کلااین سبک کتاب مورد پسند من نیست اما نویسندههای مشهوری و کلا چهرههای مشهور همیشه نوع زندگیشون برای ما ادمهای معمولی جای سوال بوده و کنجکاومون کرده. با خوندن چند فصل اول این کتابی جورایی من حس ناامیدی بهم دست دادشاید این حرفم غیر منطقی باشه امااین زندگیی نواخت و مشکلات خانوادگیی جورایی مایوس کننده س وقتی توزندگی اکثرچهرههای شناخته شده کنکاش کنیم بااین قبیل مسایل زیاد مواجه میشیم مثلا همین نویسنده که بااین مهارت و به این زیبای میتونسته بنویسه افکار. عقاید و امال و ارزوهاشو به این خوبی میتونسته روی کاغذ پیاده کنه پس چرا تو زندگی معمولی حتی نتونستهی فصل خوب زندگی کنه شایددرک نابغههای مثل ایشون برای خانواده ش سخت بوده و کلا نمیتونستن خوب ارتباط برقرارکنن شاید خوده نویسنده به قدری غرق دنیای کتاباش بوده که کلا اززندگی عادی غافل بوده. جواب این سوالاتوجزخوده ایشون و خانواده ش کسی نمیتونه بده و جواب هرچی که باشه نمیتونه چیزی ازارزش شاهکارهای ایشون کم کنه. چون این کتابی جورایی زندگینامهی خوده ایشون بوده من این مطلب رو عنوان کردم
این کتاب یه جورایی مثل یه نقاشی از زندگی مدرن آمریکاییه، ولی نه اون تصویری که توی فیلمای خوشرنگولعاب هالیوودی میبینی. جان چیور توی این داستاناش، آدمایی رو نشون میده که انگار همهچی دارن، ولی وقتی دقیقتر نگاه میکنی، میبینی زیر اون ظاهر مرتب و مرفه، یه عالمه زخم و سرخوردگی قایم شده. چیور توی داستانهاش یه لحن خاص داره، یه جور نوستالژی عجیب که هم تلخه هم شیرین. بعضی از داستانا توی کتاب، خیلی خوب فضای سرد و تنهایی آدمای طبقه متوسط رو به تصویر میکشه. چیزی که توی این کتاب دوست داشتم، این بود که همهچی رئالیستیه، ولی با یه تهمایهای از سورئالیسم که انگار داری از پشت یه شیشه مهگرفته به زندگی نگاه میکنی. اما اگه دنبال داستانای پرکشش یا هیجانانگیز باشی، شاید این کتاب برات کند پیش بره. بعضی جاها حس میکنی شخصیتا بیش از حد توی خودشون گیر کردن، و شاید نتونی با همهشون ارتباط برقرار کنی. ولی اگه به ادبیات مدرن و داستانای کوتاهی که در عین سادگی، یه عمق پنهان دارن علاقه داشته باشی، این کتاب یه تجربهی جذابه.
داستان خوبی بود و از نکات ظریفی در نگاشتن آن به کار برده شده بود و از جمله آنها پایان باز انتهای کتاب هرچندگاها جذابیت کتاب را از بین میبرد ولی فکر انسان را به کار میاندازد و این افتخار را به او میدهد که تو چطور این داستان رو تموم میکنی؟
سبک نگارش داستان بسیار روان است و ترجمه خوبی نیز دارد ولی عنصرهایی که یک خواننده را جلب کند ندارد و این مشکل کلی از موضوع و محوریت داستان است
کتاب تقریبا طنز آلودی است ولی اگر زیاد در داستان فرو برویم متوجه فضای تاریکی از شک و شبهه میشویم
داستان مردی را روایت میکند که وقتی از مشغلههای روزانهاش خلاصی میابد و بازنشسته میشود با بیکار شدن و در خانه ماندن فکرهایی به سراغش میآید و کم کم متوجه واقعیتهایی درمورد اطرافیانش میشود و درصدد آنها برمیآید...
