داستان خوبی بود پر فراز ونشیب وبدون روده درازی و.... امای نکته خیلی مهم اونم اینکه هومان وشاطلی خواهر برادر رضایی حساب میشن واین ازدواج باطله و...
از نویسندههای عزیز میخواهیم که کمی توضیح المسائل بخونن و بدونن اگر خانمی به بچهای به اندازه سنگینی. یک آجر شیر بده واون بچه با اون شیر کمی رشد کنه وچاق شه. خواهر وبرادرهای دو خانواده به هم محرم میشن ودیگه نمیتونن ازدواج کنن
اگه اینی نکته رو فاکتور بگیریم رمان خوبی بود وپر از نکتههای ناب که بدرد همه تو زندگی میخوره
یک عاشقانهی زیبا یک مثبت اندیشی.
بدون پیش داوری زندگی کردن
دوست داشتن رو به زبون آوردن
ابراز علاقه بی تاخیر
به نظر من تکلیف نویسنده با خودش معلوم نبود اول داستان عشق لیلی و داریوش عشقی پاک ولی بقیه داستان عشق افراد شبیه هوس و هرزگی معنا شد شایلی که دختر زنی پاک و نجیب بود به راحتی تو حریم شخصی افراد قرار میگرفت
ایمان که اول داستان اونقدر به همسرش بی توجه بود که خواننده فکر میکرد ازدواجشون اجباری بوده و ایمان هیچ علاقهای به نازان نداره ولی آخر داستان با وجود خیانت انگار عاشق همسرشه
بنظر من خیلی دور از حقیقت بود بیشتر نویسنده فقط خواسته بود بنویسه وبراش مهم نبود که چه چیزی رو مینویسه حیف وقتی که براش گذاشتم
با احترام به قلم نویسنده، برخی ماجراها اغراق آمیز، مغایر با عُرف و فرهنگ مردم جامعه ما رو داشته و لزومی نداشت در مورد روابط جنسی، دقیق توضیح داده بشه علی الخصوص که احتمالا نوجوانان هم خواننده این کتاب هستند! و دیگه اینکه یه جاهایی از کتاب کپی از رمان اسطوره است که اگر خلاقیتی در تغییر اون به خرج داده می شد بهتر بود. امیدوارم که نویسنده محترم در سایر آثارش توجه لازم به این موارد داشته باشند موفق باشید.
رمان قشنگی بود ولی به شخصه دوست داشتم کاملتر واضحتر قصه هر شخص رو تموم میکردن مثل خونواده آرتا یا قتل فرید یکم مبهم واسم تموم شد دوست داشتم واضح تر متوجه داستان میشدم در کل من از شخصیتهای داستان ایمان و نازان رو بیشتر از همه دوست داشتم برام جذابیت بیشتری داشت کلا اینکه ارزش خوندن داره ممنون از نویسنده عزیز🤍
نویسنده ی کتاب داستان عاشقانه ی خوبی روانتخاب کرده وبامتن روان وقابل فهمی برای خواننده ارائه داده بود، ازهمون عشقهای جاویدان وباریشه ای که خواننده لذت میبرد، گرچه بدجنسی های بعضی افراد داستان نیزازنظردور نمیماند.
کتاب بسیار زیبایی هست، از خوندنش لذت بردم و برام سرگرم کننده بود
یک کتاب که خسته کننده نبود و پندهای زیادی رو درون خود جای داده بود نویسنده عزیز از ادبیات زیبایی استفاده کردند
و تشبیهات جالبی به چشم میخورد
به نظر من یکم زیادی کش داده شده بود داستان و یه جاهایی واقعا فیلم هندی بود انگار
من رمان زیاد میخونم و این رمان زیاد جذاب نبود برام و فقط چون شروعش کرده بودم به زور تمومش کردم وگرنه خیلی حوصله سر بر بود
سلام عالی بود تا اون جا که می خواستن بریم عروس خونه پدر شوهرش کاشی پدر شوهر لیلی نمرده بود و لیلی انتقامش رو از پدر شوهرش می گرفت و آرمان از پدر بزرگش متنفر می شد خیلی جذاب تر می شد
خیلی بهتر از این میتونست باشه انقدر که مردا تو این کتاب گریه کردنو اشکشون اومد نظرم عوض شد راجع به همشون. نویسنده فقط سعی کرده بود بتونه داستان جالبی بنویسه اما به نظر من موفق نشده بود
کتاب خوب و عاشقانهای بود من اهل خوندن رمانهای ایرانی و عاشقانه هستم این کتاب هم نثر قشنگی داشت حاشیه زیاد نداشت همش درگیر داستان و کاراکترها بود و خسته کننده نبود
از نویسندههای عزیز میخواهیم که کمی توضیح المسائل بخونن و بدونن اگر خانمی به بچهای به اندازه سنگینی. یک آجر شیر بده واون بچه با اون شیر کمی رشد کنه وچاق شه. خواهر وبرادرهای دو خانواده به هم محرم میشن ودیگه نمیتونن ازدواج کنن
اگه اینی نکته رو فاکتور بگیریم رمان خوبی بود وپر از نکتههای ناب که بدرد همه تو زندگی میخوره
یک عاشقانهی زیبا یک مثبت اندیشی.
بدون پیش داوری زندگی کردن
دوست داشتن رو به زبون آوردن
ابراز علاقه بی تاخیر