این کتاب سه گانست که خب البته جوری نیست که خیلی لازم و واجب باشه هر ۳ جلد رو کامل بخونی. چون هرکدوم ماجرای خودشونو دارن. و فیلم این سه گانه توسط نتفلیکس ساخته شده که گروه بازیگری خیلی خوبی داره. اما طبیعتا کل داستان و اتفاقات شبیه به کتاب نیست. بخاطر همین کتابشو بخونید بیشتر لذت میبرید. جنی هان قلم شیرین و خوبی داره و ماجرای لارا جین و اطرافیانش رو خیلی خوب برامون توضیح میده. شخصیتها همه عالین. داستان به طرز اغراق شدهای گریه دار و بیش از حد رومانس هم نیست. و همه چی کتاب در حد تعادله. بجز اون قلم نویسنده طوریه که میشه راحت کتاب رو خوند و خیلی سریع پیش رفت. و درباره نظرات منفی کتاب باید بگم همه کتابها سلییقهای هستن. باید ببینید میتونید با کتاب ارتباط برقرار کنید یا نه. به عنوان یک کتاب تینیجری و تا حدی ادالت بنظر من خیلی شیرین و جالب بود و از خوندنش لذت بردم.
شاید برای تینیجرها جالب باشه اما بنظرم کتابها و فیلمهای خیلی بهتری توی ژانر تین دراما هستن مثل النور و پارک، جایی که عاشق بودیم، پیش از آنکه بمیرم، زمین بر پشت لاک پشتها و... درکل دیدن یکبار فیلمش کافیه و بد نیست.
ممنون از کتابراه
سلام. خدا قوت خدمت نویسنده عزیز و مترجم گرامیکتاب بسیار روان و جالب است من کتاب را خیلی دوست داشتم و از اینکه تمام شد بسیار ناراحت شدم. طبق نظرات دوستان متوجه شدم این کتاب جلد دومی هم دارد خوشحال میشوم کتاب راه جلد دوم این کتاب را در اختیار بگذارد. معمولاً کتابهای که ریتم آرامی دارند کسل کننده هم نیز هستند و یا حتی بعضی از کتابها حداقل تا صد صفحه اولش متوجه هیچ چیزی نمیشوی جز معرفی شخصیتها مثل کتاب شهر خرس که بعد حالت هیجانی پیدا میکند اما این کتاب اینجوری نبود و از همان اول منو جذب خودش کرد. لارا جین را خیلی دوست داشتم به طوری که باهاش خو گرفته بودم شخصیت مارگریوت را خیلی دوست نداشتم اما میتونم درکش کنم چون همیشه تمامی کارها با اون بوده و وقتی متوجه میشود که زندگی بدون اون هم در جریان است و خواهر هایش هیچ مشکلی ندارند البته آنها سعی خودشان را میکنند ناراحت میشود و با خواهرش بد رفتاری میکند. بیشتر از همه از جشنهای آنها خیلی خوشم آمد مخصوصا جشن هالوین یا عید و یا حتی مراسم شکرگزاری چه خوب میشد ما هم همچین مراسمهای را داشتیم ولی متاسفانه روبه روز داریم از آداب و رسوم خود دور میشویم. رابطه پدر و دختری زیبای بین آنها وجود داشت برخلاف دیگر کتابها در این کتاب هیچ خبری از خیانت و... نبود که این کتاب برایم دوست داشتنی تر شد. در آخر وقتی مارگوت این کار را کرد ناراحت شدم چون یکطرفه به قاضی رفت. و سریع قضاوت کرد. ممنون کتاب راه و لطفاً کتابهای دیگری هم از این نویسنده عزیز در اختیار ما قرار بدهید.
