با مطالعه این کتاب دو تجربه به بنده القا شد:
۱. سرگذشت و رونیکا روایتگر خیل عظیمی از افراد جامعه هست. ما در اطرافمان با خیل عظیمی از افراد روبرو هستیم که داستان و رونیکا روایتگر زندگی بیشتر این افراد هست که از یک سنی مشغول به کاری میشویم که تا اخری یا بیشتر عمر خود را صرف ان میکنیم یک زندگی، شغل، ادمهای تکراری که همگی دست در دست هم زندگی را به مرور زمان به شدت کسل کننده میکند که در دراز مدت موجب افسردگی و حتی اقدام به خودکشی میشود ۲. زندگی ادوارد که متاسفانه در جامعه بسیار شاهد ان هستیم انتخاب اجباری از سوی والدین با عنوان ما صلاحتو میخوایم در انتخاب شغل، همسر، رشته تحصیلی و... والدین بدون در نظر گرفتن سلیقه فرزند در انتخابش او را در معرض انتخابی اجباری و تحمیلی قرار میدهند که در دراز مدت عواقب ناگواری در روحیه و سبک زندگی فرزندشان خواهد گذاشت.
کتاب خیلی خوبی بود و داستان جالبی داشت. درباره بیماریهای مختلف روانی و دلایل احتمالیِ بوجود اومدنشون اطلاعات گرفتم و فهمیدم چقد رفتار خانواده میتونه تو زندگی و دیدگاه ادمها به زندگی تاثیر بذاره. داستان بسیار گیرا بود برای من و به نظرم خیلی ارزش خوندن داره. تنها ایرادی که میتونم بگیرم ترجمه بود که اصلا روان نبود و سانسورهای زیاد و بیدلیل داشت و یجورایی به زیبایی داستان لطمه میزد. پیشنهاد میکنم برای خوندش ترجمه دیگهای پیدا کنید یا اگر امکانش رو دارید به زبان انگلیسی بخونید.
کتاب کیمیاگر این نویسنده را خوندم خیلی دوست داشتم فکر میکردم بقیه کتابهایش نیز همینطوره ولی نبود. کتاب ورونیکا در مورد دختری که بدلیل اقدام به خودکشی به یه بیمارستان روانی میره و در اونجا با بیماران دیگه اشنا میشه و شرح زندگیشون داده میشه. اصلا دوست نداشتم تا نصفه بیشتر نخوندم همش در مورد بیماران روانی توضیح داده بود شرایط و حالاتشون و ذهن ادم آشفته میشد یه جور انرژی منفی تو کتاب بود.
کتابهایی که شخصیتهای اون با مرگ دست و پنجه نرم میکنند و دلایل تازهای برای ارزشمندی زندگی پیدا میکنند، از نظر من جالب و آموزنده هستند و باعث میشن که مسیر زندگی خودمون رو از بالا نگاه کنیم و در موردش فکر کنیم.
داستان کتاب خوب بود ولی برای من جذب کننده نبود و یه مقدار خسته کننده بود. پایان کتاب کاملا پیش بینی میشد و از همون اول مشخص بود بنظرم. شخصیت پردازیها خوب بود ولی بعضی جاها توضیحات اضافهای درباره شخصیتهای فرعی داشت
این چند مین کتابی بود که از تجربه رویارویی با حقیقت مرگ و واکنش افراد در این مواجهه میخوندم
علیرغم بزرگی و توانایی نویسنده، بنظرم خیلی در تصویر سازی عبور از مرگ به زندگی موفق نبود
۱. سرگذشت و رونیکا روایتگر خیل عظیمی از افراد جامعه هست. ما در اطرافمان با خیل عظیمی از افراد روبرو هستیم که داستان و رونیکا روایتگر زندگی بیشتر این افراد هست که از یک سنی مشغول به کاری میشویم که تا اخری یا بیشتر عمر خود را صرف ان میکنیم یک زندگی، شغل، ادمهای تکراری که همگی دست در دست هم زندگی را به مرور زمان به شدت کسل کننده میکند که در دراز مدت موجب افسردگی و حتی اقدام به خودکشی میشود ۲. زندگی ادوارد که متاسفانه در جامعه بسیار شاهد ان هستیم انتخاب اجباری از سوی والدین با عنوان ما صلاحتو میخوایم در انتخاب شغل، همسر، رشته تحصیلی و... والدین بدون در نظر گرفتن سلیقه فرزند در انتخابش او را در معرض انتخابی اجباری و تحمیلی قرار میدهند که در دراز مدت عواقب ناگواری در روحیه و سبک زندگی فرزندشان خواهد گذاشت.