جلد کتاب کتاب عزیز
۴۰,۲۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب عزیز
کتاب الکترونیک
252 صفحه
EPUB

برای شنیدن کتاب عزیز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب عزیز

در کتاب عزیز، نوشته‌ی سعید نجفی، داستان زندگی پیرزنی را می‌خوانید که به همراه نوه‌اش فواد، در خانه‌ای دوطبقه زندگی می‌کند. او دوست دارد نوه‌اش هرچه زودتر سروسامانی بگیرد. از قضا چهار دختر دانشجو مستاجر عزیز می‌شوند و میان فواد و یکی از این دخترها به نام نجوا رابطه‌ای عاشقانه برقرار می‌گردد.

درباره‌ی کتاب عزیز

بازگشت به سنت‌ها و تماشای زندگی از دریچه‌ی چشم کسانی که میراث‌دار آداب و رسوم و فرهنگ گذشته‌اند، می‌تواند برای نسل جوان‌ جذابیت خاص خود را داشته باشد و درعین‌حال در بن‌بست‌های دنیای مدرن به آن‌ها کمک کند ریشه‌های خود را فراموش نکنند و به بازتعریف هویت خود بپردازند.

رمان عزیز، نوشته‌ی سعید نجفی، روایتگر داستانی عاشقانه در بستر اجتماعی است که حول محور زنی سنتی به نام عزیز شکل گرفته است. این رمان دارای درون‌مایه‌ای مذهبی‌ست که در شخصیت عزیز و سبک‌وسیاق زندگی او به عنوان یک مادربزرگ ایرانی دیده می‌شود.

عزیز پیرزنی مهربان و خوش‌روست که با نوه‌ی خود فواد در محله‌ای قدیمی در تهران سکونت دارد و حافظه‌ی او سرشار از خاطراتی‌ست که به داستان حس نوستالژیک بخشیده است. درحقیقت درایت و تجربیات این زن مذهبی است که بسیاری از اتفاقات خوشایند داستان را رقم می‌زند. عزیز در طول این روایت حضوری فعال و دل‌پذیر دارد و به عنوان زنی از نسل‌های گذشته تعاملی مناسب با جوانان برقرار می‌کند.

از ویژگی‌های برجسته‌ی این اثر زاویه‌دید خاص آن است که امکان روایت ماجرا را از نگاه شخصیت‌های مختلف رمان فراهم کرده است. به‌علاوه، گفت‌وگوهای موجود در این داستان ساده و صمیمانه‌اند و حال‌وهوای زندگی واقعی مادربزرگ‌های ایرانی را به خواننده منتقل می‌کنند.

کتاب عزیز از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شده و در دسترس طرفداران رمان‌های عاشقانه‌ی ایرانی قرار گرفته است.

کتاب عزیز مناسب چه کسانی است؟

اگر دوست دارید رمانی عاشقانه با لحنی صمیمانه و حال‌وهوایی سنتی بخوانید این کتاب انتخاب مناسبی خواهد بود.

در بخشی از کتاب عزیز می‌خوانیم

حالم خوش نبود. قلبم از صبح تیر می‌کشید و بازی درآورده بود! نفسم تو سینه گره می‌خورد و بالا نمی‌اومد. به هر گرفتاری بود چند تا کتلت درست کردم. دلم پیش فواد بود. دیر کرده بود! کاش این قلب انقدر دووم بیاره که این پسرو سروسامون بدم. شبِ اون روزی که این دخترا اومدن خونه رو کرایه کنن فرزانه رو خواب دیدم. خدابیامرز یه منقل کولک و اسپند دستش بود و دم در وایستاده بود. مثل قبل از مریضیش بود. سرحال! سرزنده! هوا تاریک بود و برف می‌بارید. بهش گفتم بیا تو فرزانه جان! سرما می‌خوری! گفت: می‌خوام واسه عروسم اسپند بگردونم! یهو کِل کشید و من از خواب پریدم. همون موقع زنگ زدن. فواد بود که از سفر برگشته بود. از خوابم چیزی بهش نگفتم. اسم فرزانه که میاد بچم انگار غم عالم میاد تو دلش. فرداش که این دخترا اومدن، فهمیدم یکی از اینا قسمت فواد منه! اگه حرف من نبود، فواد قبول نمی‌کرد به اینا خونه بده. ولی رو حرفم، حرف نیاورد. هیچ‌وقت نمیاره. بچم خیلی مظلومه. اسم نجوا رو که آورد پر درآوردم. دختر خیلی خوبیه. خوشگلم هست. خوش‌قدوبالا، خوش‌صحبت! به قول مادر خدا بیامرزم: خوش‌ بر و رو، خوش‌آبرو! گاهی میاد بالا یه کم حرف می‌زنیم. من از قدیم می‌گم. اونم کِیف می‌کنه. انقدر از خدا عمر گرفتم که بدونم جفت خوبی برا فوادم می‌شه!