کتاب پر کششی است! از جنس عاشقانه و ماجراجویانه اما به سبک نوجوانی. به سبک دانش آموز دبیرستانی و فضای مدرسه غربی با آن کمدهای معروف که بارها و بارها در فیلم ها و انیمشن ها دیده ایم. با این حال ماجرای کتاب در عین وجود پایان قابل پیش بینی دارای جاذبه و طنزی ملایم است. البته فکر نمی کنم مناسب رده سنی نوجوان باشد و اگرچه نقش اصلی داستان دختری نوجوان، حساس، دردسرساز و خیال پرداز است اما به دلیل تفاوت های فرهنگی فکر می کنم که چندسالی بین فضای او و فضای داخلی ما اختلاف سنی وجود دارد. دختری که اعتماد به نفس کافی ندارد و کم کم دارد خود بزرگسالش را پیدا می کند و بر اثر یک اتفاق برنامه ریزی نشده در مسیری می افتد که بیشتر با احساسات نهفته و ترس هایش مواجه شود، معنی دوست داشتن (البته از روی یک لغت نامه فرنگی) را یاد بگیرد و درعین حال یک دورنما از معضلات موجود برای دختران تازه جوان باشد. ارزش خواندن دارد؟ بله فکر می کنم ارزشش را دارد. نوجوانانه ترین قسمت ماجرا نحوه پایان بندی آن است، پایانِ خوب و دل گرم کننده!! البته بعد از اینکه نویسنده پیچیده در طنز، مخفی و درگوشی تمام تذکرات و نصیحت هایشان را به دختر نوجوان می گوید. فکر می کنم جالب و کاربردی باشد اگر رمان های تالیفی به همین سبک نوشته شوند.
سلام و عرض ادب
کتاب ریتم خیلی آروم و کسل کنندهای داشت اولیش وآخرش هم ناتمام به پیان رسید تنها جای باحالش ماجراهای پیتر و لاراجینه و گرنه بقیه داستان همش کشکه از اولشهم میتونستم حدس بزنم ک کیتی نامه هارو پست کرده و خب خیلی تابلو بود که بعد دعوای لارا و کیتی نامهها پست شدن
و چیز عجیب تر این بود که لارا هیچ وقت فکر نکرد که چطوری نامهها پست شدن و کی این کار رو کرد
و از طرفی کاش بجز خود لارا بقیه هم نقش پررنگ تری داشتند ولی خب در کل ارزش یه بار خوندن رو داره نمیخوام بگم افتضاحه و نمیخواهم هم بگم کتاب فوق العاده خوبیه ولی میخوام بگم برای تنیجری مثل برای پر کردن اوقات فراغتت خوبه که بخونیش
چون این کتاب از زبون یه دختر گفته شده کاش مترجم خانم بود چون میتونه موقعیت و احساسات و شرایط یک دختر رو به خوبی بیان کنه در کل قلم مترجم خوب بود
پ. ن: یه جاهاش رو سانسور کردن خیلی تابلو بود
مرسی از کتابراه و کتابهای خوبش
این کتاب سه گانست که خب البته جوری نیست که خیلی لازم و واجب باشه هر ۳ جلد رو کامل بخونی. چون هرکدوم ماجرای خودشونو دارن. و فیلم این سه گانه توسط نتفلیکس ساخته شده که گروه بازیگری خیلی خوبی داره. اما طبیعتا کل داستان و اتفاقات شبیه به کتاب نیست. بخاطر همین کتابشو بخونید بیشتر لذت میبرید. جنی هان قلم شیرین و خوبی داره و ماجرای لارا جین و اطرافیانش رو خیلی خوب برامون توضیح میده. شخصیتها همه عالین. داستان به طرز اغراق شدهای گریه دار و بیش از حد رومانس هم نیست. و همه چی کتاب در حد تعادله. بجز اون قلم نویسنده طوریه که میشه راحت کتاب رو خوند و خیلی سریع پیش رفت. و درباره نظرات منفی کتاب باید بگم همه کتابها سلییقهای هستن. باید ببینید میتونید با کتاب ارتباط برقرار کنید یا نه. به عنوان یک کتاب تینیجری و تا حدی ادالت بنظر من خیلی شیرین و جالب بود و از خوندنش لذت بردم.
اگر ما محتاطانه عمل کنیم جلوی خیلی از اتفاقات گرفته میشه. لاراجین باید نامه هارو جای مطمئن تری قرار میداد تا دست کیتی بهشون نرسه.