برای دوستداران رمانهای اجتماعی و طنز آلود مناسب است همچنین برای بالای ۱۴ سال فکر کنم جذابیت بیشتر داشته باشد
من از کتابراه ممنونم بابت کتابهایی که در اختیارمون قرار میده ولی کتاب اقیانوس رو اصلا دوست نداشتم نمیدونم شاید سلیقه من نبود یه کتاب گنگ و با آخری باز هم نمیشد گفت بیشتر باید گفت کتابی بی سرو تهمن حتی منظور این کتاب از زندگی جان چیور در مورد پینگ پنگ هم به درستی درک نکردمولی کلا من همیشه دوست دارم کتابهایی رو بخونم که به من انرژی و انگیزه بده و یا اینکه حس بد نده در این کتاب هم نویسنده از زندگی ش نا امید هست و از زندگی ش راضی نیست هم شخصیت اصلی داستان که با چیی که خودش تعریف میکنه یه شخص موفق چرا نباید بتونه کاری برای خودش انجام بده یه شخصی که پول داره چرا نباید از زندگیش لذت ببره اصلا منظورش رو نفهمیدم و نمیخوام بفهمم ولی یه چیز رو خوب میدونم کسی که موفق باشه راه و رسم زندگی رو بلد باشه تو هر شرایطی به سمت موفقیت و بهتر زندگی کردن میره
من به این کتاب پنج ستاره میدم. چرا؟.. چون درسته به عقیدهی بعضی از دوستان که نقد داشتن قصه با پایانی گنگ به اتمام میرسه، ولی باید بگم این نوع از پایانها - که به پایان باز معروفه و بسیار سبکِ جاافتادهای هستش در چه حوضهی کتاب و داستان و چه در سینما و روایتهای بصری - باعث میشه شما با توجه به روندی که در طی خوندن کتاب طی کردین و شناختی که از کاراکترها و ماجرا پیدا کردین در ذهنتون پایانِ خودتونو بسازید و خودتونو در رابطه با پایانبندی و به اصلاح فرآیند نتیجه گیریِ داستان به چالش بکشید.
به شخصه لذت بردم از خوندن این کتاب، مخصوصا اینکه نویسنده - جان چیور- نویسندهی شناخته شده و مطرحی هم است از نظر منتقدین و خوانندگان حرفه ایِ کتاب!
.
ممنون از "کتابراه" دوست و همراه همیشگی ما ❤🙏
کتابی ک زیبا نوشته شده از زبان بزرگسالی که به زیبایی و ظرافت و اندیشمندانه کودکیاش را واکاوی میکند.
بخشهایی از کتاب:
دارم یادداشتهای روزانهام را مینویسم چون معتقدم جانم در خطر است! در ضمن راه دیگری هم به ذهنم نمیرسد که ترسهایم را ثبت کنم. نه میتوانم اینها را به پلیس گزارش کنم، علتش را بعداً برایتان میگویم، و نه به هیچ کدام از دوستانم اطمینان دارم.
تازگیها اعتمادبهنفسم را شدیداً از دست دادهام و همینطور از نظر عقلانیت و نوعدوستی آسیبهای جدی به من وارد آمده. اینها مسائلی آشکارند که بحثی درشان نیست، اما همیشه ابهامهای دردناکی وجود دارند که چه کسی را باید مقصر این بلایا بدانیم. شاید باید خودم را مسئول بدانم
این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه است که با قلمی روان و احساسبرانگیز به روایت زندگی روزمره و پیچیدگیهای انسانی میپردازد. سبک نوشتاری چیور و توانایی او در خلق شخصیتهای واقعی و موقعیتهای معنادار، این کتاب را به تجربهای عمیق و ماندگار برای خوانندگان تبدیل میکند. اگر به داستانهای کوتاه با درونمایههای انسانی و اجتماعی علاقه دارید، این اثر میتواند شما را مجذوب خود کند.
سلام خدمت دوستان
ابیات کتاب کاملا سلیقه ایست و میتونه با یکی ارتباط برقرار کنه و با یکی دیگه نه...
