کتاب شهرهای هوشمند و هوش مصنوعی نوشتهی کریستوفر گرانت کیروان و ژیانگ فو، با نگاهی فراتر از رویکردهای سطحی و فناورمحور، به بازتعریف مفهوم شهر در عصر داده، هوش مصنوعی و همگرایی فناوری میپردازد. این کتاب شهر را نه صرفا بهعنوان مجموعهای از زیرساختها و خدمات، بلکه بهمثابهی یک ارگانیسم زنده بررسی میکند؛ ارگانیسمی که از تعامل پیچیده میان محیط فیزیکی، زیرساختهای شهری، رفتار انسانی، فرهنگ، حکمرانی و سامانههای دیجیتال شکل گرفته است.
دربارهی کتاب شهرهای هوشمند و هوش مصنوعی
کریستوفر گرانت کیروان (Christopher Grant Kirwan) و ژیانگ فو (Zhiyong Fu) در کتاب شهرهای هوشمند و هوش مصنوعی (Smart cities and artificial intelligence: convergent systems for planning, design, and operations)، با معرفی مفاهیمی مانند آناتومی شهر و دی.ان.ای شهر، چارچوبی مفهومی برای درک تفاوتهای بنیادین میان شهرها ارائه میدهند. بر اساس این دیدگاه، هیچ دو شهری مسیر یکسانی برای هوشمندسازی ندارند؛ زیرا هر شهر دارای ترکیب منحصربهفردی از تاریخ، جغرافیا، جمعیت، فرهنگ، ساختار اقتصادی و سطح بلوغ فناوری است. این رویکرد، نگاه نسخهمحور و تقلیدی به شهرهای هوشمند را نقد میکند و بر ضرورت طراحی راهبردهای بومی و متناسب با هویت هر شهر تأکید دارد.
یکی از محورهای کلیدی این کتاب شهرسازی، بررسی تطبیقی شهرهای مهم جهان مانند پکن، لندن، نیویورک، دبی، سونگدو، مصدر و نیوم است. این مطالعات موردی نشان میدهند که چگونه الگوهای متفاوت حکمرانی، اقتصاد و فرهنگ، به استراتژیهای متنوعی در پذیرش و ادغام فناوری منجر شدهاند؛ از مدلهای بالا به پایین و فوقتسریعکننده گرفته تا رویکردهای بازارمحور و پایین به بالا. کتاب با پرهیز از قضاوتهای سادهانگارانه، نقاط قوت و محدودیتهای هر مسیر را تحلیل میکند.
شهر بهمثابه یک ارگانیسم زنده
در کتاب شهرهای هوشمند و هوش مصنوعی، کریستوفر گرانت کیروان و ژیانگ فو، هوش مصنوعی را بهعنوان قلب تپندهی سیستمعامل شهری معرفی میکنند؛ سامانهای که با جمعآوری، پردازش و تحلیل دادههای گسترده، امکان تصمیمگیری هوشمند، خودتنظیمی و بهینهسازی عملکرد شهر را فراهم میکند. با این حال، آنها تاکید میکنند که هوش مصنوعی تنها زمانی معنا و کارایی واقعی دارد که در خدمت هوش جمعی شهروندان قرار گیرد و به حفظ تعادل یا هموستاز شهری کمک کند. شهر هوشمند مطلوب، شهری است که فناوری در آن نامرئی اما اثرگذار است و در راستای ارتقای کیفیت زندگی، پایداری زیستمحیطی و عدالت اجتماعی عمل میکند.
در ادامه با معرفی شش بُعد اصلی شهر شامل بُعد فیزیکی، زیرساختهای شهری، بُعد انسانی، بعد فرهنگ و جامعه، زیرساخت دیجیتال و فناوری فراگیر، تصویری منسجم از فرآیند تکامل شهرها ارائه میشود. این ابعاد بهصورت لایههای جداگانه دیده نمیشوند، بلکه بهعنوان ابعادی همپوشان و وابسته به یکدیگر عمل میکنند که تنها در صورت هماهنگی، شهر را به سطح بالاتری از هوشمندی میرسانند. این کتاب توسط ھادی باغبانی، مقداد پوریانی، شیرین تبریزی، سمیرا لطفینوکنده، شکوه رفتنیامیری، زیبا رفتنیامیری، پدرام ایمانیرودبارکی و ابوالفضل لطفینوکنده به فارسی ترجمه و توسط انتشارات پشتیبان در ایران منتشر شده است.
