشقانه پیشقدم میشوند. در کتاب افسانه دیانا - جلد سوم، نوشتهی سارا رجبپور نیز با قهرمانی با شخصیتی قدرتمند و کنشگر مواجهیم.
در جلد اول و دوم این داستان خواندید که دیانا بهعنوان یک قهرمان چطور در مسیر رسیدن به اهداف و آرمانهای زندگی خود جنگید و تجربیات تازهای دربارهی مکر و حیلهی نیروهای شر بهدست آورد. در این قسمت او بار دیگر برای اتمام مأموریت خود تلاش میکند. او که عشق را با تمام وجود احساس کرده، حالا قرار است باز هم در مسیر تقدیر خود با فرازونشیبهای تازهای روبهرو شود. در کتاب حاضر قصهی دیانا در این برههی زمانی به پایان میرسد، اما همچنان منتظر قصههای تازهای از این قهرمان زنِ ماموریتهای عجیب باشید. کتاب افسانه دیانا - جلد سوم از سوی انتشارات نارون دانش در دسترس علاقمندان قرار دارد.
دربارهی مجموعه داستان نوجوان افسانه دیانا
دیانا درست در آستانهی هجدهسالگی وارد ماموریتی عجیب میشود و به دنیایی قدم میگذارد که در آن سرنوشت بسیاری از آدمها به دست اوست. او در پی یافتن خود حقیقیاش است و در این دنیا عشق را با نگاهی تازه به تماشا مینشیند. بنابراین بهرغم سختیهای زندگیاش عیار خود را پیدا کرده و با وجود تمام ناملایمات، امید در قلب او جوانه زده است. دیانا مایل است دنیا را برای دیگران تبدیل به مکان بهتری کند و میداند برای رسیدن به اهدافش باید قدمهای خود را محکمتر بردارد.
کتاب افسانه دیانا – جلد سوم مناسب چه کسانی است؟
این کتاب را به نوجوانانی که به کتابهای علمی تخیلی، با درونمایهی عاشقانه علاقه دارند توصیه میکنیم.
در بخشی از کتاب افسانه دیانا – جلد سوم میخوانیم
دیانا به سرعت سبد میوهای که در دست داشت را روی زمین گذاشته، و به دنبال آنها رفت. او از کنار درختهای سر به فلک کشیده گذشت، و با دیدن پل معلق مقابلش، محو تماشای آن گشت... ناخودآگاه به یاد پل مقابل قصر ونوس افتاده، و غرق در خاطرات گذشته شد... که با دیدن بچهها، که قصد داشتند وارد رودخانه شوند، از فکر درآمده و به دنبالشان رفت و با صدای بلند گفت: «صبر کنید بچه ها. اونجا خطرناکه!» یکی از پسرها که ظاهرا ده، یازده سالش بود، هیجان زده گفت: «اما ما میخوایم رودخونه رو ببینیم!» دیانا که دید آنها بههیچوجه قصد بازگشت یا فرمانبرداری ندارند، به ناچار همراهیشان کرد و گفت: «خب از اونجا که نمیشه چیزی دید! همراه من بیاید...»
او دست دختر و پسر کوچکی را گرفته، و با خود به روی پل برد. بقیهی بچهها نیز، با مشاهدهی این صحنه، با شور و ذوق بسیار، جیغ زنان به دنبالش راه افتاده و خود را روی پل رساندند. فقط برای چند دقیقه، دیانا تمام چیزهایی که از سر گذرانده بود را از یاد برد، و به یاد مارول و بچههای کوچک و بی سرپرستی افتاد که در کنارشان بزرگ شده بود... حسوحال خوبی که در تلفیق با فضای بسیار زیبای آنجا، روحش را نوازش داده، و او هیچ دلش نمیخواست نزد بقیه بازگردد، و با شنیدن صدای لاچینا، تمام این تصورات زیبایش به هم ریخته و خراب شود! اما حسی که داشت، بلافاصله جایش را به اضطراب داد... فرکانس عجیبی از آن سوی پل، روی تمام افکار زیبایش خش انداخت! انرژیای که او را به گذشتهای نه چندان دور، و دنیای موازی میبرد! و همین هم برای فرارش از آن قسمت، کافی بود...! او نمیدانست که فرام درست آن سوی پل ایستاده و بدون آنکه به منفی یا مثبت بودن آن فرکانس بیندیشد، رو به بچهها کرد و گفت: «واسه الان کافیه! بهتره برگردیم تا خانم لاچینا رو عصبانی نکردیم!»