و اما نقد کتاب: لاراجین دختری است که برای کسانی که یک زمانی عاشقشان بوده نامه مینوشته و نامه هارو بایگانی میکرده. خواهر لاراجین (مارگوت) که با جاش دوست هست برای تحصیل به اسکاتلند میرود. نامههای لاراجین روزی پست میشوند و به دست پیتر و یکی هم به دست جاش میرسد. لاراجین برای اینکه جاش فکر نکند لاراجین بهش حسی دارد و هم اینکه مارگوت بویی نبرد بطور ساختگی با پیتر دوست میشود.
روزی که مارگوت به خانه بازمیگردد موقع دعوا جاش و پیتر از همه چیز باخبر میشود و با لاراجین قهر میکند شب سال نو کیتی به لاراجین لو میدهد که کسی که نامه هارا پست کرده خودش بوده لاراجین اورا میبخشد و آخرسر بطور واقعی با پیتر دوست میشود.
من نمیدانستم کتاب قسمتهای دیگری هم دارد ولی علیرغم این آشنایی اشتیاقی برای خواندن قسمتهای دیگر حس نمیکنم. کتاب بدی نبود. برای سرگرمی خوب بود روایت سادهای از هیجانات و ارتباطات دوران نوجوانی که از زبان شخصیت اول داستان بیان میشود. اتفاقاتی که در بین نوجوانان بسیار روزمره و رایج هستند و خط سیر خاصی را دنبال نمیکرد.
از سوی دیگر روابط حاکم در بین خانواده راوی داستان که یک خانواده آسیایی در جامعه آمریکاست و ظاهراً در این فرهنگ حل شدهاند و تنها چیزی که آنها را به فرهنگ کشور قبلی متصل میکند خواستهها و رسومات مادر مرحومشان است که به یاد او خود را موظف میدانند که رعایت کنند. در کل نقطه قوت کتاب قلم ساده و روان آن است که خواننده را خسته نمیکند. ولی غیر از آن مورد برجستهای به نظرم نیامد. ممنون از کتاب راه.
داستان جذاب هست اما هیجانی نیست، به آرامی میتونین پیش برین. شخصیتها به جز جنی، دوست داشتنی هستن حتی کریس. به نظرم خانواده رو به شکل دوست داشتنی تصویر کرده. البته چالش خاصی در داستان نمیبینید بجز چالش احساسی. آخر داستان هم قابل پیش بینی بود. رفتن مارگوت به یه دانشگاه یه کشور دیگه از آمریکا به اسکاتلند، منطقی نبود. اصلا علت خاصی براش بیان نمیکنه. ترجمه خوب بود اما گاهی جملات روان نبودن مثل سگ محلم میدهد. توی چه کاری میخوای کمک پدرت کنی یاد کیتی میدهممیگازد طرفم (فعل گازیدن نداریم، مخصوصا که در متن داستان استفاده شده نه در قسمت گفتگو) یادم میروم (می رود) که اینها واقعی نیست. آفای و خوهرها هم اشتباه تایپی بود، جایی هم به جای جاش گفته میشه پیتر. در کل داستان قشنگ و لطیفی هست خوندنش رو به همه و نوجوانها هم پیشنهاد میکنم
کتاب خوب است در مورد لارا جین دختری است که به کسانی که دوستشان داره نامه مینوشته و در زیر تختش پنهان میکند و یک روز اتفاقی که نامه هایش پست میشود و بدست اشخاصی که نامهها برای شأن است میرسد یکی از نامهها به دست نامزد خواهرش میرسد خواهر لارا با لارا قهر میکند اما سر انجام با هم آشتی میکنند و.... داستان کتاب زیباست اما هیجانی نیست داستان کتاب به آرامی پیش میرود و خواننده را دنبال خودش میکشد من به کتابهای وحشتناک و ترسناک بیشتر خوشم میآمد اما با خواندن این کتاب به این ژانر نیز علاقه مند شدم و چند کتاب دیگر با این موضوع خواندم در کل خوب بود از نویسنده و کتابراه تشکر میکنم پیشنهاد میکنم حتما بخونید پشیمون نمیشین
جزء کتاب هایی بود که خیلی دوستش داشتم، فقط یه عاشقانه ی ساده توی سن و سال نوجوانی نبود، پر از جزئیات قشنگ و آرام بخش از زندگی خانوادگی هم بود. روابط خانوادگی، روابط خواهرانه، دوستانه، ماجراهای عاشقانه همه با کلی جزئیات شیرین و دوست داشتنی نقل شده بودند. جزء کتاب های واقعاً شیرین و حال خوب کن بود، شخصیت ها خیلی خوب پرداخت شده بودن، می شد هر کدومشون رو به خوبی توی ذهن تصور کرد، موقعیت ها و بالا و پایین داستان هم عالی بود. این کتاب البته سه گانه است ولی دو جلد بعدی ترجمه نشده، اما یه فیلم سه قسمتی از روی این کتاب ها ساخته شده که بازیگرای خوبی هم داره و خوب تونسته داستان رو به تصویر بکشه.