من خودم پایان باز رو دوست ندارم ولی از اونجایی که نویسنده به نوعی شرح زندگینامه میده و داستان به نوعی زندگینامه خود نویسنده است و اونموقع احتمالا در زمان نگارش در قیدحیات بوده خرده نمیشه گرفت....
در مجموع در اثرهای داستانی و رمان در حد متوسط بود و نه بیشتر.... ممنون از کتابراه
من که از اول و آخر کتاب چیزی سر در نیاوردم ولی مسیر خوبی داشت پایان بازی داشت و همین طور تلاش پدر برای زندگی دخترش اونم در حد معقول برام خیلی جالب بود که به تفکرات دخترش احترام لازم رو گذاشت هر چند فکر میکرد اشتباهه و همینطور رابطه عجیبی که با همسرش داشت و سعی میکرد درستش کنه
داستان کوتاه و پایان اون کمی گنگ و یه جورایی باز میمونه، شرح حال کوتاه مردی که زندگیش با از دست دادن کارش تغییر میکنه و چالشهای خاصی که بعد از اون براش پیش میاد، از طرفی طنزآمیز واز طرفی متاثر کننده ست، اگر نویسنده داستان رو ادامه میداد و به نتیجه خاصی میرسید شاید جذابتر میشد.
کتاب روان
حکایت زندگینامه طور
و درک تفاوت این زندگی با افراد عادی
کتابی مناسب برای پی بردن به اینکه افراد مختلف چطور به جایگاه برتری میرسند
من کتاب رو دوست داشتم
و متن هم سبک و راحت برای خوندن زمان زیادی هم ازتون نخواهد گرفت
خیلی خوب بود من که خوشم اومد چون زندگی مردی رو تا وقتی به سر کار میرفت از چه لطفی برخوردار بود و سپس هنگامی که بازنشسته میشه چطور با واقعیتهای زندگی روبه رو میشه برای کسایی که زیاد شغلشون رو دوست ندارند پیشنهاد میکنم
خوب شروع کرده بود ولی پایان کتاب گنگ بود شاید میخواسته خودمون حدث بزنیم چی میشه البته نویسنده شخصیتها و برخی روایتها رو طنز گونه بیان میکنه که بسیار جالبه صفحات زیادی نداره و خوندنش خالی از لطف نیست
اصلا در دسته بندی طنز نمیشه این کتاب و قرار داد
من خودم به شخصه با اینکه کتاب و کامل خوندم ولی متاسفانه چیزیمتوجه نشدم نه پایانی داشت نه نوشتهها به موضوع مربوط بودن
در کل برای سرگرمی خوبه
با سلام.
در رابطه با دیدگاه و نظر حقیر درباره این کتاب بسیار زیبای نویسنده آمریکایی، باید گفت: که هر کسی نمیتونه قلم خوبی داشته باشه، و لزوما هر آمریکایی هم نمیتونه قلم خوبی داشته باشه.
داستان مردی است گرفتار که برای درمان دردهایش متوسل میشود، و جواب میگیرد داستانی که شاید انسان را برای درمان دردهایش به حرکت در اورد باعث ایستایی او و تمنا از مرکز قدرتی است که تواناست
یک کتاب کوتاه با موضوع بازنشستگی، میتونست کاملتر باشه خیلی به عمق مسائل و مشکلات بازنشستگی نپرداخته و کنارش هم که بدبینی و شک به همسرش هم بود، آخر داستان رو من خیلی متوجه نشدم.
یه تیکه خیلی کوتاه از زندگی روزمره یکنفر رو نشون میده،
بیان حالات روحی اون فرد که از کارش بیکار شده.
قلم قابل درک و ملموسی هم داره. ولی پیشنهاد من نیست. در هرحال 80 صفحه زیاد جای بحث نداره!
دقیقا حال ما بعد از خواندن این کتاب، مثل داستان ما که مرده آخر زندگی فهمید اطرافیانش کی به کیه، حالا ما هم بعد از خواندن آخرین صفحه نمیدونیم چی به چی بود...