بچم فواد، هنوز هیچی نشده خلق‌وخوش عوض شده. میره تو فکر. بعد هی با خودش می‌خنده. منم خندم می‌گیره از حال و روزش. ولی به روی خودم نمیارم. خدا رحمت کنه حاجی رو. ‌یه عمر نون حلال آورد سرسفره‌ی من و این بچه‌ها. آخرشم از برکت مالش کار همشون جلو افتاد. همون موقع‌ها که تازه انقلاب شده بود، واسه یه نفر یه ساختمون 12 واحدی ساخت. اون موقع خونه‌ها بیشتر حیاط‌دار بود. آپارتمان کم بود. حاجی خورد خورد مزد عمله و بنا و گچ و سیمانو می‌داد...

فهرست مطالب کتاب

تهران _ اواخر خرداد 98
9 ماه قبل تهران _ اواخر شهریورماه 97
اوایل خرداد 98 شب‌های احیا
اواخر مرداد 98
اوایل شهریور 98 شب چهارم محرم
شب چهارم محرم
5 آبان 98 مصادف با 28 صفر

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب عزیز
نویسندهسعید نجفی
ناشر چاپیانتشارات نیستان هنر
سال انتشار۱۴۰۰
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات252
زبانفارسی
شابک978-622-208-843-9
قیمت کتاب الکترونیک
۴۰,۲۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی
کتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب عزیز بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات نیستان هنر در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب عزیز

مبینا موسی پور
۱۴۰۳/۰۶/۱۷
با احترام به نویسنده ی محترم روایت داستان از زبان چند شخصیت مختلف داستان با ذکر نام اونها انجام شده که دلیل منطقی یا هنرمندانه ای نداره و حتی کمی آزاردهنده است، سبک ذهن سیال روایت چیز دیگریه و زیبا. گذرها به روش و منش و سبک زندگی های دهه های هفتا د به قبل بد نبود اما می تونست غیر مستقیم تر و جذابتر هم باشه، کلا شخصیت ها کمی اغراق شده بودن اما در کل این داستان برای سرگرمی و کمی دلتنگ عشق های آتشین قدیمی شدن خوبه.
Leila sargoo
۱۴۰۲/۰۷/۲۳
یک رمان به دل نشینی بود که هم نقش بزرگان ما را نشان میده و هم امروزی بودن داستان را این کتاب نشان میده که استفاده از تجربه بزرگانمان مثل پدر بزرگ و مادر بزرگ چه منفعت‌هایی تو زندگیمون خواهد داشت که شاید خودمون متوجه نشیم در ضمن عشق را با زبان ساده و دلنشینی معنی کرده‌ارزش خواندن دارد
Mahjub
۱۴۰۴/۰۸/۲۸
من خیلی وقت بود دنبال این کتاب بودم اما اسمش رو یادم نمیومد تا اینکه توی کتابراه پیداش کردم و واقعا خودم رو توی لحظه لحظه‌اش حس کردم، قشنگ نبود، یک چیزی فراتر از قشنگ، برای کسایی که زمان‌های عاشقانه پسندن این کتاب عالیه.
مجید رفیع پور
۱۴۰۲/۱۲/۱۰
سلام و درود بر شما
مطالعه کردم و از خواندنش لذت بردم. موضوع داستان مورد علاقه من نبود.. هرچند داستان جریان داستان من رو له ادامه خواندن داستان ترغیب کرد
Narges Vakili
۱۴۰۳/۰۴/۰۹
این کتاب جزو بهترین رمان هایی بود که تا الان خوندم واقعاً بدون اغراق می گم عالی بود داستانی متفاوت با کاراکترهای فوق العاده
سپیده علیپور
۱۴۰۳/۰۵/۰۴
عالی بود حض کردم از خوندن کتاب منو برد به بچگیام به اون زمان که همه چی عطر و بو داشت خالص بود ممنون از نویسنده محترم
محمدرضا نوریان
۱۴۰۲/۰۶/۱۹
خیلی خوب و لذت بخش و رویایی؛ اما در عین حال حسرت برانگیز و حسرت افزا
ملیحه محنتی
۱۴۰۳/۱۰/۲۸
سلام روند داستان ساده بود خیلی سنتی بود درکل بد نبود
maryam
۱۴۰۳/۰۷/۲۴
خیلی توضیحات اضافه داده بود، حالم بد شد
سمیه جوکار
۱۴۰۳/۰۴/۲۱
کتاب خوبی بود متشکر از نویسنده گرامی.
Haniyeh Siavash
۱۴۰۲/۱۰/۲۲
بد نبود یک‌بار ارزش خوندن داشت
Mahsa Mokhtari
۱۴۰۲/۱۰/۱۳
قشنگ بود، ممنون
ادامه نقد و نظرات کتاب عزیز...
👋 سوالی دارید؟