کتاب جالبیه، البته من فیلمش رو هم دیدم و تنها چیزی که حس کردم تاسف برای مردم کشورمه، در کشورهای دیگه چه مناسبتها و جشنهایی وجود داره، مناسبتهای مختلفی برای شاد بودن و متاسفانه برای مردم ما بزرگترین تنوع عزاداری هاست
خوب بود منو یاد فیلمای تینیجری میندازه منتهاخیلی ملایم تر اونم بخاطر آسیایی بودن شخصیت کتابه و اصلا بخاطر همین از داستانش خوشم اومد و برام خیلی جالب بود بنظرم اینکه نویسنده نوشتن رو راهی بری رهایی از احساسات ممنوعه و یا هرچی دیگهای میدونه یک نقطه قوت و ضعف هست قوت اینکه باعث رهایی خاطر و آرامش میشه انگار اون احساسات رو با نوشتن کناد میزاریم و از طرفی ضعفه چون با دیدنشون هربار یاد اون احساسات میرفتیم و رنجیده خاطرتر از قبل میشیم کتاب خوبی بود دوست داشتم ممنوع از کتابراه
نویسنده کاربلده و قلم سادهای داره اما به شدت حاشیه روی کتاب زیاده. در 120 صفحه میتونست خیلی زیبا جمعش کنه. این بزرگترین ضعف کتاب بود. ضعف بعدی کتاب، نقش به شدت کمرنگ پدر بود! برخلاف آنچه که مرتب تاکید میشد که پدر عاشق بچه هاشه اما او اصلا متوجه تغییر رفتار دخترش نمیشه و هیچ تلاشی نمیکنه باهاش حرف بزنه. این بی خیالی و بی عرضگی با شخصیت پدر منافات داره. در ضمن، آخرش هم معلوم نشد که پیتر بالاخره رابطهی قبلیاش رو فراموش کرده یا نه!!!
بنظر من این کتاب برای رده سنی نوجوان مناسبه، ولی اینکه فرهنگ سایر کشورها با ما خیلی تفاوت داره رو باید در نظر بگیریم، وقتی کتابو میخوندم واقعا حسرت خوردم که چرا تو کشور ما نباید همچین مراسم و جشنها و دور همیهایی داشته باشیم، حتی مدارسشون و اردوهای تفریحی شون هم با ما فرق داره، فقط یه مساله برام جالب بود که اونام در مورد روابط بین دختر و پسر مثل ما هستن که ارتباط بین دختر و پسر اگه از حدی فراتر بره برای پسر مایه مباهاته ولی برای دختر بدنامی بحساب میاد.
قصه واقعا جذابه و شخصیتها کاملا باورپذیرن. کتاب فضای نوجوانانه داره منتها داستان انقدر پر کشش هست که دوس داشته باشین بقیهی اتفاقات تو کتابو، یا ادامه ماجرای آدماش با همو بدونین. داستان ادامه داره و اینجا تموم نمیشه؛ ولی متاسفانه جلدهای دیگه به فارسی ترجمه نشدن، من به ویکیپدیای انگلیسی که خلاصهی چند تا جلد بعدی رو داره اکتفا کردم...