فهرست مطالب کتاب
فصل اول: چشم صحرا - پل معلق توئید
فصل دوم: در آغوش شیطان - آواز خوش
فصل سوم: ماموریت مهم
فصل چهارم: جنگ بیپایان
فصل پنجم: نیمهی تاریک زندگی نامیرا
فصل ششم: خداحافظ جین ژان!
فصل هفتم: داروی شفابخش
فصل هشتم: ارواح آب - جادوی وودو
فصل نهم: عشق و دیگر هیچ
فصل دهم: نفرین افعی - پایان جنگ
فصل یازدهم: فرشتهی آرزو
فصل دوازدهم: سورپرایز!
سخنی با دنبالکنندگان داستان دیانا
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب افسانه دیانا - جلد سوم |
| نویسنده | سارا رجب پور |
| ناشر چاپی | انتشارات نارون دانش |
| سال انتشار | ۱۴۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 247 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-276-486-9 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۵۵,۰۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان |
نقد، بررسی و نظرات کتاب افسانه دیانا - جلد سوم
برای اولین بار که برنامه کتابراه رو نصب کردم
تنها کتابی نظرم رو جلب کرد این کتاب بود
کامل خوندمش و بینش خیلی مشتاق بودم که آخرش به چی ختم میشه
ولی آخرش نوشته بود ادامه دارد
منتظر موندم تا جلد دومش بیاد
هر روز میومدم و جستجو میکردم ببینم جلد دومش اومده یا نه
جلد دومش که اومد خریدمش شور
در همه جای داستان میشه هیجان رو احساس کرد و نمیشه اتفاق بعدی که قراره بی افته رو پیش بینی کرد، به نظرم این یکی از بهترین داستانای ایرانیه فقط... پایانش یه خورده مبهم بود و مخاطب رو با کلی تنها
کتاب بدی نبود یک ستاره کم دادم چون کتاب وسط داستان تموم شد آخرش دیانا از فرشتهاآرزو خواست تبدیل به یک دختر عادی کنه
بعد با فرام ازدواج کرد بعد لوسی کسی که قبلاً عاشق جاسپر یا همون فرام بوده به دیانا تیر زد بعد تو آی سی یو بیدار میشه با چشم آبی بیدار یعنی آون دوباره نرئید شده و یعنی دوباره قدرتش رو به دست آورده
داستان رو خیلی خیلی پسندیدم!؟
چون متن خوبی داره و آدم رو توی خودش غرق میکنه....!!
اما به این خاطر یک ستاره کم کردم که از درگیری اواخر داستان و دوما عروسی کردن دیانا خیلی سریع و فقط بخاطر جمع بندی کتاب رد شده و نوشته شده!!؟
اما باز هم داستان خوبی از کار در اومده...
با تشکر
فقط میتونم بگم در فصل جدید یه زندگی اروم برای دیانا رقم بزنید به عنوان خواننده تحمل اونهمه اذیت شدن دیانا و فرام رو ندارم🥲
بله





















جلد سوم *افسانه دیانا* در حالی داستان را به پایان میرساند که با وجود فضای فانتزی جذاب و صحنههای اکشن نفسگیر، دچار ضعفهایی در منطق روایی و عمق احساسی است.
از نقاط قوت داستان میتوان به شخصیتپردازی قوی دیانا، ایدهپردازیهایی مثل آرتمیس قرمز و الههی ۲۰۰ ساله، و ریتم پرکشش روایت اشاره کرد. نویسنده توانسته فضای ماجراجویانه را حفظ کند و خواننده را درگیر نگه دارد.
اما ایرادهای اساسی نیز وجود دارد: روایت بیشازحد شتابزده است، شخصیتهای منفی بدون توضیح قانعکننده از طلسم نجات مییابند، روابط احساسی مانند لوسی و جاشوا سطحی باقی میمانند، و پایان داستان با آرزویی ناهمخوان و بازگشتی ساده، غیرمنطقی جلوه میکند. همچنین شخصیتهای مثبت بارها زخمی میشوند ولی خیلی سریع و غیرواقعی بهبود مییابند.
در نهایت، با اینکه کتاب جذابیتهایی برای علاقهمندان به فانتزی دارد، اما پایانبندیاش بیشتر عجولانه است تا قانعکننده.
امیدوارم که روح دخترتون در آرامش باشه و قطعا به شما افتخار میکنه سعی کردم مقدم کمک کننده باشه برای نوشتههای بعدیتون ممنون از شما خانوم رجب پور عزیز