ژانر ابزورد یا بیهودگی وسیلهای است برای برای نویسندگان نمایشنامه تا با آن به نقد جامعه بپردازند. این نوع نقد به بیماریهای تکثیر شده و ریشهدار جوامع میپردازد و آن را به سخره میگیرد. موضوعات مورد نقد عموما رفتارهای پوچ و بیحاصلی است که زندگی آدمی را چنان فراگرفته و جایگزین اهداف واقعی زندگی شدهاند که مردم حتی نیاز خود را از برون رفت از این پوچی از یاد بردهاند. هدف نویسندگان با این تصویر سازی کاریکاتوری میتواند تلنگری برای هوشیار ساختن مخاطب از این فراموشی باشد. البته این ژانر به دلیل حس تحقیر مخاطب شاید برای بسیاری خوشایند نباشد، و چه بسا مخاطب قرار گرفتن این تحقیر از سوی نویسندگان که خود افرادی از همین مردم و جوامع باشند مزید بر علت این ناخوشایندی است.
در نمایشنامه صندلیها همچنین داستان پیرمرد و پیرزنی به تصویر کشیده شده که عمر طولانی خود را با توهمات خود مبنی بر رسالتی که زندگی آنان به همراه داشته سپری کردهاند و در پایان زندگی با به راه انداختن اجتماعی خیالی در این توهم به سر میبرند که به زندگی خود معنا بخشیدهاند.
من به شخصه طرفدار این ژانر نیستم و بنابراین امتیاز بالایی به این کتاب ندادهام.
ایرادی که در نوشتار داشت این بود که بعد از نوشتنِ کلمهی پیرمرد یا پیرزن وقتی که میخواستن صحبت کنند؛ از دو نقطه یا خط فاصله (یا هر علائم نگارشی دیگه ای) استفاده نشده بود که از هم تفکیک شن که به اشتباه نیفتیم. بهترین قسمت داستان گفتگوی پیرمرد با امپراطور بود، بقیهی داستان برای من جالب نبود. شاید تماشای نمایشش بهتر از مطالعهی کتابش باشه. سپاس.
این اثر یک نمایشنامه بود اصلا شباهتی به کتاب نداره در مورد پیر زن و پیرمردی هست که در کهن سالی یک اجتماع خیالی برگزار میکنن با این تفکر که پیامی برای جهانیان دارن تا بشریت نجات بدن در کل از نمایشنامه زیاد خوشم نمیاد و به نظرم کمی ایراد نگارشی داشت و اگه این اثر صوتی بود بیشتر قابل درک برای شنونده میشد ممنون از کتابراه
کلا از مطالعه نمایشنامه لذت میبرم اما این سبک نمایشنامه رو اصلا دوست نداشتم و به نظرم خیلی خسته کننده و کسالت آور بود و در متن کلمات زیاد تکرار میشد و موضوع جالبی هم نداشت. اگر میشد اصلا ستاره نمیدادم. با توجه به مبلغش خواندن این نمایشنامه رو اصلا پیشنهاد نمیکنم.
برای چه کسی مناسب نیست؟ اگر دنبال شخصیت پردازی روان شناسانه یا پیوندهای داستانی روان انسانی هستید. اگر پایان بندی قوی یا پیام آوری روشن را میخواهید. یا اگر تئاتر رئالیستی یا خطی میپسندید، احتمالاً ارتباط شما با این اثر برقرار نخواهد شد.
در نمایشنامه صندلیها همچنین داستان پیرمرد و پیرزنی به تصویر کشیده شده که عمر طولانی خود را با توهمات خود مبنی بر رسالتی که زندگی آنان به همراه داشته سپری کردهاند و در پایان زندگی با به راه انداختن اجتماعی خیالی در این توهم به سر میبرند که به زندگی خود معنا بخشیدهاند.
من به شخصه طرفدار این ژانر نیستم و بنابراین امتیاز بالایی به این کتاب ندادهام.