به نام خدا
داستان هرچی که جلوتر میرفت جذاب تر و عاشقانه تر میشد و قلم نویسنده عالی بود. توصیفاتش به اندازه بود نه خسته کننده. مخصوصا آخرها که دلم نمیآمد داستان رو ول کنم
شخصیتشان رو دوست داشتم. پر از صمیمیت و فداکاری و عشق بود. دخترهای آقای سانگ مستقل و خودساخته و قوی بودن اونقدری که برا زندگی شان به کسی احتیاج نداشتن.
بیان ساده و شیوایی که این کتاب داره باعث میشه نتونی راحت کنار بذاریش و تا آخر ادامش میدی.
علاوه بر اینکه داستان از پستی بلندیهای خوبی برخورداره، روایتگر زندگی هرکدوم از ما در دوران نوجوونیمون هست؛ خلق و خویی که توی این دوره داریم، احساساتمون و اشتباهاتی که خیلی از اوقات انجامش میدیم.
امیدوارم شما هم از خواندنش لذت ببرید.
داستانش بد نیست. برام سواله که چرا باید هر سه دختر خانواده باید عاشق یه پسر (جاش) باشن؟ بعد هم در مورد پیتر باید بگم که همه در موردش فکر میکردن که آدم خوبی نیست و خیلی به اصطلاح عوضیه. ولی وقتی لااراجین باهاش دوست میشه میفهمه که واقعن اونجوری که بقیه میگن نیست. پس میگه که ما نباید کسی رو تا نشناختیم قضاوت کنیم.
🌱🤍
کتاب داستان قشنگی داشت، روابط آدما با همدیگه خیلی خوب به تصویر کشیده شده بود. شخصیت لاراجین اصیل و معصوم بود و اینو دوست داشتم. احتمالا به خاطر رگ شرقیش بی بند و بار نبود. اینکه میدونستم باید برای خودش ارزش قائل بشه و نذاره پسرا ازش سواستفاده کنن بعدم بندازنش دور، برای پسرا هم جذابترش کرده بود. واقعا که قهرمان داستان بود.
رمان خوبیه و آدم جذب میشه نویسنده کاری میکنه که ترغیب بشی برای خوندن داستان ولی انتظار داشتم آخرش رو بیشتر توضیح بده و زود تموم شد کتاب بهمون یاد میده گاهی از ان آدمی بدمون میومد وقتی باهاش ارتباط بگیریم و بشناسیمش ممکنه ان آدم ان چیزی که ما در ذهنمون ساختیم نباشه و رابطه خوبی باهاش برقرار کنیم
کتاب بدی نبود بیشتر برای دخترا دبیرستانی خوبه برام جالب بود رابطه قبل از سن ۲۱ سال یا قبل ازدواج بد میدونن و اینکه بعضی از پسرها وقتی با یکی حرف میزنم میکنن دوست دخترمه یا یکی رو بوس میکنن میکن رابطه داشتیم و با این بزرگ بینی میخوان خودشون فرد مهمی نشون بدن و دخترها باید مواظب باشن
داشتم داستان رو میخوندم که یکهو دیدم رسیدم صفحهی آخر کتاب داستان قشنگی داشت. یه جاهایی ریتم آروم و کارهای خیلی سادهی لاراجین خسته کننده میشد اما در کل موضوعیتش جذاب بود البته که بعضی جاهای داستان بیشتر به عقاید ایرانیها میخورد تا کرهای و خارجی و این برام جای بسی تعجب بود اما در کل قشنگ بود
فضای داستان نوجوانانانه است. اما من برای نوجوان توصیه نمیکنم. خیلی طولانی است، اما روان. دانشآموز باید درس بخواند، جنب و جوش و هیجان و رویاپردازی برای یک هدف روشن و شغل آینده داشته باشد. ولی در این قصه همه به فکر جذب جنس مخالف و مدام نگران توجه دیگران اند! یا در اردواند یا مهمانی یا کیک پختن!
