رمانی شیرین که باعث میشه خواننده به یاد زندگی خودش بیفته که خالی از مشکلات سختی وغم و غصه و... نیست ولی همیشه با هر سختی آسانی هست که به وضوح در این رمان به نمایش گذاشته شده و اینکه پاداش صبر و استقامت جز پیروزی و رسیدن به آرامش و عشق نیست اگر مینا گذشت و صبر نکرده بود نه خودش و نه اون بچهها معلوم نبود آیا آخر و عاقبت به این خوبی داشتن یا نه و این عاقبت بخیری رو مدیون دلسوزی و محبت و ایثار مینا هستن که اونم باز یک نعمت بزرگی از سوی خداوند متعال هستش خدایا همه را عاقبت بخیر گردان و به هممون عشق توام با آرامش وحس خوشبختی عطا نمایید
خوب بود به نظرم اگر مینا از اول تو زندگیش فعالتر بو د مشکلات بعدش پیش نمیومد منفعل بودن سر اول ازدواج و بی تفاوتی و بچگانه رفتار کردنش مقابل آتنا و ندونستن اینکه امین با کیا معاشرت داشته مسبب سختیهای بعد شد. در حالی که امین هر بار میخواسته در مورد آتنا توضیح بده
کتاب جالبی بود اتنا اشتباه کرد
هرکسی تاوان اشتباهاتشو توی همین دنیا پس میده.
خیانت کلا بخشیدنی نیست ولی مینا نشون داد که یه عاشق واقعیه و بخشیدن امین و قبول کردن ایمان نشان از دل بزرگ و صبورش داد که هرکسی این کارو نمیکنه. هرجا هستن سالم و سلامت باشن