ائودیمونیا، مفهومی در اخلاقیات یونان باستان، چگونه با اسطورهای از دیار کردستان ارتباط برقرار میکند؟ سید مهران زارع در کتاب شاماران: کلیدی برای فهم اخلاق مبتنی بر ائودایمونیا در غرب به این پیوند میپردازد و تصویر دقیق و منسجمی را از آن ترسیم میکند.
دربارهی کتاب شاماران: کلیدی برای فهم اخلاق مبتنی بر ائودایمونیا در غرب
شاهماران موجودی افسانهای در اساطیر کردی است که نیمی از آن به شکل زن و نیمی دیگر در هیئت مار تصویر شده و پژوهشگران منشأ آن را در داستانهای فولکلور ارمنی، هندی، ایرانی و ترکی جستوجو کردهاند. سید مهران زارع در کتاب شاماران: کلیدی برای فهم اخلاق مبتنی بر ائودایمونیا در غرب که عنوان آن صورتی فشردهشده از کلمهی شاهماران است، نسبت این اسطوره را با مفهوم ائودایمونیا در اندیشهی غربی تبیین نموده و ارتباط آنها با یکدیگر را شرح میدهد.
پیش از آن که به سراغ مطالعهی این اثر بروید، شما را با دو اصطلاح کلیدی این کتاب آشنا میکنیم. ائودیمونیا یک اصطلاح یونانی است که به حالتی از شادی، رفاه و شکوفایی اشاره دارد. این کلمه اغلب به عنوان «شکوفایی انسان» یا «زندگی خوب» ترجمه میشود. مفهوم ائودیمونیا در فلسفهی ارسطو ایدهای محوری و بسیار مهم به شمار میرود. او معتقد بود که هدف نهایی از وجود انسان است دستیابی به ائودیمونیا است و تحقق آن تنها از طریق پرورش فضایلی مانند شجاعت، خرد و عدالت، و همچنین از طریق زندگی خردورزانه و متفکرانه ممکن است. در دوران مدرن، مفهوم ائودیمونیا در زمینههای مختلفی از جمله روانشناسی مثبتگرا گنجانده میشود. سید مهران زارع در فصلهای نخست کتاب شاماران: کلیدی برای فهم اخلاق مبتنی بر ائودایمونیا در غرب میکوشد تعریف جامع و دقیقی از ائودیمونیا را همراه با ریشهشناسی این کلمه در اختیار مخاطبان خود قرار دهد.
مفهوم دیگری که پیش از مطالعهی این کتاب، بهتر است درکی کلی از آن داشته باشید، اسطورهی شاماران است. همانطور که پیشتر به آن اشاره شد، این اسطوره اغلب در زمرهی اساطیر کردی دستهبندی میشود. لازم به توضیح مفصلتری نیست که لفظ شاهماران در لغت به معنای «پادشاه مارها» است. کردها بهطور سنتی مار را نمادی از شانس و قدرت میپنداشتند و تصاویری از شاهماران را روی شیشه یا فلزات ظروف مختلف ترسیم میکردند. نویسنده در این کتاب ادعا میکند که شاماران در حقیقت ایدهای است که یونانیان از آن وام گرفته و در اخلاقیات و فلسفهی خود از آن اقتباس نمودهاند. زارع عنوان میکند که این مفهوم با ایدهی اخلاق نیکوماخوسی پیوندی تنگاتنگ برقرار میسازد و در اصل از اساطیر کردستان به فرهنگ یونانی منتقل شده است. شاماران نزد مردم اسطورهباور کرد، به عنوان نمادی از زایایی، برکت و خرد در نظر گرفته میشود. بسیاری از این مردم بهروزی خود را در گرو شاماران میپندارند.
سید مهران زارع در نگارش این کتاب فصلهای مستقلی را به نشانهای مار و معنای آن، اخلاق نیکوماخوس، کورنوکوپیا و دیگر مفاهیم مرتبط با موضوع اصلی کتاب اختصاص داده است. این رویکرد جزئینگرانه به مخاطبان کمک میکند که بدون نیاز به پیشینه و دانش قبلی دراینباره، از مطالعهی این اثر بهره ببرند.