کتاب دوست داشتنی و جذاب بود من همان اول کتاب حدس زدم که ارسال نامهها کار کیتی بوده وگرنه یک غریبه در خیریه که آدرس این افراد را نداشت و احتمالا برای ارسالش هم هزینه نمیکرده فقط فصلها خیلی کوتاه بود و عنوان نداشتند و اگر داشتند به جذابیت داستان میافزود. با تشکر از شما
داستان قشنگ به عنوان هدیه به خودت.. به شدت رویایی.. از فیلمش بهتره... فضایی آمریکایی که ماها دهه هفتادی تجربهاش نکردیم (فک کنم این هشتادی نودیا تجربه کردن مثل رمان بر باد رفته که عاشق اون شخصیت مرده میشدی اینجا هم عاشق پیتر میشی ولی خب باید با اخطار بگم که " وجود خارجی ندارد
کتاب خوبیه و برای نوجوانا جذابیت بیشتری داره از روی این کتاب فیلمش هم ساخته شده که دیدنش خالی از لطف نیست ولی یکم طولانیه چشم رو ممکنه اذیت کنه به نظرم صوتی این کتاب بهتره ولی بعضیها فقط کتاب الکترونیک دوست دارن که در این صورت این کتاب پیشنهاد میشه. روزتون پر از نور، خدا باشه
با سلام، کتاب در واقع برای گروه سنی نوجوان وبه اصلاح امروزی تینیجره و در واقع تمایلات و احساسات و تصمیماتی که اکثرا جنبه احساسات خاص اون دوران هست رو در قالب داستان گفته، جالب بود ولی بیان روابط جنسی هر چند به طور نا محسوس رو برای این گروه نپسندیدم
این کتاب بیشتر برای نوجوانها هست و البته سبک نوشتاری نویسنده به رئالیسم کمی نزدیکتره، اگرچه بنا به گنگ بودن ساختار داستانی نمیشه گفت به سبک خاصی تعلق داره، ولی با اینهمه خوندن این کتاب و همراهی با یک نوجوان در گذر از سفر زندگیش لذت بخش هست
کتاب خوبی است اما از آنجایی که از اسمش پیدا است عاشقانه است و امکان دارد سلیقه خیلیها نباشد اما مناسب آنهایی است که رمانهای عاشقانه میخوانند هست و فیلم این کتاب را هم ساختند که سه قسمت دارد.
به نظر من جنی هان خوب توانسته شخصیتها را بیان کند.
کتاب جالبیه درباره عشق احساسات یک دختر نوجوان به پسرهاست.
و نحوه بیان احساساتش به انها. از این کتاب با همین اسم سریال هم ساختن که حتما ببینید البته این کتاب جلد دیگری هم دارد که اگر دوست داشتید بخونیددر کنار توصیف فضای عاشقانه شما رو هم به چالش میکشه
درسته که سالهای زیادی از سن نوجوانی م گذشته، ولی واقعا شور و شوق نوجوانی توی این کتاب حس میشه، داستانی که واقعا نتونستم کنار بگذارمش
حال و هوای شاد و دوست داشتنی نوجوانی و عشق و دوست داشتن این دوره، واقعا قشنگه و خیلی خوب بیان شده بود
ترجمهای دلنشین و گیرا
به نظرم کتاب جالبیه من در اولای کتاب شخصیت مارگوت رو دوست داشتم و در آخر کتابم شخصیت لاراجین کتاب خوبی بود اینکه جودی عاشق باشیم که کسی نفهمه سخته ولی لاراجین همهی اینا رو تحمل و بخاطر یه اشتباه رازش فاش شد
به نظر من کتاب خوبی بود و ریتم آرومی داشت و من یه روزه تمومش کردم و برای نوجوون ها بیشتر مناسبه داستانش درباره دختری به اسم لاراجین هست که به دروغ وارد رابطه عاشقانه میشود و.... من از خوندنش لذت بردم
قشنگ بود و آرام و دلپذیر احساسات متفاوت نوجوانان رو با قلم زیبایی نشون میده و یاد میده که چطور در شرایط مختلف برخورد کنند و احترام به خانواده رو در الویت قرار بدن، البته مسایلی که بیان میشه با فرهنگ کشور ما متفاوته
سلام، به نظرم کتاب خوبی بود و من از خواندنش لذت بردم، درست است که به خاطر تفاوت فرهنگ یکسری مواردی که مطرح شده که ما آن را تجربه نکردیم ولی در کل در توضیح روابط بین آدمها و بیان احساسات بسیار زیبا و دلنشین بود.
