آستین کلئون، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز، در کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم راهکارهایی را در اختیار شما گذاشته که به یاری آنها میتوانید ظرف مدت زمانی کوتاه، در حرفهی هنری خود به فردی مهم و مشهور بدل شوید. گفتنی است که اثر پیش رو، پس از انتشار در سال 2014، یکی از بهترین عناوین گودریدز لقب گرفت.
درباره کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم
«برای دیده شدن در حرفهی خویش، لازم نیست تا سر حد مرگ تلاش کنید؛ بلکه کافی است اصولی ساده را به کار ببرید و اینگونه، از اتلاف انرژی خود نیز پیشگیری کنید.» تمام آنچه بناست از کتاب لازم نیست یک نابغه باشید (Show Your Work) بیاموزید، در همین جملهای که خواندید خلاصه شده است. آستین کلئون، هنرمند و نویسندهی مشهور آمریکایی، در این اثر خواندنی و تهییجکننده، راز خلاقیت راستین را برای شما فاش ساخته است. این راز، به بیانی پارادوکسیکال، از این قرار است: «هیچ رازی در کار نیست!»... بله، کلئون در کتاب پیش رو به ضرس قاطع بر این نکته تأکید میکند که در آنچه ما «خلاقیت» مینامیم و وجودش را در دیگری ستایش میکنیم، به راستی هیچ سرّی وجود ندارد. او بر این باور است که تصور خلاقیت ناب چیزی جز یک حجاب نیست؛ حجابی تیره و تار که واقعیتی ساده را از نظرها پنهان میکند. این واقعیت ساده این است که تواناییِ افرادِ بهظاهر خلاق در روزگار ما، بیش از همه در هنر جلوهفروشی نهفته است. به عبارتی، تمام آنچه باید بلد باشید این است که کار خلاقهی خود را -در هر حیطهای که باشد؛ از نقاشی و ادبیات گرفته تا گرافیک، تولید محتوای تصویری و ...- «در معرض نمایش» بگذارید.
در راستای این هدف، آنچه اول از همه باید آموخت، اصول استفاده از شبکههای مجازی است. اصولی که در فصول کتاب لازم نیست یک نابغه باشید یک به یک بررسی و ارائه شدهاند. پس از آن، باید یاد بگیرید که از هنر خود دفاع کنید و اصطلاحاً، پای کار خود بایستید. در وهلهی آخر نیز، باید تکنیکهای تبلیغاتی را بیاموزید و از طریق به کار بستن آنها، اثر خویش را به بهترین شکل ممکن در معرض دید و قضاوتِ عمومی بگذارید. البته اینجا باید تأکید کرد که گفتههای آستین کلئون در کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم، به این معنا نیستند که در مسیر موفقیت در فعالیت خلاقانه، استعداد ابداً دخیل نیست. خیر؛ اتفاقاً خود کلئون پیش از آغاز مطالب اصلی کتاب، بر این فرض خط باطل میکشد. آنچه او میگوید صرفاً این است که استعداد و توانایی شما، تا زمانی که به معرض نمایش گذاشته نشوند، به موفقیت شما منجر نمیشوند. بنابراین، برای نیل به موفقیت، ضرورت دارد که بدانید چگونه استعدادِ ولو اندک خویش را به بهترین شکل ممکن عرضه کنید.
کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم (با عنوان فرعیِ 10 راه برای اینکه خلاقیتتان را به اشتراک بگذارید و کشف شوید) نخستین بار در سال 2014 به انتشار رسید، و خیلی زود، همچون آثار پیشین مؤلف، مورد اقبال مخاطبان در سراسر دنیا قرار گرفت. در زبان فارسی چند ترجمهی مختلف از این کتاب در دست است. نسخهای که هماینک پیش روی شماست، به قلم ابراهیم احمدی نیا به فارسی برگردانده شده است. امید که از خواندن آن بیاموزید و لذت ببرید.