کتاب شهرهای هوشمند و هوش مصنوعی برای شما مناسب است اگر
- به هوش مصنوعی و کاربردهای آن در سطح کلان علاقهمندید.
- مبحث شهرسازی و شهرهای هوشمند آینده برایتان از جذابیت برخوردار است.
- بهعنوان مهندس شهرسازی بهدنبال یادگیری جدیدترین پژوهشهای انجام شده در حوزهی شهرهای هوشمند هستید.
در بخشی از کتاب شهرهای هوشمند و هوش مصنوعی میخوانیم
ماندالا یک مفهوم باستانی است. در تاریخ کلاسیک جنوب شرقی آسیا از قرن ۵ تا ۱۵، از ماندالا (مدار) بهعنوان یک الگوی سیاسی استفاده میشد. این دیدگاه از مراکز پرتوی متحدالمرکز قدرت با مرزهای سیال توسط نقشهبرداری در قرن ۱۵ و مفهوم مدرن کشور ملت مختل میشود. مقالهای که در انجمن جغرافیدانان آمریکایی ارائه شده است تأکید میکند که طراحی شهری و مذهب بودائی میتوانند از طریق مفهوم «توپوفیلی» یوفی توآن که ارزشهای عاطفی و ادراکی طرحریزیشده در فضا همراه با اصلاح یا تجدید حیات را در نظر میگیرد، به یکدیگر مخصوصاً به ماندالا اطلاع میدهند. شورای شهر نیوکاسل راهبردی را اتخاذ کرده است که توسط شرکت راهحلها و استراتژیهای شهر هوشمند انجام شده است که توسط مفهوم ماندالای شهر هوشمند هدایت شده است. نقاش نیل پترسون برای خلق ماندالاهای هنرمندانه شهری که به ترکیب معماری، هنر و مناظر از سراسر جهان ادای احترام میکند، از تصاویر شهرها استفاده کرده است.
با بهرهگیری از زبان بصری، مکانی و سازمانی ماندالا، چارچوب شهر را میتوان بهعنوان مجموعهای پیچیده از عناصر ترکیبشده در یک کلیت سازمانی هماهنگ دانست. در اصل، ماندالا آفرینش آیینی «مدار» هنری است که برای نشان دادن جهان در نظر گرفته شده است؛ ادای احترام نمادین به پیچیدگی سامانههای درون سیستم. ایجاد ماندالاها، همانطور که راهبان بودائی با شن و ماسه انجام میدهند، بهیکباره یک تمرین معنوی و مراقبه است و همچنین روشی عملی برای پیشبینی سامانهها و چرخههای پیچیده زندگی است. در اصل، ماندالا یک مفهوم جهانی است که جهان کبیر و عالم صغیر متحد ترکیب شده، تجربیات کاربران و خود شهر هوشمند را شکل میدهد. به همین روش، بدن انسان نهتنها محدود است بلکه مکانیسمهای ورودی / خروجی نیز دارد؛ ماندالا بهطورمعمول دارای «دروازه» است که بهعنوان واسط بین جهانهای داخلی و خارجی عمل میکند. ماندالاهای شهری چیزی شبیه به نمونههای سنتی نیستند، اما آنها بهعنوان ساختاری رسمی انتزاعی برای آموزش ذینفعان متنوع با ساختن ماهیت بالقوه تکنوکراتیک سیستمعامل هوشمند در سطح جهانی قابلدرکتر عمل میکنند.
بله





