کتاب خیلی خوبی بود واقعا جذاب و پر کشش بود طوری بود که دوست نداشتم کتابو زمین بزارم با وجود اینکه مخصوص نوجوانان بود ولی، من دوستش داشتم کاش اگر جلد دیگهای هم داره، حتما تو کتابراه قرار بدهید موفق، وموید باشید
کتاب فوق العادهای بود اصلا دلم نمیخواست تمام بشه. احساسات نوجوانها خیلی جالب وچالش برانگیزه صبر وحوصله برای درکشون خیلی لازمه.
زندگی با احساس دوست داشتن ودوست داشته شدن خیلی زیباست.
این اثر بیشتر به مخاطبان علاقهمند به داستانهای احساسی و نوستالژیک پیشنهاد میشود و ممکن است برای کسانی که از رمانهای پرحادثه و پیچیده استقبال میکنند، کمی آرام و ساده به نظر برسد.
این کتاب برای نوجوانان و جوانان نوشته شده است. بسیار سرگرم کننده است. خط داستان سر راست و بسیار ساده است. جلد های بعدی کتاب هم خواندنشان خالی از لطف نیست. ترجمه هم بسیار خوب و روان بود.
این کتاب از این جهت برام جالب بود که چقدر حدود روابط اهمیت داره حتی باوجود اینکه ازادی زیادی دارند واینکه چقدر روابط در خانواده برپایه اعتماد و عشقه، ارزش وقت گذاشتن داشت ممنون تز کتابراه
سلام. داستان کتاب جذبم کرد ولی در کل از داستانهایی پایانش نامعلوم تموم میشه خوشم نمیاد. دوم اینکه به نظر من باید اول عشق پیتر مشخص میشد و جبران میکرد نه اینکه باز هم لاراجین کوتاه بیاد
خیلی دوستش داشتم اروم و دوست داشتنی بود و احساساتت رو درگیر میکرد که البته من بعد اینکه تموم شد احساس میکردم بازم باید ادامه داشته باشه و نباید تموم میشد ولی در کل برای من جذاب بود
داستانها جالبند و تا حدی میشه از داستانها با فرهنگ مدرن در شرق آشنا شد اما کلمه عاشق در نام داستان به نظرم درست نیست، چون یک سری از افراد رو این خانم عاشقشون نبوده
اگر نوجوان هستید یا نوجوان درونتون فعاله، کتاب قشنگیه و شمارو از دنیای اطراف جدا میکنه. شبیه ایت بود که دفترخاطرات کسی که دوستش داری رو میخونی، احساس خوبی داشت.
کتاب زیبا روان و سادهای بود و خب داستان خاص و زیبایی داشت من پسندیدمش فقط متوجه نشدم جنی چی شد؟ این جریان حرف زدنای بی مورد پیتر با جنی چی بود؟ بالاخره یا اینوری یا اونوری دیگه...
کتاب سرگرم کنندهای هست اما احتیاج به ویرایش داره غلط املائیاش خیلی تو ذوق میزنه. به نظرمی مترجم دیگه این کتاب رو ترجمه کنه فکر میکنم این داستان اون داستانی نیست که نویسنده نوشته.
زیبا و دلنشین و ساده و صمیمی گذر از ترسها و شکها و رها کردن مکان امن خود و تجربه کردن راههای نو و تازه و رسیدن به درک جدیدی از خود و دیگران و این یعنی رشد
بنظرم یکی از داستانهای خوب نوجوانی بود که برای همه رنج سنی مناسب فضای داستان طوری هست با هاش سریع میشه ارتباط برقرار کرد، خواننده بعد خوندنش پشیمون نمیشه من درکل خوشم اومد.
شاید برای تینیجرها جالب باشه اما بنظرم کتابها و فیلمهای خیلی بهتری توی ژانر تین دراما هستن مثل النور و پارک، جایی که عاشق بودیم، پیش از آنکه بمیرم، زمین بر پشت لاک پشتها و... درکل دیدن یکبار فیلمش کافیه و بد نیست.
ممنون از کتابراه