کتاب شاماران: کلیدی برای فهم اخلاق مبتنی بر ائودایمونیا در غرب به همت انتشارات اندیشه احسان تهیه و منتشر شده است.
کتاب شاماران: کلیدی برای فهم اخلاق مبتنی بر ائودایمونیا در غرب برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به فلسفهی اخلاق و اسطورهشناسی را به مطالعهی این کتاب دعوت میکنیم.
با سید مهران زارع بیشتر آشنا شویم
نویسندهی کتاب شاماران، سید مهران زارع، در سال 1365 متولد شده است. او تحصیلات خود را تا مقطع دکترا در رشتهی فلسفهی غرب تکمیل نموده است. «شاماران» تنها اثر منتشرشدهی این نویسنده و پژوهشگر ایرانی است.
در بخشی از کتاب شاماران: کلیدی برای فهم اخلاق مبتنی بر ائودایمونیا در غرب میخوانیم
قبل از هر چیز خدایان نامیرا که در کوه المپ ساکن هستند، نژادی طلایی (khryseoi) از آدمیانِ فانی که در دورۀ کرونوس، زمانی که او فرمانروای آسمان بود؛ ساختند. دومین روز هر ماه قمری یونانی، روز مقدسی است که به (Agathos Daimon) اختصاص مییافت. آگاتوس دایمون اغلب بهصورت یک مار، نمادی از شفادهندگی، یا یک مرد جوان با «کورنوکوپیا یا شاخ نعمت» دیده میشود. همچنین آنها مانند خدایان بدون غم و اندوه قلب [آسوده دل از هر نگرانی]، به دور و رها از درد و رنج [کار شاق و شوربختی]، میزیستند: سن نومیدی بر آنان تأثیر نمیگذاشت [سالمندی فلاکتبار نیز گریبانگیرشان نبود]؛ و بیآنکه دست و پاهایشان خللی یابد، [برکنار از هر آسیب و دگرگونی]، همواره به دور از هر شر [بیماری و دردی] در سور و سرور و جشن بودند؛ و چون میمردند، گویی خواب آنها را در ربوده بود. از هر چیزِ خوبی برخوردار بودند و خاک بارآور، بیدریغ میوههای بسیار میآورد و آنان با خاطری آسوده و شادمان از این فراوانی، کشتزارهای خویش بر میداشتند.
از آن گاه که خاک این نسل را فروپوشاند، آنها ارواح خالصی (δαίμονες ἁγνοὶ) که بر خاک [زمین] سکنی گزیدهاند نامیده شدند، مهربان و رستگار از آسیب هستند [جانهای پاکی بر خاک]، نگهبان آدمیان میرا، ملبس در غبار [ابهام] و مراقب دربارۀ قضاوتها [فتواها و عقاید] ظالمانه؛ برای همین آنها هر جایی را بر روی خاک پرسه میزنند، بخشندگان ثروتاند [وفور محصولات کشاورزی]، این است افتخاری شاهانه که آنها دریافت کردند. اما آنان که ناروایی کرده، دست به کردارهای ستمگرانه زدهاند، زئوس دورنگر، پسر کرونوس، آنان را کیفری سخت روا میدارد. چهبسا که بهجهت آدمی نادرست که دست به گناه زده و کارهای گستاخانه کرده، سراسر شهری به رنج و سختی افتند و پسر کرونوس بر آنها از آسمان بلاهای بزرگ با خشکسالی و بههمراه آن طاعون فروفرستد تا به خواست «زئوسِ المپ جایگاه» همۀ مردم نابود شوند و زنانشان فرزند نیاورند و خاندانشان بر باد رود. زمانی دیگر او یا سپاه آنان و یا دیوار شهر را به تمامی فرو کوبد و حتی به کیفر آنان کشتیهایشان را در دریا نابود کند.
بله

