افتخارات کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم
- برگزیدهشده به عنوان کتاب منتخب گودریدز
- یکی از پرفروشترین عناوین غیرداستانی جهان در سال 2014
نکوداشتهای کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم
- کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم محدود به زمان خاصی نیست. بلکه از آن نوع آثاری است که خواننده میتواند در برهههای گوناگون زندگی خود به آن رجوع کند. (Library Journal)
- کلئون در این کتاب پرفروش و جذاب، نحوهی بهرهگیری خلاقانه از نیروهایتان را به شما آموزش داده است. (The Bookseller)
- خواندن این کتاب برای هر فردی که درگیر فرایندهای کار خلاقانه است، ضرورت دارد. (LibraryReads)
- از آن دست کتابهایی که زندگی مخاطب را دگرگون میکنند. (BookPage)
کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم مناسب چه کسانی است؟
علاقهمندان به آثار حوزهی روانشناسیِ خلاقیت بیش از سایرین از مطالب کتاب حاضر بهره خواهند برد.
با آستین کلئون بیشتر آشنا شویم
آستین کلئون (Austin Kleon) نویسنده و هنرمند معاصر اهل آمریکاست. وی به سال 1983، در ایالت اوهایو دیده به جهان گشوده است. کلئون یکی از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز در چند سالهی اخیر به شمار میرود. از میان آثار مشهور وی میتوان به سه کتابِ «لازم نیست یک نابغه باشیم»، «مثل یک هنرمند بدزد» و «مانیفستی برای خلاقیت در عصر دیجیتال» اشاره کرد. گفتنی است که کلئون علاوه بر نگارش آثاری خواندنی در حوزهی روانشناسی خلاقیت، شماری اشعار زیبا نیز سروده است.
در بخشی از کتاب لازم نیست یک نابغه باشیم میخوانیم
هر وقت احساس کردید هر چیز لازم درباره کاری که انجام میدهید یاد گرفتهاید، دوره آموزشیتان را عوض کنید و چیز جدیدی برای یاد گرفتن پیدا کنید، این طوری میتوانید پیشرفت کنید. شما نمیتوانید از مهارت و استادیتان خوشحال شوید؛ باید خودتان را مجبور کنید تا دوباره دانشآموز شوید. آلن دو باتن میگوید: «هر کس از آنچه که سال گذشته انجام میداده شرمنده نیست، احتمالاً به اندازه کافی چیزی یاد نگرفته است.»
لوئیس سی.کی. روی یک ساعت محتوای مشابه، 15 سال کار کرد تا متوجه شد قهرمانش جورج کارلین هر سال تمام محتواهایش را دور میاندازد و از چرکنویس شروع میکند. سی.کی. میترسید که این کار را انجام دهد، اما بالاخره این کار را کرد و راحت شد. «وقتی درباره هواپیماها و سگها جوک گفتهاید و آنها را دور میاندازید چه چیزی را از دست دادهاید؟ شما فقط میتوانید بیشتر تلاش کنید. شروع میکنید به اینکه درباره احساساتتان بگویید و اینکه چه کسی هستید. بعد، این جوکها را میگویید و تمام میشود. باید بیشتر تلاش کنید.» وقتی از شرّ محتواهای قدیمی خلاص میشوید، خودتان را به جلو میبرید و با چیز بهتری ظاهر میشوید. وقتی کار قدیمی را دور میاندازید، کاری که دارید واقعاً انجام میدهید این است که فضایی برای کار جدید ایجاد میکنید.
شما باید این انگیزه را داشته باشید که کارتان را رها کنید و دوباره به همه چیز، کامل فکر کنید. استیون سودربرگ درباره بازنشستگی پیش رویش از فیلمسازی میگوید: «من باید هر کاری که انجام دادهام را تکهتکه کنم و دوباره از چرکنویس شروع کنم. نه به این دلیل که متوجه همهچیز شدهام، بلکه فقط فهمیدهام که چه چیزهایی را نمیفهمم و باید آن را تکهتکه کنم و دوباره شروع کنم.»
مسئله این است که شما واقعاً هیچوقت از اول شروع نمیکنید. شما همه کاری که پیش از این انجام شده است را نمیبازید. حتی اگر سعی کنید تا آن را دور بیندازید، درسهایی که از آن گرفتهاید شما را بهسمت کار بعدی سوق میدهد.
بله




















