یکی از اهداف دین اسلام مبارزه با خرافهپرستی و اعتقاد به جادو است. قرآن کریم به جای روی آوردن به خرافات، انسان را به استفاده از قدرت تعقل و تدبر سفارش میکند. کتاب پایان عصر دعانویسی تالیف الهام خورشیدطلب و زهرا امیر حائری به یکی از هذیانهای ذهن بشر یعنی دعانویسی میپردازد. با وجود اینکه بساط این گرایشات با نزول قرآن برچیده شده است اما همچنان کسانی هستند که در دام شیطان اسیر میشوند و برای تغییر مشیت الهی به رمل و طلسم متمسک میگردند.
دربارهی کتاب پایان عصر دعانویسی
شاید به گوشتان خورده باشد که بعضی از مردم، آنچنان به دعانویسی و فالگیری باور دارند که شب و روز در حال رفتن پیش دعانویسها هستند، با این نیت که گرهها و طلسمها را از زندگی خود یا نزدیکانشان بگشایند. اینها افرادی هستند که در برههای از زمان تحتتأثیر اندیشههای جاهلانه و نادرست پیشینیانشان و تحت احاطه شدید این باورها و اعتقادات بیریشه و بیسند قرار گرفتهاند و چنان تأثیر عمیقی بر ذهن و روان آنها بر جای گذاشته که این اعتقادات و افکار خرافیِ برخاسته از طلسمشدنشان را متعصباً از آن خود میدانند.
افرادی که در زندگی خود احساس درماندگی میکنند و نمیتوانند با تدبیر و توکل به خداوند متعال مشکلاتی از قبیل بیماری، فقر، سرقتِ مال، ترس و وحشت و... را حل کنند به دعانویس روی میآورند و بر این باورند که با سرکتابگیری که شروع فعالیت دعانویس است دلیل مشکلات آنها مشخص میشود و به راهحل مطلوبی دست خواهند یافت.
لذا کاملاً چشم و گوش بسته و مریدوار از افکار باطلی که ناخودآگاه از دوران کودکی با آنها بزرگ شدهاند حمایت میکنند (برای مثال قصههای مختلفی که در مورد حقیقتداشتنِ سحر شدن افراد شنیدهاند) و هیچگونه مخالفتی را نسبت به این اعتقادات غلط از جانب هیچکس نمیپذیرند و شدیداً هم نسبت به آنها جبهه میگیرند. غافل از آنکه در مردابی گرفتار آمدهاند که هر لحظه بیشتر در آن فرو میروند و در نهایت کاملاً بیگناه در این وادی گرفتار میشوند.
خداوند برای بعضی چیزها اثر و نیرویی گذاشته است، اما باید توجه داشت که دعانویسی، چشمنظر، طلسم و غیره، آنقدر که مردم به آن بها میدهند و حائز اهمیت میبینند در واقع دارای ارزش و اهمیت نیستند و آنقدرها که فکر میکنند قدرتمند نیستند. در حقیقت حماقت ما انسانهاست که قدرت این چیزها را بالاتر از قدرت خداوند میدانیم.
حال آیا دعانویسی و طلسم و جادو واقعیت دارد؟ امروزه افراد جامعه چه میزان با این مسائل درگیر هستند؟ چقدر به خدا و قدرت او ایمان داریم؟ آیا بسیاری از اتفاقات و مشکلات زندگیها چیزی جدای از نحوه نگرش و تفکر انسانها به دنیای پیرامونشان است؟
از آنجایی که پاسخ دادن به این پرسشها از اهمیت زیادی برخوردار است و مقابله با مسائلی که این نگرش به وجود خواهد آورد در الویت قرار میگیرند، الهام خورشیدطلب و زهرا امیرحائری بر آن شدند تا با نگاهی به منابع عظیم موجود در این حوزه، کتاب پایان عصر دعانویسی را تالیف کنند و گره ذهنی افراد درباره این موضوع را بگشایند.
کتاب پایان عصر دعانویسی مناسب چه کسانی است؟
مخاطبان این کتاب، جوانان و افراد تحصیل کرده و کسانی که در زمینه مشاوره و روانشناسی فعالیت دارند خواهند بود. البته این کتاب برای عموم افراد جامعه به مرحلهی نگارش درآمده است، زیرا همه افراد جامعه حداقل یکبار با این مسائل روبرو شدهاند و پرسشهای زیادی برایشان ایجاد شده است.
در بخشی از کتاب پایان عصر دعانویسی میخوانیم
عدهای از افراد اصرار دارند که دوباره به رابطهی عاشقانهای که قبلاً داشتهاند بازگردند. رابطهای که متاسفانه به دلایلی معشوق از آنها دلخور شده و فاصله گرفته است. آنها برای درمان سرگردانی خود به اشتباه سراغ دعانویسان میروند تا با دعاها و طلسمها عشق از دست رفتهشان را بازگردانند.
جالب اینجاست که دعانویسانی که شمارهشان را در فضاهای مجازی پخش میکنند برای اینکه خودشان را موجهتر جلوه دهند عنوان میکنند که این شماره توسط یک تیم روانشناسی به مراجعهکنندگان معرفی میشود!
دختری پس از هشت سال ارتباط با پسری، متوجه میشود که علاقه پسر به او کم شده است و دیگر مثل گذشته به او توجه ندارد. البته در طول این مدت، متاسفانه پسر همیشه با بهانههای مختلف از معرفی دختر به خانوادهاش سر باز زد و هر بار عنوان میکرد که والدینش مایل هستند که او از همکیشان خودشان دختری را به همسری انتخاب کند. تا اینکه بالاخره روزی متوجه میشود که پسر با یکی از همشهریهای خودش نامزد کرده است.
دختر که در گذشته بسیار شاد، سرحال و خندان بود پس از فهمیدن این موضوع به افسردگی شدیدی دچار میشود. او تمام وقت، مال و انرژیاش را صرف این پسر کرده بود. از همه مهمتر از نظر عاطفی به او وابسته شده بود و هر زمانیکه این پسر به مشکلی بر میخورد با مهربانی او را همراهی میکرد.
پسر هیچوقت در طول این مدت جواب قطعی برای آینده به او نداده بود و هر بار که صحبتی در این خصوص مطرح میکرد با جملات دوستت دارم و عاشقت هستم و هیچ دختری را جز تو برای همیشه در کنارم نمیخواهم، او را آرام میکرد و به ادامه رابطه امیدوارش میکرد. در صورتی که خیلی حرفهای از صحبت در مورد آینده با او طفره میرفت. دختر که بسیار افسرده و پژمرده شده بود و در همه لحظات زندگیاش فکر و ذکر بازگشت معشوق و ازدواج او با خودش را در ذهن میپروراند، ماجرا را برای یکی از دوستانش تعریف میکند. دوستش او را به یک دعانویسی معروف، معرفی میکند و...
بله


















